فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

احمد آخوندوف گرگانلی و مختومقلی فراغی


فصلنامه ياپراق / سال دهم / شماره 40-39/ پائيز و زمستان 1386

احمد آخوندوف گرگانلی و مختومقلی فراغی

ص 13-10

 

قاسم نوربادوف

ترجمه: عظيم بغده

شرح حال مختصر آخوندوف گرگانلی

در سال 1909 در خانواده ی رجب آخوند صیادی از علمای معتبر آن دوره در شهرک کمیش تپه از توابع استان گلستان فعلی (ایران) به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش کسب کرد. در سال های 1930-1926 در مدرسه ی کارگران جوان عشق آباد به تحصیل پرداخت. سپس برای ادامه ی تحصیل به سنت پترزبورگ رفت و در سال 1933 دانشکده ی دولتی زبان شناسی لنینگراد را در رشته ی ادبیات به اتمام رساند. در سال های 1940-1933 در پژوهشکده ی علمی و پژوهشی دولتی زبان و ادبیات به عنوان کارمند علمی به کار پرداخت. در سال 1940 مجددا در بخش آسپیرانی (فوق لیسانس) پژوهشکده ی خاورشناسی لنینگراد ثبت نام کرد. در سال 1941 با آغاز جنگ کبیر میهنی (جنگ جهانی دوم – مترجم) دوره ی آسپیرانی را ناتمام رها کرده به عشق آباد مراجعت می کند و در پژوهشکده ی زبان و ادبیات به کار پرداخت.

          علاوه بر مقالات متعدد درباره ی تاریخ ادبیات ترکمن، اشعار، حکایات، افسانه ها و داستان های «قل اوغلی مراد» (غلام زاده)، «در جلگه های گرگان»، (از زندگی در کمیش تپه) را نوشته است.

برخی اشعار شعرای فارسی، تاتار، آذربایجانی، روس و اکراینی و داستان «زن هندی» لطف الله ترقی را به زبان ترکمنی ترجمه کرده است.

          در سال 1943 به جبهه ی جنگ رفت و در تابستان همان سال در میدان جنگ قهرمانانه کشته شد. (15)

پاورقی

1-   مخدومقلی. منتخب اشعار. ع. 1940.ص 228.

2-   همان. چاپ دوم. ع. 1941.ص 284.

3-   همان. چاپ دوم.ع. 1941.ص 284. ( مشترکا با ر. علیف).

4-   مجله ی«ساوت ادبیاتی» (ادبیات شوروی). 1939. شماره 9.

5-   ادبیات کلاس 6. چاپ اول. ع. 1939. چاپ دوم. ع. 1940. چاپ سوم. ع. 1941.

6-   ادبیات. کلاس هشتم. چاپ اول. ع. 1940.

7-   سولنچی ترکمنستان (ترکمنستان سرزمین آفتاب تابان) (جنگ ادبی و هنری). ع. 1939 (به زبان روسی).

8-   روزنامه ی ترکمنستان. 29/6/1994.

9-   روزنامه ی نسل. 5/4/1994.

10-   مرادف س. از اعماق قرون. ع. 1978. صص 53-52.

11-  مجله ی زبان و ادبیات ترکمن. 1993، شماره ی 3.

12-  مجله ی دیار. 1994. شماره ی 5.

13-  ا. آخوندوف گرگانلی. در جلگه های گرگان. ع. 1992 صص 221-218. (گردآوری و تنظیم برای چاپ ق. نوربادف).

14-  ا. آخوندوف گرگانلی، مخدومقلی و آثارش. ع. 1936. (نسخه ی دست نویس). صص 112-105.

15-  خاطره. ع. 1995. ص 75.

 

          احمد آخوندوف گرگانلی (1943-1909) ادیب مشهور ترکمن، سلسله جنبان علم ادبیات شناسی ترکمن محسوب می شود. در دوره ی کوتاه نیمه ی دوم دهه ی سی تا اوایل دهه ی چهل قرن گذشته، مقالات کوتاه و بلند وی درباره ی شخصیت های شهیر ادبیات جهان ، همچون  فردوسی، فضولی، نوایی، روستاولی، پوشکین و در کنار آنها مقالاتش درباره ی گنجینه های ادبیات ترکمن «کتاب ده ده غورقوت»، قصه ها و داستان های گوراوغلی، شاصنم و غریب، حورلقا و همراه، صیف الملک و مدح الجمال، یوسف و احمد، گل و صنوبر، گل و بلبل، شاه بهرام، عالی بگ و بالی بگ، انواع کوتاه آثار ادبیات عامه، شاعرانی از قبیل سیدی، ملانفس، شیدایی، غایبی، ذلیلی، شابنده، دولت محمد آزادی، کرسعید، نادر شاهیر، مراد شاهیر، نیازی، عندلیب، معروفی، خاتم شاهیر، ارازمنگلی، دوردی شاهیر و دیگران، همچنین شرکت در تالیف کتب درسی ادبیات مدارس، و آماده ی چاپ نمودن مجموعه های ادبی، راه را برای کسب نخستین اطلاعات دقیق توسط اقشار وسیع خوانندگان در دوره ی حیات وی باز کرد.

