فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت دوستان

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

دو انتقاد واصله از يك هموطن و پاسخ هاي مديرمسئول


يوسف قوجق

تا وقتي كاري انجام نداده اي ، هيچ سخني به ميان نمي آيد اما وقتي كاري انجام بدهي ، هر كس نظري مي دهد. اين طبيعت كار است. از زماني كه شماره ي اول فصلنامه را چاپ كرده ايم و به كمك دوستان در اين دنياي مجازي صفحه اي باز كرده ايم ، نامه هاي زيادي به پست الكترونيكي فصلنامه مي رسد. همه را مي خوانيم. برخي از مخاطبان لطف مي كنند و دست مريزادي مي گويند و ما را براي ادامه ي راه تشويقمان مي كنند ، اما برخي نيز به شدت از ما انتقاد مي كنند و بدون اشاره به حتي كوچكترين نكته ي مثبت كارهايمان ،‌ از ما خرده مي گيرند. من سعي كرده ام هر بار با توضيحي كوتاه ، هم تشكر كنم و هم اگر كاستي هايي در كار مشاهده مي شود ، عذرخواهي نمايم. بي تعارف عرض مي كنم كه بعضي نامه ها به گونه اي است كه حتي باعث مي شود تا دل ما رنجيده شود. اين هم دو نامه از اين گونه دوستان كه بدون هيچ توضيحي ، متن نامه ها را با پاسخي كه برايشان ارسال شده ، ذكر مي كنيم.

 

نامه ي اول: (متن نامه ها عيناً به چاپ مي رسد)

تاريخ نگارش و ارسال: 5 مي 2006

نشاني فرستنده: gunchaturkmen@yahoo.com

سلام
من منظور شما را در چاپ ( شاید بچاپ ) این مطالب را نمیدانم برای چیست ؟ اما فکر کنم شما بیشتر سعی دارید اسم در کنید ( بقول ترکمنها سامان یاکدا آد قازان). یکی از کارهای عجیب شما نوشتن ماهای ترکمنی است که از چرندیات رئیس جمهور سادیسمی آن کشور است و شما اینقدر فارس پرست هستید که ماه آخر آن رئیس جمهور روانی (بیطاراپلیک) را به فارسی (بیطرفی) ترجمه کرده اید. حالا که آن ماه را ترجمه کرده ای مینشستید و ماهای دیگر را هم ترجمه میکردید و اگر خیلی بیکار هستید ماه های میلادی را هم ترجمه میکردید , مثلا بجای اگوست مینوشتید آگوستوس خان.

غونچا تورکمن - بندر تورکمن


 پاسخ اين نامه: (تاريخ نگارش و ارسال: 10 مي 2006)

Salam Hormatly Turkmen ildeshim
Sizin tankydy nukday nazarly hatynyz bize gelip gowushdi. Yaprak Pasylnamasy hich bir Siyasy hereketlere goshulmayar we goshuljak daldir. Bizin "Turkmenistanda hazirki dowurde yorgunli aylaryn adlaryny" yazmagymyzyn maksady dine halkymyzy habarly etmekden ybaratdyr. Sizin bize nagilelik bildirip yazan hatynyzyn maksadyny bilen daldiris. ona garamazdan, Size iberen hatynyza minnetdarlyk bildirip, jan-saglyk aezuw edyaris.
hosh wagtynyz!
hormat bilen:
Yusup Gojuk

 

نامه ي دوم از همان فرستنده:

تاريخ نگارش و ارسال 11 مي 2006

Salam

Man manzure shoma ra az siyasat nemidanam chist! Aya tarjomeye charandiyat SaparMirat Turkmenfashist , siyasat nist? Aya ersale yek noskheye tarjometan be un kaftar siyasat nist?! Aya tohin be Turkenhaye azade ba an tarjometan siyasat nist?! Shoma fekre in ra nakardid ke in shakhs yek nang baraye Turkmenha ast? (Shayad tarjomeye charandiyatash nang nabashad!!!!!). Shoma ke midanid an divane chetor dokhtarhaye javane Turkmenistani ra ba faghr faheshe karde! Shoma ke midanid un keshvar ba anhame servat cheghadr faghir darad!Shoma ke midanid ke zanane tahsil kardeye Turkmen bekhtere 1-2 $ chandin saat kolfatiye ajnabiha ra mikonanad va an majnun agar kasi barayash avaze madihe sarayane konad bishtar az 5000$ pul midahad . Ey kash moghaddameye Arwahname ra ham tarjome mikardid ,ke an sadismi miguyad ke ketabash barayash vahi shode! Gar chand in ktab ra bachche kaftarh ba parei mozakhrafat barayash kamel kardeand( va inra khodetan ham midanid).Az shoma yek khaheshe ajezane daram , agar momken bashad dar saytetan nanevisid ke majalletan be Turkmehaye jahan taallogh darad , va in karhayetan ra be gardane Turkmenha nayandazid , va gahgodari be radio AZADLIK gush bedahid  va az man nasihat ke varede siyasat nashavid , gar chand tarjomeye an bashad !!!!!!!!! 

