|
با هفته
نامه ياپراق به گلستان خواهم آمد!
پاي صحبت يوسف قوجق
(قصه نويس و مديرمسئول فصلنامه ي ياپراق)

يوسف قوجق
متولد
روستاي اوخلي بالا از توابـــع راميان
بــه تاريخ 1/3/1347 است. در دبستان
روستاي اوخلي بالا ، دبستان جعفرباي
(گنبد) ، مدرسه راهنمايي ناصرخسرو (گنبد)
، دبيرستان شريعتي (گنبد) و دانشگاه علامه طباطبائي (تهران) تحصيل نموده است. معلم
آموزش و پرورش (تهران) ، ويراستار برخي از
هفته نامه هاي چاپ تهران ، دبير بخش قصه ي
مجلات نهال انقلاب ، اميد آينده ، آينده
سازان ، مدير داخلي نشريه گلبانگ و پويش
(كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان) ،
همكاري با برنامه ي راديويي "قصه ظهر
جمعه" و "نردبان آسمان" از جمله ي فعاليت
هاي پيشين وي بوده است.
از وي تاكنون بيش از 20 كتاب (تأليف و ترجمه)
در زمينه
داستان
و پژوهش هاي ادبي و نيز مقالات و آثار
متعددي در روزنامه هاي سراسري و مجلات
ادبي به چاپ رسيده است.
دو پسر
به نام هاي بنيامين (دايان) و آيدين دارد.
منبع:
فصلنامه ي "فراغي" شماره ي 20 /
زمستان 1384
يوسف قوجق
را خيلي ها مي شناسند. قلمي توانا و قلبي رئوف دارد. هيچ نديده ايم در
باره ديگران ـ حتي آنها كه خواسته يا ناخواسته دلش را به درد مي آورند
ـ سخن درشتي گفته باشد. به ديگران با احترام مي نگرد و به ديدگاه
ديگران حتي اگر نظري برخلاف نظر آنها داشته باشد ، احترام مي گذارد.
هميشه به دنبال تفاهم و اتفاق نظر است. به دنبال وصل است تا فصل. وقتي
مي شنود اختلافي بين دوستان پيش آمده ، با نگاهش مي فهماند كه دلش به
درد آمده است. به خاطر نوع كاري كه دارد ، كمتر در منطقه آفتابي مي
شود. در طول سال ، ناگهان چند ساعتي پيدايش مي شود و تا سال بعد غيبش
مي زند. شنيده ايم كه غير از فصلنامه ي ياپراق ، در انديشه ي چاپ هفته
نامه اي با همان عنوان زيباست. فرصتي پيش آمد تا سوالاتي از او نمائيم.
فراغی:
شنيده ايم که قصد گرفتن امتياز هفته نامه ای به نام «هفته نامه ي
ياپراق» را داريد.
قوجق:
درست است. حدود يک و نيم سال پيش تقاضای امتياز هفته نامه را به اداره
ی کل مطبوعات داخلی داده ام و تقريباً تمامی مراحل آن سپری شده و در
نوبت قرار گرفته است.
فراغی: در باره ی برنامه ای که در اين باره داريد ، مفصل تر توضيح
بفرمائيد.
قوجق:
من با بررسی و مطالعه ی قبلی ، تصميم به اين کار گرفته ام. در استان
گلستان هنوز هم جا برای چاپ هفته نامه ها با نگرش های متنوع وجود دارد.
