فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

مختومقلی

و لزوم همکاری محققين برای شناخت بيشتر ايشان


فصلنامه ياپراق / سال دهم / شماره 38/ تابستان 1386

 

مختومقلی و لزوم همکاری محققين برای شناخت بيشتر ايشان

ص 33-32

محمدرضا فرقاني

سفير جمهوري اسلامي ايران در ترکمنستان

 ارايه شده در کنفرانس بين المللی بزرگداشت مختومقلی

عشق آباد / ارديبهشت 1386

 

محققين بزرگوار ، سفراي محترم ، حضار گرامي

در طول تاريخ ، در هر جامعه انديشمندانی ظهور نموده اند كه با افکار و آثار برجسته خود ، توانسته اند آغازگر جريان فکری نو و ارزشمندی باشند. جامعه تركمن در كنار اين جوامع، مختومقلي فراغي را به دنياي ادب و بشريت تقديم داشته است.

من در اين کنفرانس ، قصد ندارم در بارة افكار و آثار اين شخصيت بزرگ سخن بگويم كه اين ، وقتي ديگر مي طلبد و همت بلند شما محققين را. اما می خواهم از فرصت استفاده نموده و ضمن اشاره به جايگاه رفيع اين سخنور بزرگ ، به لزوم همکاری تنگاتنگ بين محققين ايران و ترکمنستان تأکيد نمايم.

همة شما حضار به خوبی از گفته های بسياری از محققين و صاحب نظران مشهور جهان در بارة شخصيت و آثار مختومقلی آگاهی داريد و به طور مثال می دانيد که شرق شناس مشهور «يِوگنی ادواردويچ بِرتِلس» ايشان را به واسطة اين که شعرهايش زبان گويای وضعيت آن دوره است ، به جام جم جمشيد تشبيه کرده و بارتُلد ترکمن ها را به داشتن شاعری ملی همچون مختومقلی ستوده و «چنگيز آيتماتف» نويسندة مشهور قرقيز اشعار وی را بخشی از خزائن شعری جهان دانسته است. من در اين مجال ، برای نشان دادن جايگاه رفيع مختومقلی در آسمان ادب اين خطه ، خوشحالم که به گفتة دو تن از نمايندگان ادبيات معاصر فارسی ـ که يکی نماينده و موسس و به عبارتی پدر ادبيات داستانی ايران و ديگری نمايندة شعر معاصر فارسی است ـ استناد بکنم.

هر کس با اندکی كنكاش در فرهنگ و ادبيات تركمن پی خواهد برد كه مختومقلي فراغي با آثار جاوداني كه از خود به يادگار گذاشته ، دقيقاً همان نقشي را در احيای فرهنگ و ادبيات ترکمن داشته است كه ابوالقاسم فردوسي در فرهنگ و ادبيات فارسي ايفا نموده است. سيدمحمد علي جمالزاده كه پدر داستان نويسي ايران است ، ‌مختومقلي را از اين نظر كه احياءكننده ادب و فرهنگ تركمن هاست ،‌ به عنوان فردوسي تركمن ها معرفي كرده است. مرحوم احمد شاملو نيز که يکی از بزرگان شعر معاصر ايران است ، در مجموعه شعر خود به نام «مدايح بی صله» ، شعری برای مختومقلی سروده است که «پيغام» نام دارد. ذکر اين نکته ضروری است که شاملو در اين مجموعه ، هر شعر را به شخصيت های برجسته و صاحب انديشه از ملل مختلف تقديم کرده است. اين مدايح ، بی شک بيان ارادت و احترام شاعر بوده است به انديشمندان ، صاحب قلمان ، آزادی خواهان و همه کسانی که به گونه ای به مردم و برای مردم می انديشند و مختومقلی نيز از جملة اين افراد است. شاملو اين مدايح را بی آن که چشم به صله ای دوخته باشد ، سرود و به همين خاطر نيز نام آن را «مدايح بی صله» ناميد. وقتی نمايندگان ادبيات داستانی و ادبيات شعر معاصر ايران ، در بارة مختومقلی اين چنين گفته اند ، بی شک اين موضوع نشان دهندة جايگاه والای مختومقلی در بين ايرانيان است. 

در مورد شخصيت ادبي اين شاعر ، همين اندازه كفايت مي كند كه بگوئيم ، تاكنون كسی نتوانسته در غناي ادبيات تركمن ،همچون او ‌ظاهر شود. بي شك قبل از وي ، شاعران ديگري نيز در تاريخ ادبيات تركمن بوده اند كه هر كدام ويژگي خاص خودشان را داشته اند اما شعرهاي مختومقلي در بين مردم ، ماندگار تر از بقيه بوده و هيچ يك از آنها نتوانسته اند به رتبه علمي و ادبي او برسند. شعرهاي شاعران پيش از وی به نوعي از اشعار تعليمي و آموزشي شبيه است كه صنايع شعري و خيال انگيزي كمتري در آنها به چشم مي خورد اما شعرهاي مختومقلي شعرهايي است كه روح  خودش را از عالم عرفان به عاريه گرفته و صنايع ادبي و زيبايي هاي لفظي و كلامي در آنها به وفور به كار گرفته شده و خيال برانگيز و دلنشين است. به همين خاطر است که به حق ، مختومقلي را بنيانگذار و پدر ادبيات شعری ترکمن می دانند.

