|
|
 |
|
•
نامهاي زيباي
تركي-تركمني:
نام هاي تركيبي با
«قار/كار» (gar/ kar)
|
نامهاي زيباي تركي-تركمني:
نامهاي
تركيبي با «قار/كار»
(gar/ kar)
تحقيق از: محمود
عطاگزلي

matagozli@yahoo.com
يكي از شيوه هاي
نامگذاري در ميان تركمنها، نامگذاري كودك به تناسب تاريخ
تولد وي ميباشد. كودكي كه در روزهاي برفي به دنيا بيايد،
از نامهاي مركبي كه در آن كلمه «قار، كار/ (به معنای
برف)» وجود دارد، استفاده
ميشود. اين شيوه در زمان هاي قديم نيز در ميان اقوام
مختلف ترك كاربرد داشته است: «قارلوق، قارليغ، قارلق» نام
طايفهاي است از اتراك. در فرهنگ تركي «سنگلاخ» اينگونه
ميآورد:
«در تواريخ وجه تسميه آن بر اين نهج مذكور است كه چون
اوغوزخان از ولايت غور و غرجستان به يورت مراجعت نمود،
زمستاني بسيار سرد روي نمودو خان فرمان داد كه هيچكس از
لشگريان تخلف ننمايند. جمعي به سبب كثرت برف از ركاب
بازماندند، بعد از مدتي كه باز آمدند اوغوزخان آن جماعت را
قارليغ لقب داد.»(1)
در ديوان لغات الترك كاشغري ميآورد:
«گروهي از تركانند چادرنشين جز از غُزان. و ايشان همچنين
از تركمانانند.»(2)
در زبان تركمني امروز، نامهايي كه با تركيب «قار» استفاده
شده است، عبارتند از:
نامهاي پسران:
قاربردي،
قارجان،
قارجيق،
قارخان،قارگلدي،قارلي،
قارمان،
قارمحمد،
قارمراد،قارياغدي.
نامهاي دختران:
قاربيبي: خانم محترمهاي كه در يك روز باراني به
دنيا آمده، خانم محترمه سپيد و برفي.
قاربيكه: زن و خانمي كه در يك روز برفي به دنيا آمده است،
زن سپيد تن چون برف.
قارپاميق: دختري كه به سپيدي برف و پنبه است.
قارقيز: دختر سپيد به سپيدي برف.
قارلي قيز: دختري كه در يك روز برفي به دنيا آمده است.
قارناز: ناز و قشنگ و همچون برف سپيد.
قارگُزَل: زيباي سپيد چون برف.
ديگر نامهايي كه امروزه در ميان ديگر اقوام ترك با تركيب
«قار، كار/ برف» به كار ميرود، عبارتند از(4):
كاراي (Karay)
ماه و برف، ماه برفي، ماه سپيد چون برف، زيباي سپيد.
كارتاي (Kartay)
همچون برف سپيد.
كارداناك (Kardanak)
از برف سپيدتر.
كاردلن (Kardelen)
نام دختر در ميان تركان و از جمله تركمنها. نام تركي «گل
يخ» (galanthus nivalis) .(3)
كارديده (Kardide)
دختري كه در زمان مشاهده بارش برف به دنيا آمده است.
كارسل (Karsel)
سيل بارش برف، سيلي از برف و سپيدي، سيل ناشي از آب شدن
برفها.
كارشينتاي (karºıntay)
سپيدوش و برف مانند.
كاركال (= قارقال) Karkal))
سپيد چون برف بمان.
كارليناز/ قارليناز (Karlınaz)
دختر ناز كه در زمان بارش برف به دنيا آمده است.
كارگولتاي (kargültay)
همچون گل برفي.
كارليتاي (Karlıtay)
همچون محل پربرف و برفي، برفدار.
كارلوك/ كارليك/ قارليق: در قارلوق توضيح داده شد.
شكل نوشتاري «كار/ (به معنای برف)» با توجه به شيوهي
تلفظي قديم تركمني و تركي تركيه امروزي رواج پيدا كرده است
كه از نظر محققين تركمن، با توجه به سليقههاي مختلف
ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. به عنوان نمونه كلمهي
تركمني «قاقا/ kaka»
به معناي «پدر و پدربزرگ» به شكل «كاكا» نيز بكار ميرود.
شيوههاي نامگذاري را در مقالهاي جداگانه توضيح خواهيم
داد.
-------------------------
زيرنويس:
(1)سنگلاخ (فرهنگ تركي به فارسي)، ميرزا مهدي خان
استرآبادي، ويرايش روشن خياوي، چاپ اول، نشر مركز، 1374، ص
203.
(2)ديوان لغات الترك (نامها و صفتها و ضميرها و پسوندها)،
محمود بن حسين بن محمد كاشغري، ترجمه و تنظيم دكتر سيد
محمد دبير سياقي، چاپ اول، نشر پژوهشگاه علوم انساني و
مطالعات فرهنگي، پاييز 1375، ص 790، ذيل كلمه «قَرلُق».
(3)لغات و اصطلاحات علوم زراعي و گياهي، دكتر مهدي تاج بخش
و دكتر رسول جليلي، چاپ اول، انتشارات جهاد دانشگاهي
دانشگاه اروميه، زمستان 1372.
جهت لغت Kardelen
مراجعه شود به:
Temel Türkçe Sözlük,
Kemal Demiray, 3.baskı, Inkılap Kitabevi, 1994,
s 454: kardelen b. a. bot. Nergisgillerden,
ilkbahar baºlarında çiçek açan
soganlı bir bitki (galanthus
nivalis)
|

|
|
|
| |
 |
|