فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

تأثير طريقت های يسویه و نقشبنديه در عرفان مختومقلی


فصلنامه ياپراق / سال دهم / شماره 40-39/ پائيز و زمستان 1386

تأثير طريقت های يسویه و نقشبنديه در عرفان مختومقلی

ص 18-14

محمود عطاگزلی

مقدمه:

گسترش سريع اسلام در كشورهاي مختلف، مرهون طريقت‌هاي اسلامي است كه در زمانهاي مختلف توسط مشايخ راهبري شده‌اند. طريقت يسويه در قرن ششم هجري قمري كه توسط خواجه احمد يسوي (فوت 562 هـ .ق) به وجود آمد، نقطه عطفي در عرفان تركمن‌ محسوب مي‌شود. مشايخ طريقت يسويه ترك بودند و تعالم آن به زبان تركي ارائه مي‌شد. بسياري از مشايخ اين طريقت، تركمن مي‌باشند. حسن قاراوول آتا معروف به گؤزلوك آتا، حكيم سليمان آتاي باقيرغاني و فرزندانشان، تركمن بودند. يسويه از قرن ششم تا قرن هشتم در بين تركمن‌ها رواج داشت. در قرن هشتم، خواجه بهاءالدين نقشبند (718-791 هـ .ق) ظهور كرد. او به پيران سلسله‌ي خواجگان انتساب داشت، ولي از خليل آتا و شيخ قثم - از مشايخ طريقت يسويه‌ - نيز خرقه ارادت پوشيده است.

علت رواح طريقت نقشبنديه در ميان تركمن‌ها و جايگزيني آن با طريقت يسويه در سهولت  رسيدن به درجه‌ي ذكر و ذاكري بود. از طرفي ديگر طريقت نقشبنديه  خود انشعابي از طريقت يسويه بود و به اولياي آن طريقت‌ احترام خاصي قايل بود. به همين علت نيز تركمن‌ها آن را بدون هيچگونه مخالفتي پذيرفتند و در ترويج آن كوشيدند.    

يكي از فرق‌هاي اساسي نقشبنديه با طريقت‌هاي ديگر در ذكر آن است كه به صورت خفيه انجام مي‌گيرد.. تمامي اذكار طريقتهاي مختلف به صورت جهر اجرا مي‌شود.  ذكر خفيه، يعني ذكر دروني كه توسط لطايف انجام مي‌گيرد، اما ذكر جهر، يعني ذكري كه لساني است و با زبان آن ادا مي‌‌گردد.

نقشبنديه طريقتي است سهل الوصول. يك شيخ نقشبندي پس از رسيدن به مراتب طريقت خود، به راحتي از عهده‌ي ذكر ديگر طريقت‌ها برمي‌آيد.

امروزه طريقت نقشبنديه در بسياري از كشورهاي آسياي ميانه، ايران، افغانستان، پاكستان، هند، تركيه، عراق و... كار مي‌شود. در ايران طريقت نقشبنديه، گذشته از اقوام ديگر، در ميان تركمن‌ها نيز از ديرباز رواج دارد.

قراين شعري حضرت مختومقلي حاكي از اين است كه وي طريقت نقشبنديه داشته است. در قسمت‌هاي مختلف اين مقاله، به اين مهم پرداخته شده است.

با توجه به اينكه تمامي آثار مشايخ طريقت يسويه به تركي است، تركمن‌ها به اين آثار علاقه‌ي بسياري نشان مي‌دهند. در گذشته، نسخه‌هايي از اين آثار در هر خانه‌اي وجود داشت و به علت تبركي كه براي آن قايل بودند آنها را حفظ مي‌كردند. اكنون نيز حكمت‌هاي خواجه احمد يسوي و مشايخ طريقت وي در حلقه‌هاي ذكر نقشبنديه‌ي تركمن به سبك قوّالي خوانده مي‌شود.

حضرت مختومقلي، انساني پاك با روح متعالي بود كه در خانواده‌اي روحاني به دنيا آمد و از همان اوان كودكي تحت تربيت پدر خود بود. در همان زمانها بود كه سفرهاي روحاني ميسر شد. وي در شعرهاي «بير نان‌ گتيردي» و «اويان‌» دييدي‌لر» به اين موضوعات اشاره دارد.

نگارنده در قسمت‌هاي مختلف اين مقاله به عرفان مختومقلي مي‌پردازد.

در فصل «نظر مختومقلي درباره‌ي طريقت»، عقيده‌ي مثبت وي را در باره‌ي طريقت ثابت مي‌كنيم. در فصل «پير و مرشد مختومقلي» نظر او را به اينكه طريق بي راهبر و پير امكان‌پذير نيست را مي‌آوريم و اينكه وي پير و مرشدي داشته است يا نه؟ در فصل «مقام عرفاني مختومقلي» به اينكه وي و پدر دانشمندش دولت‌محمد آزادي به چه درجه‌اي از عرفان رسيده‌اند، پرداخته شده است. در اين فصل براي نخستين بار ثابت مي‌شود كه وي به  مرتبه‌ي «نقبا» و پدرش به مرتبه‌ي «نجبا» و «ابدال» رسيده است. در قسمت «اصطلاحات عرفاني ديوان مختومقلي» به اصطلاحات عام عرفاني و نيز اصطلاحاتي كه خاص طريقت نقشبنديه است پرداخته شده است.

 

نظر مختومقلي درباره‌ي طريقت

مراد از طريقت در عرفان سيري است كه فرد با نظارت و راهنمايي مراد و مرشد و التزام كامل شريعت به حقيقت دست مي‌يابد. اين فرد را عارف مي‌گويند. به عقيده‌ي اهل طريقت، تا مريد در راهي كه مي‌رود شريعت را نگاه ندارد، طريقت او هيچ است و به حقيقت ختم نمي‌شود.

مختومقلي فراغي مي‌فرمايد:

مختومقلي، خدا توفيق برنده/ سحر توروپ، يالنگيز يول‌لار يؤرنده،

طريقت‌نينگ راست يولوغا گيرنده/ يولون شيطان اوُروُپ، ديو پاچ اتمه‌سين

ترجمه: اي مختومقلي، اگر خداوند توفيق بيداري سحر و عبادت سحرگاهان را دهد و به راه راست طريقت هدايت فرمايد؛ شيطان را رهزن طريق و تاراج‌گر شرع‌اش قرار ندهد.

ابوالقاسم قشيري گويد: «شريعت التزام به عبوديت است و حقيقت مشاهده‌ي ربوبيت.» و در عرفان، طريقت زماني اعتبار دارد كه سالك در سلوك خود - همان التزام كامل شرع است – به سيري نايل شود كه به عرفان و شناخت و حقيقت كه همان وصول به قرب الهي است، منتهي شود.

مختومقلي در شعر «يار چكر» مي‌فرمايد:

غم‌ چكيپ‌، آخرت‌ اويون‌ قازانلار/ حقيقتي‌، شريعتي‌ دوزنلر

جفا چكيپ‌، حق‌ يولوندا گزنلر/ سحر توروپ‌، طاعتلارين‌ اير چكر

ترجمه: رادمرداني كه غم آخرت داشتند، حقيقت و شريعت را به نظم درآوردند. آناني كه در طريق حق‌اند، سحرگاهان به طاعت مشغول مي‌شوند.

 

پير و مرشد مختومقلي

در طريقت، وجود پير از ضروريات طي طريق است. بي‌پير رفتن در طريق، عاقبت به تاراج دادن دين و ايمان است. مختومقلي فراغي خود مي فرمايد:

-حقيقتينگ‌ يولوني‌ رهبرسيز گزمك‌ اولماز. (انه‌ده‌ بيزني‌)

ترجمه: راه حقيقت را بي‌رهبر نمي‌توان پيمود.

او به صوفياني كه از پير تعليم نگرفته‌اند، انتقاد كرده است:

-صوفي‌لار پيريندن تعليم آلمادي/ دنيا اوچين دين‌دن گچه باشلادي.

ترجمه: «صوفيان از پير خود تعليم نگرفتند و براي دنيا، از دين و ايمان گذشتند.»

در انتقاد به پيران بي‌شريعت مي‌فرمايد:

-شريعت‌سيز پيرلر اينِك‌ بولارلار (آلنيميزا گلسه‌ گركدير)

ترجمه: پيران بي‌شريعت در روز محشر همچون گاوان خواهند بود.

صوفيان مورد قبول مختومقلي با عبارت «صوفي صافي» مورد خطاب قرار مي‌گيرند:

-صوفي‌لار، صافي‌لار، حاضر بولونگلار/ اجل‌ بار و حيات‌ بار و وفات‌ بار.

ترجمه: اي صوفيانِ صافي! حضور – ذكر مداوم الله - داشته باشيدكه عاقبت زندگي به اجل و وفات ختم مي‌شود.

«حاضر» در اينجا كلمه‌اي عرفاني است، يعني كسي كه حضور دارد و حضور يعني ذكر مداوم لطايف مريد كه با فناي در شيخ خود حاصل مي‌شود.

در اهميت «پير» مي‌فرمايد:

پل‌ صراط اوستونده‌، هيهات‌ گونونده‌/ صوفي‌لارني‌ كرامتلي‌ پير چكر (يار چكر)

ترجمه: روز محشر زماني كه عبور از پل صراط براي همه سخت است، كرامت پير، صوفيان را به سلامت خواهد گذراند.

حضرت مختومقلي، به پير و مرشد اهميت بسيار قايل است و سفارش مي‌كند تا نماز خود را مانند پير بخوانند:

نمازينگ اوقاغين گؤيأ پير كيمين. (بأش وقت نماز)

ترجمه: نمازت را همچون پير بخوان.

با اين اوصاف ممكن نيست كه شاعر عارف تركمن، مختومقلي بدون راهبر بوده باشد. ولي پير او چه كسي بوده است؟ متأسفانه تاكنون براي محققين اين امر مسلم نشده است، اما به نظر نگارنده مختومقلي گذشته از اينكه اويسي[1] بوده است و توسط روحانيت مشايخ و اولياء الله تربيت يافته، تحت ارشاد پدر بزرگوار خود نيز بوده است. او در اشعارش نام پدرش آزادي را با احترام خاصي مي‌آورد:

-رسول‌الله قويموش‌ آدين‌ آزادي‌/ آتام‌ ـ دولت‌ محمد ملا حقي‌ اوچين‌! (حقي‌ اوچين‌)

ترجمه: نام او را حضرت رسول الله، آزادي نهاد. خديا به حق پدرم دولت محمد ملا مرا به مرادم برسان.

در مرثيه‌اي كه در سوگ پدر سروده اينگونه مي‌گويد:

- ياري‌سي‌ ملك‌دن‌، ياري‌سي‌ جيندان‌/ مجاورسيز بولماز اوستي‌ آتامينگ‌

ترجمه: نيمي از مجاوران مرقد پدرم از فرشتگان هستند و نيمي ديگر از جن. مرقد پدرم بدون مجاور نخواهد بود.

و نيز:

- نقبا دييرلار، اوچ‌ يوز ارن‌ اوغراشدي‌/ چهلتن‌ده‌ آتاما نظريم‌ دوشدي‌

نجبا بارسام‌، هفت‌تن‌لره‌ قاريشدي‌/ابدال‌لاردير چين‌ پيوستي‌ آتامينگ‌

ترجمه: به نقبا كه سيصد تن هستند هم