Shayad kasi ba shoma rok va khashen sohbat nemikonad , amma man harfam ra pust kande gofteam , chera ke mazaje man tond va rok va bi hgaraz ast , va bedanid ke in harfha ra tanha man nemiguyam , Albatte be ghole shoma be hich hezbi vabaste nistam.

Khahare asebaniye shom Guncha Turkmen
 

پاسخ نامه ي دوم:

 

سلام حورماتلي ايلدش

            سيزينگ پارس ديلينده يازان ايكينجي خاطي نگيز هم گليپ قووشدي. سيز إنه ديلي ميز بولان توركمن ديليني بيلمه يأن بولسانگيز گره ك. شول سبأپ دن ، سيزه خاص دوشونيكلي بولار يالي ، بو خاطيمي سيزينگ يالي پارس ديلينده يازماغي ماكول گؤردوم.

            آقا يا خانم محترم!

            من در ابتداي نامه مي خواهم به نكته اي اشاره و از شما سوالي بكنم: در نامه اول ، ما را «فارس پرست» دانسته ايد. هر دو نامه ي ارسالي  شما به زبان فارسي بود اما پاسخ هايي كه من به شما دادم ، هر دو را به زبان تركمني نوشته ام. حال خودتان قضاوت كنيد كه اين صفت زيبنده ي چه كسي است؟ شما يا من؟

            همچنانكه در پاسخ نخستين نامه ي شما نوشته ام و در صفحه ي اول وبسايت فصلنامه ياپراق نوشته شده ، اين فصلنامه وابسته به هيچ حزب ، گروه و جناحي نيست و افتخارش اين است كه تنها در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمن فعاليت مي نمايد. البته اين را هم متذكر مي شوم كه من ضمن پايبندي خودم به عقيده اي كه از همان ابتداي كار در شيوه ي فعاليت مطبوعاتي و فرهنگي برگزيده ام ، به عقايد ديگران و شيوه هاي فعاليت ديگر دوستان دور و نزديك ، با ديده ي احترام مي نگرم و معتقد به اين نيستم كه ديگران نيز بايد همچون من فكر كنند. همچنانكه اثر انگشت هيچ كس مثل هم نيست ، مي تواند به همان اندازه نيز نظرات و شيوه هاي نگرش افراد با هم متفاوت و حتي متباين باشد. من به هر صاحب انديشه اي احترام مي گذارم ؛ فرقي هم نمي كند كه آن فرد موافق نگرش من باشد و يا مخالف. آنچه برايم اهميت دارد ، داشتن آن جوهره ي انديشه است. پس بدانيد كه من به عقيده ي شما احترام مي گذارم اما خودم را ملزم نمي دانم كه آنچه شما مي گوئيد ، بپذيرم و يا انتظار اين را هم ندارم كه آنچه من مي گويم ، شما ملزم به پذيرش آن باشيد.

            با توجه به اين مطالب ، لازم ديدم برخي از ديدگاه هاي خودم را در باره ي برخي از جملات نامه ي شما بيان نمايم:

            ـ شما در نامه ي نخست خود ، از انعكاس "معادل ماه هاي ميلادي در تركمنستان" در وبسايت ياپراق گله كرده ايد. در پاسخ ، به زبان تركمني به شما نوشته بودم كه اين امر به منظور اطلاع رساني از واقعه ي مهم فرهنگي و تاريخي در تركمنستان به ديگر تركمن ها صورت گرفته است. (آيا تغيير صورت گرفته در نام ماه هايي كه سالهاي سال در تركمنستان مورد استفاده قرار مي گرفته ، نمي توان واقعه اي مهم در عرصه ي فرهنگ و تاريخ يك كشور و يك ملت دانست؟).