من از مدتها پيش يعنی قبل از اتخاذ اين تصميم ، موضوع را با دوستان
صاحب نظر همچون آقای دکتر سارلی ، آقای کاظمی ، آقای اخلومدی ، آقای
ديه جی ، آقای شيری و برخی ديگر از دوستان در تهران ، در ميان گذاشته
ام و با مشکلات و سختی های کار در چاپ هفته نامه آشنا شده ام. دوستان
راهنمايی های زيادی نمودند. من به آنها گفته ام که اگر هفته نامه
ياپراق بخواهد بدون داشتن حرف جديد ، تنها به تعداد هفته نامه های
استان بيفزايد و چيز نو و تازه ای برای ارايه نداشته باشد ، من از چاپ
و انتشار آن صرف نظر خواهم کرد. گفته ام و به اين گفته خود اطمينان
دارم که می خواهم به خواست خداوند متعال ، نهال جديدی از درخت مطبوعات
را در اين نهالستانِ استان گلستان بکارم. قصد دارم با نيرويی جديد ،
نگرش جديدی را در عرصه اطلاع رسانیِ هفتگی ارايه نمايم. به اميد حق
خواهم آمد تا پژواک حرفهای مردم به مسئولين ، آئينه ی بی غبار و تمام
نمای مشکلات مردم استان و انعکاس دهنده ی طرح ها و برنامه های دولت و
دولتمردان به مردم باشم.
فراغی:
نيروهايی که برای اين هفته نامه در نظر گرفته ايد ، آيا همانهايی هستند
که در فصلنامه ياپراق هستند؟
قوجق:
خير. البته هنوز زود است که در باره ی ترکيب کارکنان هفته نامه صحبت
نمايم اما قطعاً هفته نامه با فصلنامه تفاوت دارد. اعضای هيأت تحريريه
فصلنامه ياپراق شخصيت های فرهيخته و متخصص ادبيات و فرهنگ ترکمن هستند.
کسانی هستند که با فضا و موضوعات تخصصی که فصلنامه در هر شماره به آنها
می پردازد ، آشنا هستند. اما هفته نامه ياپراق مطابق معمول در همه ی
هفته نامه ها و آن گونه كه انتظار مي رود ، به موضوعاتی عام تر و
گسترده تر خواهد پرداخت. در هفته نامه غالباً اطلاع رسانی و جنبه خبری
اولويت دارد اما روش تحقيقاتی و نگاه علمی به موضوع ادب ، فرهنگ و هنر
مختص فصلنامه است. به گمانم با ترکيب کاملاً جديدی هفته نامه را اداره
خواهم کرد اما با نگرشی که من نسبت به كاركرد فرهنگي ، مطبوعاتي و
موضوعات دارم ، قطعاً همچون ساير مواقع ، از رايزنی ها و همفکری های
دوستانی که در فصلنامه ی ياپراق و فراغی فعاليت می کنند ، استفاده
خواهم کرد. چون همواره بر اين عقيده ام که در هر کاری ، مشورت و همفکری
باعث قوام و دوام می شود.
فراغي: كار
جديدي كه در دست نگارش داريد ، چيست؟
قوجق:
كارهاي نصفه ـ نيمه ي زيادي دارم. آنها را گذاشته ام براي فرصتي مناسب
تر. در حال حاضر بيشترين فكرم را متمركز كرده ام روي هفته نامه اي كه
مي خواهم با آن به استان گلستان بيايم. مي خواهم به شكل تخصصي روي
مطبوعات كار كنم. درست مثل زمان پيش از نگارش داستانها ، موضوع چاپ
هفته نامه را هم مكرراً سبك سنگين مي كنم. جوانب كار را بررسي مي كنم و
دنبال ابتكاراتي هستم كه دوست دارم مخاطبين ، هفته نامه را با آن
بشناسند. من با هفته نامه به استان گلستان خواهم آمد. آنهم با نيتي نيك
و نيرويي زياد. تا خدا چه خواهد و عاقبت ما چه شود.
فراغي: با شناختي كه از شما و خلوص نيت شما داريم ، منتظر بازگشت شما و
چاپ هفته نامه ي ياپراق هستيم. برايتان آرزوي سلامتي و توفيق مي
نمائيم.
قوجق:
متشكرم. من هم براي شما و تمامي دوستان و همكاران در مطبوعات استان ،
آرزوي توفيق و سربلندي مي نمايم.
|