          قابل تاکید است که کارهای بسیار بزرگی که احمد آخوندوف گرگانلی در دوره ی کوتاه عمرش در زمینه ی پژوهش آثار بنیان گذار ادبیات ترکمن و شاعر فرزانه، مخدومقلی فراغی، انجام داد، سرمشق نسل های بعد از اوست.

          به جرأت می توان گفت مطالبی که او در باره ی  مخدومقلی، سال های حیات وی، زادگاه و محل سکونتش، مدارسی که در آنها به تحصیل علم پرداخت، موضوعات آثار شاعر . . .  در زمره ی نخستین پژوهش گران به اهل علم ارائه نمود، سرآغاز مرحله ای بود که علم مخدومقلی شناسی هم اکنون به آن دست یافته است. این صحیح است که نخستین مجموعه اشعار مخدومقلی با الفبای عربی در ترکمنستان در سال 1926 به کوشش نویسنده ی شهیر ترکمن «بردی کربابایوف» به چاپ رسید، اما این ا. آخوندوف گرگانلی است که نخستین نسخه ی دیوان مخدومقلی را با الفبای لاتین به چاپ رساند. (1) این «اشعار منتخب» شاعر که اغلب نواقص نسخ قبلی در آن رفع شده و با اشعاری چند تکمیل شده بود، با استقبال ویژه ی خوانندگان روبه رو شد؛ سه بار چاپ پی در پی این مجموعه اشعار گویای صحت این ادعاست. (2و 3)

          پیش از چاپ نخستین دیوان اشعار مخدومقلی با الفبای لاتین، آخوندوف گرگانلی مقاله ای بلند و مفصل با عنوان «مخدومقلی فراغی» به چاپ رساند. (4) سپس در مقالات آموزشی خود در کتاب درسی «ادبیات» کلاس ششم با عنوان «ادبیات کلاسیک ترکمن در قرون هجدهم و نوزدهم» (5) و کتاب درسی «ادبیات» کلاس هشتم با عنوان «ادبیات قدیم ترکمن» (6) در کنار آثار سایر شاعران کلاسیک ترکمن درباره ی آثار مخدومقلی نیز مطالبی ارائه می نماید.

          نخستین گام ها در زمینه ی آشنا ساختن خوانندگان روس زبان با آثار مخدومقلی نیز اساسا با نام آخوندوف گرگانلی پیوند خورده است. وی در جنگ ادبی و هنری «سولنچنی ترکمنستان» (ترکمنستان سرزمین آفتاب تابان) که در سال 1939 به چاپ رسید، در کنار معرفی آثار کمینه، ملانفس، سیدی، ذلیلی بر آثار مخدومقلی نیز شرحی مختصر ارائه می نماید. (7)

اشاره به این نکته که در آن دوره ، مقاله های مذکور در کار معرفی ادبیات ترکمن و هم زمان با آن مخدومقلی به جهانیان، برای پژوهش گران ادبیات، منابعی مفید بودند، نشان دهنده  ی اهمیت خدمات آخوندوف گرگانلی در این زمینه است.

          از نامه هایی که آکادمیسین «یوگنی ادواردویچ برتلس» (از لنینگراد) پژوهشگر ادبیات شرق، و« اراز ممد عبداللایف»، پژوهشگر معروف ادبیات ترکمن به آخوندوف گرگانلی نوشته اند، به این امر بیشتر می توان پی برد.

نامه ی ذیل را عبداللایف در سال 1939 از مسکو نوشته است:

«احمد! من اخیرا کمی به ادبیات پرداخته ام . . . یک مسئله برای من پیش آمده است، آن هم این است که باید در عرض 5-4 ماه با آثار شعرای قدیمی ترکمن و مطالبی که در اختیار پژوهشکده *و خود تو قرار دارد، آشنا شوم. تو گاه گاه در مجله ی «ساوت ادبیاتی» (ادبیات شوروی) مقالاتی می نویسی، اما به آن مطالب (به نظر من) آن طور که باید ارج گذاشته نمی شود.

حقیقتا هم مخدومقلی، کمینه و ملانفس ترکمن ها از شاعران دیگر چه چیزشان کمتر است؟ چرا آثار آنها نه تنها در ترکمنستان بلکه در سراسر شوروی معرفی نمی شود؟. . .

موفقیت های ما در زمینه ی ادبیات در مقایسه با دوره ی گذشته، بسیار بزرگ تر و چشمگیرتر به نظر می رسد. این درست است. اما آیا می توان گفت که ادبیات دوره ی گذشته کامل و همه جانبه مطالعه شده و در این زمینه، پژوهش های علمی انجام گرفته است؟ البته که نه. سطح (کیفی) ادبی و غزل سرایی شعرای دوره ی گذشته (قرن هجدهم) به جز پژوهشکده ی شما و خود تو بر کمتر کسی آشکار است.

احمد! من نه شاعر هستم و نه نویسنده . . . اما دلم می خواهد با آنها هرچه بیشتر آشنا شوم. از تو هم خواهش های زیر را دارم:

1-                          مقالاتی را که درباره ی مخدومقلی، کمینه و ملانفس نوشته ای یا در پژوهشکده ی شما تهیه شده است (و امکان چاپ دارند) جمع آوری کن و برای من بفرست.

2-                          با چه کتاب هایی (منابعی) می توان با دوره ی حیات مخدومقلی، ملانفس و کمینه و روابط اجتماعی دوره ی آنها آشنا شد؟ . . .

حتما به من نامه بنویس.

__