            اگر نظر شخصي خودم را در باره ي معادل گذاري ماه هاي ميلادي در تركمنستان بخواهيد ، نظرم اين است:  هر چند كه به نظر مي رسد اين اقدام برخاسته از افراط و تفريط هايي است كه از همان آغاز كسب استقلال از سوي برخي سياستمداران داخلي و خارجي در خصوص ملي گرايي در آن كشور صورت مي گيرد ، اما تلاشي كه در سال هاي بعد از استقلال در تركمنستان براي انجام رستاخيز فرهنگي و به خودآيي مردم و دادن اعتماد به آنها در حال انجام مي باشد ، قابل تأمل و استقبال است. يعني نفس اين كار ، پسنديده ، شايسته و بايسته است ، اما  در باره ي نوع انتخاب برخي معادل ها ، بايد بگويم كه اين موضوع به برخي مناسبت هاي داخل تركمنستان و سياست هاي دولتمردان آن كشور بازمي گردد و اينجانب برخلاف شما كه آنها را به تمسخر گرفته ايد ،‌به آن اقدام احترام مي گذارم و در مقامي نيستم كه از آنها خرده بگيرم.

            ـ شما در هر دو ايميل خودتان ، به رئيس جمهور تركمنستان ناسزا گفته ايد و او را "رئيس جمهور ساديسمي" ، «كفتار» ، «ديوانه»  و "صفرمراد تركمن فاشيست" (به جاي "صفرمراد تركمنباشي") ناميده ايد. بنده نه تنها به رئيس جمهور تركمنستان ، كه به هيچ فردي از ابناء بشر اين ناسزاها را نمي گويم. يعني عقيده اي به اين ندارم. چون در فرهنگي بزرگ شده ام كه سخنوراني چون مختومقلي دارند. شاعر بزرگي كه به دشمن خود نيز ناسزا نگفته است. فرهنگي كه گؤراوغلي را دارد. كسي كه وقتي به چنگ "عرب ريحان" افتاد ، به جاي ناسزا ، او را نصيحت كرد كه از كبر و غرور دور باشد. در فرهنگي بزرگ شده ام كه در قاموس زبانشان عبارات دعايي بيش از دشنام و ناسزاست.

            ـ شما در ايميل دوم خودتان ، اثر رئيس جمهور تركمنستان را "چرنديات" و "روحنامه" را "ارواحنامه" ناميده ايد. شما ـ و يا هر كس ديگر ـ هر عنواني مي توانيد به آن بدهيد ، اما بدانيد كه در آن روحنامه ي دو جلدي ـ اگر از برخي عبارات و جملات داراي ايهام چشم پوشي كنيم كه ممكن است در هر اثر نگارش يافته از سوي بشر وجود داشته باشد ـ مطالب در خور تأمل و ارزشمند زيادي وجود دارد. نمي توان به واسطه ي حب و بغضي كه نسبت به شخص مؤلف داريد ، ارزش كل مطالب آن را ناديده انگاريد. حتم دارم كه نخوانده ايد. به شما پيشنهاد مي كنم آنرا بخوانيد و منهاي برخي از جملات و عبارات ـ كه من نيز هنوز با توجه به اعتقادات ديني خودم ، نمي توانم آنها را توجيه كنم ـ آن را ارزيابي كنيد. خواهيد ديد آن گونه كه شما فكر مي كرده ايد و ديگران در باره ي آن مي گويند ، نيست و مطالب خواندي زيادي دارد.

            ـ در ايميل دوم خود نوشته ايد: «من منظور شما را از سياست نمي دانم چيست! آيا ترجمه ي چرنديات صفرمراد تركمن فاشيست ، سياست نيست؟ آيا ارسال يك نسخه ي ترجمه تان به آن كفتار سياست نيست؟»

