فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

آتش در باور ترکمن ها


فصلنامه ياپراق / سال دهم / شماره 38/ تابستان 1386

 

آتش در باور ترکمن ها

ص 45-44

آق قلعه، يكي از بخشهاي شهرستان گرگان كه اكنون گاهي آق قلا خوانده مي شود. اين بخش در طرفين رودخانة گرگان و در شمال شهر گرگان قرار گرفته است. از سمت شمال به بخش اترك، از غرب به بخش گميشان، از جنوب به بخش مركزي گرگان و دهستان ملك و از شرق به دهستان كتول و بخش مركزي شهرستان گنبد قابوس محدود است. اين بخش 79 آبادي دارد كه همة آنها طبق سرشماري 1355ش 055‘9 خانوار و 726‘53 نفر جمعيت داشته است. در سال ياد شده همة اين آباديها مسكوني بودند (آمارنامة استان مازندران، 6). منابع درآمد مردم اين بخش نخست زراعت و پس از آن صنايع دستي و كارگري ساده است. محصولات عمدة آن: گندم، جو، برنج، پنبه، حبوبات، نباتات علوفه اي، سيب زميني و دانههاي روغني است كه از طريق آبياري و ديم به دست مي آيد (جهادسازندگي، فرهنگ اقتصادي، 124 مكرر 2 و 3).
در بخش آق قلعه جمعاً 44 رشته قنات داير. 167 حلقه چاه عميق، 112 حلقه چاه نيمه عميق، 477 چاه دستي و 183 چاه آرتزين وجود دارد. افزون بر آن براساس همين آمارگيري در 1360 ش مزارع اين بخش داراي 005‘1 موتور پمپ، 519 تراكتور و 59 كمپاين بوده است. در اين زمان درآققلعه 6 مرغداري صنعتي و 18 زنبورداري وجود داشته است. همچنين براساس آمار 1355 شآققلعه تعداد 602‘14 گاو و گوساله، 206 گاوميش، 260‘106 گوسفند و بره، 886‘2 بز و بزغاله و نزديك به 300 شتر داشته است. براساس آمار ياد شده در همان سال، تعداد 62 دستگاه قالي بافي، 3 دستگاه گليم بافي، 58 دستگاه زيلو و جاجيم بافي در اين بخش داير بوده و افزون بر آن، 2 آسياي آردي و 6 واحد تهية مصالح ساختماني و يك واحد چوب بري نيز مشغول به كار بوده است. (جهادسازندگي، فرهنگ اقتصادي، 124، مكرر 4 و 5؛ تحقيقات محلي).
در 1360ش بخش آق قلعه داراي 66 ده، 25 مزرعة مستقل، يك مزرعة تابع و 3 مكان مستقل و كلاً 95 آبادي با 187‘11 خانوار بود. در هامن سال، اين بخش 98 دبستان، 15 مدرسة راهنمايي، 3 دبيرستان، 64 مسجد و حسينيه، 4 كتابخانة عمومي، 479‘10 واحد مسكوني، 2 نانوايي و 7 قصابي داشت (جهاد سازندگي، فرهنگ اجتماعي، 124 مكرر 1 و 2).
ساكنين اين دهستان، تركمنهاي آتاباي هستند. اين طايفه به همراه طايفة جعفرياي، 2 بخش عمدة تركمنهاي ايران را تشكيل مي دهند. طايفة آتاباي به 2 شاخة آق آتاباي و آتاباي تقسيم مي شود كه هريك چند تيره را در بر مي گيرد. اين طايفه ها تا چند دهة پيش، عموماً با كشاورزي بيگانه بودند و از راه گله داري زندگي مي كردند. هريك از خانواده هاي تركمن در يك آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر مي برد و هر خانواده همواره آلاچيق گرد و نمدپوش به نام «اُي» به سر ميبرد و هر خانواده همواره آلاچيق خود را در كنار «اُي»هاي خانوادههايي برپا مي داشت كه دامهايشان براي چرا در يك يا چند گله جمع مي شدند (پوركريم، 49). اكنون افراد ساكن اين بخش به 2 دسته «چاروا» يا كوچرو و «چمور» (اسكان يافته) تقسيم مي گردند. شغل اصلي چارواها دامداري است و درآمد آنها از فرآوردههاي دامي تأمين مي گردد. چمورها دامداري است و درآمد آنها از فرآورده هاي دامي تأمين مي گردد. چمورها در روستاها و در مركز آق قلعه به سر مي برند (گرگاني، 340؛ تحقيقات محلي). طايفة آتاباي در محوطه اي كه از تپة آقشين، در مجاورت هاشم آباد، تا نزديك محمدآباد گسترده است و عرضش نزديك به 12 كمـ و طولش از زير سياه بالا تا رودخانة اترك است، زندگي مي كنند. طايفة آتاباي 15 فرقه اند (كتابچة نفوس استرآباد، 253-254). ٍميرزا ابراهيم (ص 59) نيز که در دوره قاجار از اين منطقه گذشته، نام طوايف اين ناحيه را با شاخه هاي فرعي آنها و تعداد خانوارهايشان در کتاب خود آورده است.
زبان مردم اين بخش به نام «قراقچي» مدرسهاي قديمي وجود دراد که اکنون نيز حوزه علميه براي آموزش فقه حنفي است و طلبه ميپذيرد.
مرکز اين بخش، شهر کوچک آق قلعه است که براي مدتي تا پيش از 1357ش پهلوي دﮊ ناميده می شد، اما اکنون نام پيشين خود را باز يافته است. اين شهرک در 18 کيلومتري ما شهر گرگان بر جلگهاي هموار در کنار رودخانه گرگان با عرض جغرافيايي °36و َ58 و طول جغرافيايي ° 54 و َ16 قرار گرفته است. جمعيت آن براساس سرشماري 1345ش، 068‘4 نفر بود که در 1355ش به 960‘6 نفر، در 183‘1 خانوار، افزايش يافت. براساس سرشماري تقريبي 1362-1363ش تعداد خانوارهاي آق قلعه در همين سال، برپايه آمار توزيع تعيين ارزاق 799‘13 نفر بوده است (همان، 42). آق قلعه شهرک آبادي است که بر سر راه گرگان به گنبد قابوس قرار گرفته است. يکي از توابع مهم آن جرجانيه پيرواش است که بيش از 000‘2 نفر جمعيت دارد. رودخانه گرگان که آق قلعه را به 2 بخش تقسيم ميکند، سابقاً از کنار شهر ميگذشته، چون سطح آب رودخانه از زمينهاي اطراف پايينتر است، سابقاً به وسيله موتورهايي آب را به خيابانهاي شهر جاري مي ساختند. اين شهر پيش از استقرار پادشاهي قاجار، مرکز اين ايل بود که دستهاي در اين طرف و دستهاي ديگر در آن طرف رودخانه ميزيستند.
از بناهاي قديمي اين شهر پل آجري است که در دوران صفويه بر روي رودخانه گرگان ساخته شده است. در عکسي که در دوره ناصرالدينشاه از اين پل برداشته اند 2 مناره در کنار پل ديده ميشود. اکنون از اين مناره ها اثري نيست. جديداً پل ديگري بر اين رودخانه ساخته اند که با احداث آن، رفت و آمد از روي پل قديمي صورت نميگيرد، و از آن تنها به عنوان يکي از آثار قديمي نگهداري ميشود. اين پل داراي 5 چشمه با ساختمان قديمي است و تعميرات جديدي نيز در آن شده است. طول آن 35 متر، عرض آن 4 متر و ارتفاع آن و 10 متر است. از بناهاي تاريخي ديگر اين شهر قلعه کهن آن است که اکنون خراب شده (رزم آرا، 12). و تنها ديوارهاي جنوبي و اندکي از ديوار شمال به جنوب آن بر جاي مانده است. اين قلعه به قلعه مبارک آباد (نام پيشين آق قلعه) مشهور بوده است. ديوار قزل آلان که گفته ميشود اسکندر آن را بنا نهاده و انوشيروان ساساني آن را تعمير کرده، در 3 کيلومتري شمال آققلعه قرار دارد. اين ديوار از درياي خزر شروع ميشده و تا کوههاي گلي داغ به طول تقريبي 170 که امتداد مي يافته است. اکنون اين ديوار مخروبه است و بعضي از قسمتهاي آن که هنوز پابرجاست بين 2 تا 4 متر ارتفاع دارد (رابينو، 137؛ تحقيقات محلي).
پيشينه تاريخي: بنا به گفته رابينو، هنگامي که او از اين محل عبور کرده، ويرانههاي حصار کهن آق قلعه هنوز برجاي بوده است و ساکنان آنجا به وي گفته بودند که اين محل در زمان قابوس به «اسپي دژ» مشهور بوده است و ترکمنها نام آق قلعه را – که ترجمه کلمه اسپي دژ است – بر آن نهاده اند، (صص 135-136). به گفته او، مبارک آباد را شاه طهماسب اول صفوي بنياد گذارد. به فرمان وي، فرمانرواي جديد استرآباد در اين محل مستقر گرديد تا اين ايالت را از حملات ترکمنها محفوظ نگه دارد. در 1007ق/1599م شاه عباس اول به استرآباد آمد و فرمان داد که ديگربار اين قلعه را تعمير کنند. پس از انجام تعميرات، گروهي از ايل قاجار را در آنجا سکني داد (رابينو، 137؛ معصوم عليشاه، 3/660). ميرزاابراهيم (ص 50) که در 275ق/1859م از آن قلعه گذشته ميگويد: پلي که شاه عباس در آق قلعه بر روي رود قرار گرفته است. آق قلعه را محمدحسن خان قاجار، پدرآقامحمدخان، مرکز حکومت خود قرار داد؛ اما پس از آنکه قاجارها به پادشاهي رسيدند اين منطقه را به ترکمنها واگذار کردند، ولي همواره به آن توجه داشتند و به مناسبت کمکهايي که از ترکمنها ميگرفتند، روستاهايي را در کنار رودخانه قره سو به عنوان تيول به خوانين آنجا ميدادند (گرگاني، 71-72). در زمان ناصرالدينشاه برجي براي اين قلعه ساخته شد تا دشت ترکمن را از آنجا ديده باني کنند، ولي به گفته رابينو، سربازاني که مأمور آنجا ميشدند در واقع زندانياني در ميان 4 ديوار قلعه بودند و با آنکه شهر را از دور ميديدند نميتوانستند ارتباط خود را با استرآباد حفظ کنند (صص 136-137). معصوم عليشاه (3/660) نيز آنجا را قلعه خرابي توصيف کرده که گروهي سرباز گرسنه با اندکي سلاح در آنجا بودند و براي گذران زندگي، مزدوري ترکمنها را ميکردند. قلعه اي که در اين نقطه قرار داشته ظاهراً در طي چند سده بارها بازسازي شده است. در اوايل دوره ناصرالدينشاه، سليمان خان صاحب اختيار مأموريت يافت که بناي آق قلعه را تعمير و بازسازي کند. او اين کار را آغاز کرد و گزارش وقابع را براي فرخ خان امين الدوله کاشاني ميفرستاد. نامه هاي ياد شده در ضمن مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان (4/54-58، 61-62، 64) به چاپ رسيده است. قورخانچي (صولت نظام) که در اواخر عصر قاجار مي زسيته در توصيف ساختمان قلعه گفته است که قلعه کنوني در نقطه اي است که از ساعت 3 سمت خاکريزي دارد و آن را به اميرتيمور گورکان نسبت ميدهند و نيز مينويسد که قلعه در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه برپا شده و در 4 گوشه آن 4 برج قرار دارد. او سپس توصيف دقيقي از وضعيت آن روز قلعه مي آورد و مي افزايد که اگر در استحکام و تعمير اين قلعه مراقبت نشود به زودي ويران خواهد شد (صص، 53-54). امکان شورش ترکمنها بر ضد حکومت مرکزي در عصر قاجار، پادشاهان اين سلسله را به تحکيم بناي آق قلعه وادار ميکرد. يکبار که ترکمنها عليه حکومت شوريدند مصطفي قلي خان فرمانده قواي دولتي در آق قلعه مستقر بود. او گزارش اين وقايع را در کتابچه اي به نام نبردهاي آق قلعه يادداشت کرده است (صص، 82-97). ترکمنها در اواخر زمان ناصرالدين شاه در جمادي الاآخر 1305ق/فوريه 1888م نيز شورش کردند. اين شورش تا رجب 1306ق/مارس 1889م ادامه يافت (کرزن، 1/260).
در جنگ اول جهاني، ارتش روسيه، آق قلعه را اشغال کرد و از آن به عنوان پايگاه و محل استقرار تجهيزات خود استفاده ميکرد، اما در همان ايام که تحولاتي در روسيه رخ داده بود، دستهاي از روسها در 4 رجب 1335ق/26 آوريل به آق 1917قلعه آمد