بر کسی پوشيده نيست که آثار بزرگان ادب فارسی در غنای محتوای اشعار مختومقلي نقش بسزايی داشته اند. چون مختومقلي در شعر «سان بولسام» از ابوسعيد ابی الخير ، عمرخيام ، خواجه يوسف همدانی ، فردوسی ، نظامی ، حافظ ، سعدی ، خاقانی مولوی و بسياری ديگر از سخنوران ادبيات فارسی ياد کرده و آنها را به عنوان اساتيد روحي و معنوي خود ذكر كرده است :

            ابوسعيد ، عمر خيام ، همداني

            فردوسي ، نظامي ، حافظ پرواني

            جلال الدين رومي ، جامع المعاني

            اولارينگ يانين دا ، من هم سان بولسام

           

            اوقاپديم سعدي نينگ من بوستاني

          گور نه عجب ، خاقاني نينگ مدايني

            ايستأرمن شاهنامه ، ساقي نامه ني

            مالك عمر بيلن ، سليمان بولسام

همچنانکه خود ايشان به صراحت بيان کرده ، وی آثار تمامی اين ادبا را مطالعه نموده و از آنها بهره برده است. بديهی است که برای شناخت دقيق مفاهيم شعری و انديشه های ژرف اين اختر تابناک ادبيات ترکمن ، بايستی از آثار اين بزرگان اطلاع داشته باشيم و اينجاست که نقش محققين ادب فارسی و علی الخصوص ترکمن های ايران که با ادب فارسی آشنايی دارند ، در همکاری با ادبا و محققين ترکمنستان در مطالعات مختومقلی شناسی، به شکلی بارز احساس می شود.

عليرغم کارهای بزرگی که در دو کشور از سوی محققين و اديبان در خصوص مختومقلی صورت گرفته ، اما به نظر می رسد که هنوز کارهای زيادی مانده تا انجام گيرد.  يکی از اين ضرورت ها ، ترجمه اشعار اين سخنور به زبان فارسی است. ادبای دو کشور از ابزار ترجمه در ترجمه اشعار مختومقلی به خوبي استفاده نکرده اند و غير از يکی ـ دو کار نه چندان دقيق ، کار شايسته ای در اين امر انجام نگرفته و می طلبد که متخصصاني با تسلط کامل به زبان مبدا و مقصد ، به اين کار همت نمايند و با ترجمه دقيق و شايسته اشعار اين شاعر بزرگ ، ايشان را بهتر و بيشتر به فارسی زبانها بشناسانند. نکته مهم و يکی از مزيت هايی که ادبيات ترکمن و فارسی دارد ، تشابه مضامين شعرهاست و ادبيات هر دو کشور بر مبناي خيال و عاطفه و احساس است. به طور مثال عشقی که حافظ و مولانا و ديگر سخنوران بزرگ ايران مي گويند ، همچون مفاهيمی است مختومقلی آن را بيان می کند و اين تشابه موضوعی ، باعث می شود تا مترجمين اين شعرها ، با اندکی قريحه شاعری و تسلط بر زبان مقصد ، بتوانند شعرهای اين شاعر گرانسنگ را ترجمه و به نحو شايسته ای به ايرانيان بشناسانند.

يکی ديگر از مشکلات موجود در مختومقلی شناسی ، عدم وجود نسخه ای معتبر و متن انتقادی از ديوان مختومقلی است که اين مهم نيز با تطبيق علمی تمامی نسخ خطی و مشخص نمودن اشعار الحاقی و انتسابی ميسر است. چنانكه همه مي دانيم رسم الخط تمام تركمن ها تا سال 1928 ميلادي الفباي فارسي بوده است. يعني تا اين سال هر اثري كه توسط شاعر و سخنور تركمن نوشته مي شده  ،به زبان تركمني و به الفباي فارسي بوده و عموماً نيز به شيوة نستعليق (كه نوعي از هنر خوشنويسي ايرانيان است) نگاشته شده است .

            اين مورد گذشته از آنكه نشان مي دهد زبان و رسم الخط و فرهنگ تركمني با فرهنگ و تمدن اسلامي و زبان و فرهنگ فارسي ارتباطي ديرينه با قدمتي دير پاي داشته،‌ نشانگر آن است كه خود شاعر نيز در زمان حيات خود آثار گرانقدر خود را به الفباي فارسي ـ عربی مي نگاشته است. با اطمينان مي توان گفت كه تمام نسخ خطي كه از اشعار اين شاعر در ايران ، تركمنستان واقصي نقاط دنيا موجود است ، به الفباي فارسي مي باشد. اين امر نيز علاوه بر اين که نشانی از اشتراکات فرهنگی و ادبی است ، نشان  می دهد که برای غور در آثار وی و تطابق و تنقيح نسخ به جای مانده از اين شاعر ، آشنايی کامل با رسم الخط فارسی و عربی و رمز و راز اين خط، الزامی است و اين موضوع ، لزوم همکاری بيشتر محققين ترکمنستانی با محققين ايرانی و علی الخصوص ترکمن های ايران و ساير ترکمن های اقصی نقاط جهان را در تدوين متنی متقن و علمی از ديوان مختومقلی ، بيش از پيش ضروری می نمايد.

            من در پايان عرايضم ، از تمامي شما سفراي محترم ، محققين و حضار گرامي تشكر مي كنم و ضمن قدرداني از دولت ترکمنستان و تمامي كساني كه در برگزاري سمينار بزرگداشت نام و ياد اين شخصيت بزرگ تلاش نموده اند ، از خداوند متعال براي محققين دو کشور كه تلاش مي نمايند تا با غور در شخصيت و آثار اين ستاره فروزان آسمان ادبيات ترکمن ، ارزش هاي به جاي مانده از ايشان را شناسايي و احياء نمايند ، توفيق روزافزون آرزومندم .

والسلام