            براي روشن شدن شما اين را مي گويم كه مترجم «روحنامه» اثر آقاي نيازوف من نبوده ام تا نسخه اي از آن را به ايشان بفرستم. اگر منظور شما كتاب "حكايت ها و تمثيلات روحنامه / جلد اول" است ، بايد بگويم كه اين كتاب حاوي 20 حكايت و تمثيل از جلد اول روحنامه است كه اخيراً به دو زبان تركمني (لاتين) و فارسي از سوي اينجانب تهيه و چاپ شده است. تمامي اين حكايت هاي كوتاه حاوي نكات اخلاقي و تربيتي است و به گونه اي چاپ شده كه متن تركمني و ترجمه ي آن به زبان فارسي در مقابل هم قرار دارند ، تا براي استفاده ي فارسي آموزان و علاقمندان به آموختن زبان تركمني مفيد باشد. آيا نام اين كار را كاري سياسي بايد ناميد؟ آيا نوشتن از مشتركات فرهنگي دو كشور ايران و تركمنستان و ترجمه ي شعر آقاي نيازوف با عنوان "ايران و تركمنستان" به زبان فارسي ننگ است؟ شايد به نظر شما كه دوست نداريد اين ارتباط توسعه يابد ، يك ننگ باشد اما به نظر من اين كار يك كار پسنديده و شايسته است.

            ـ از وضعيت فساد اخلاقي در تركمنستان سخن به ميان آورده ايد و عامل آن را به رئيس جمهور نسبت داده ايد. من از وضعيت بسامان يا نابسامان اخلاقي در آنجا اطلاع ندارم اما بر اين نظرم كه اگر آنچنانكه شما گفته ايد نابسامان باشد ، پي بردن به عامل يا عوامل آن ، يك بررسي كارشناسانه مي خواهد كه در حيطه ي دانش من و شما نيست ولي مي توان حدس زد كه عوامل زيادي در آن مي توانند دخيل باشند. قضاوت در باره عامل اين گونه معضلات اجتماعي و اخلاقي به اين سادگي ها كه شما تصور مي كنيد ، نمي تواند صحيح باشد.

            ـ از راديو آزادي گفته ايد و به من توصيه كرده ايد براي اطلاع از اوضاع زمانه ، گاهي به آن گوش بدهم. در ابتداي اين نامه نوشته بودم كه من ضمن اتكاي بر عقيده و نظر مستقل خودم ، به نظرات و تحليل هاي ديگران با احترام گوش مي دهم بدون آنكه آنها را رد و يا قبول كنم. به اصل آزادي بيان اعتقاد دارم و با داشتن نگرش مستقل خودم نسبت به مسايل ، به تحليل و نظر گردانندگان بخش تركمني راديو آزادي نيز با احترام مي نگرم ، چون بر اين عقيده ام كه آنها نيز از هر طيفي و زير نظر هر سازماني هم كه باشند ،‌ صاحب انديشه هستند و تلاش مي كنند در اين گردونه ،‌ گوشه اي از كار اطلاع رساني را بگيرند. من مثل برخي ها ـ مثل شما ـ نيستم كه طاقت شنيدن سخني مخالف عقيده و نظر خودشان را نداشته باشند.

            ـ نصيحت كرده ايد كه وارد سياست نشوم. فصلنامه را با تمام مشكلاتي كه دارد ، آماده و چاپ مي كنم. تاكنون فصلنامه را آلوده ي سياست نكرده ام ، چون از همان ابتدا مسيرم را مشخص كرده ام كه در اين فصلنامه ، تنها به فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمن بپردازم و كار سياسي را به شما و آنها كه سياسي كار هستند ، بسپارم.

            در پايان ، با توجه به نصيحت دوستانه اي كه نموده ايد ،‌ من هم مي خواهم متقابلاً نصيحت دوستانه اي به شما بكنم. كارنامه ي فعاليت هاي فرهنگي و ادبي من مشخص است. در اين 38 سالي كه از عمرم گذشته ، تمام سعي و تلاش خودم را بكار برده ام تا براي مردم خودم شخصي مفيد باشم. سعي كرده ام بدون حب و بغض نسبت به ديگران و انديشه هاي مخالف ، كاري را كه تصور مي كنم صحيح است ، انجام دهم. خداوند متعال را شكر مي گويم كه در اين سالها غير از چاپ مستمر و نسبتاً موفق فصلنامه ي ياپراق (آنهم در موضوعات ادب و فرهنگ و هنر تركمن) ، در حيطه ي داستان و در زمينه ي ادبيات و فرهنگ تركمن ها آثاري به چاپ برسانم و گامي ـ هر چند كوچك و ناقص ـ در اين زمينه بردارم. سؤال من از شما اين است: شما چه كار مثبتي انجام داده ايد؟ آيا بهتر نيست به جاي ناسزا گفتن به اين و آن ، كاري مثبت براي مردم خودتان انجام دهيد؟

با احترام

يوسف قوجق

24 ارديبهشت 1385

 


 

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak