فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

عشق به اهل بيت رسول خدا (ص) در اشعار مخدومقلي


فصلنامه ياپراق / سال دهم / شماره 38/ تابستان 1386

 

عشق به اهل بيت رسول خدا (ص) در اشعار مخدومقلي

ص 8-4

شهربسّان گلديممدوا

استاد دانشگاه دولتي مخدومقلي ترکمنستان

 

الف) محبت به اهل بيت نشانه ايمان است.

            در اين مقاله مختصر قصد داريم از جايگاه اهل بيت سرور تمامي بشريت و پيامبر آخرالزمان محمد مصطفي صلي الله و عليه وسلم در اشعار مخدومقلي رشته سخن بگشاييم.

            محبت وي به حضرت پيامبر (ص) و اهل بيتش در کلام نمي گنجد. به اين دليل او در غالب اشعارش نام هاي اين عزيزان را با عشق و محبت فراوان ذکر مي کند.

            اهل بيت چه کساني هستند؟ چرا ما بايد آنها را دوست داشته باشيم؟! پيش از آغاز سخن درباره اشعار مخدومقلي که بياد اهل بيت سروده شده است، بياييد در ابتدا مطالبي را درخصوص سوال هاي فوق الذکر، هرچند به اندازه قطره اي از دريا، مورد مداقه قرار دهيم.

            خداوند متعال در قرآن کريم فرموده است: «اي محمد! به امت خود بگو: اي امت! من بابت ديني که براي شما آورده ام، براي آنکه شما را به اسلام وارد کرده ام، از شما هيچ چيزي نمي خواهم. من فقط از شما مي خواهم که نوادگان و نزديکان مرا دوست داشته باشيد».

            وقتي اين آيه نازل شد اصحاب از پيامبر گرامي ما پرسيدند:

            - اي رسول الله! نوادگان و نزديکان تو که ما بايد آنها را دوست بداريم و محبت آنها بر ما واجب گشته است، چه کساني هستند؟ پيامبر عليه السلام به آنها پاسخ داد:

            - دوست داشتن افراد ذيل از نوادگان من واجب است! حضرت علي (رض)، حضرت فاطمه (رض)، حضرت امام حسن (رض)، حضرت امام حسين (رض).

            اشعار حضرت مخدومقلي در ستايش اهل بيت پيغمبر بيش از شمار است. در اين مقاله قصد داريم به برخي از آنها اشاره نماييم.

ب) محبت به حضرت علي (رض) در اشعار مخدومقلي.

در آثار مخدومقلي، اشعاري که درباره علي بن ابوطالب يکي از شخصيت هاي برجسته اهل بيت، جايگاه شايسته اي بخود اختصاص داده اند. مخدومقلي بهترين اشعار خود را در وصف حضرت علي (رض) پسرعمو و داماد حضرت محمد (ص) و نخستين کودک مسلمان سروده است. محبت مخدومقلي به علي و فرزندان وي تار و پود اشعار مخدومقلي را تشکيل مي دهد. بخوبي توانسته است سلحشوري، شجاعت، جوانمردي، فروتني وي را بيان نمايد.

 حضرت علي که «دروازه شهر علم» محسوب مي شود، کسي که در عمر خود حتي يکبار بتها را سجده نکرد و به اين دليل به «کرم الله وجه» ملقب و بنام هاي «کرار» و «اسدالله غالب» يعني شير خدا مشهور گشت، داماد پيغمبر محبوب ما و چهارمين خليفه است. کنيه وي (لقبش) «ابوحسن» و «ابو تراب» است. نام پدرش ابوطالب، جدش عبدالمطلب، مادرش فاطمه بنت اسد است. در 8-10 سالگي مسلمان شد. همچنين حضرت قهرماني بي باک است. او دلاور مردي است که در (شب- مترجم) هجرت بدون اينکه لحظه اي ترديد به دل راه دهد، در بستر رسول الله خوابيد. علي (رض) در تمامي غزوات اسلامي شرکت کرده است.

رسول اکرم (ص) او را بسيار دوست داشت. روزي يکي از اصحاب کرام از او پرسيد:

- اي علي، اگر تو در حق کسي کارخير بکني اما او به تو بدي کند، تو چه مي کني؟

علي (رض) پاسخ داد:

- من به او نيکي مي کردم. اين سوال چند بار تکرار شد و هر بار حضرت علي (رض) پاسخ داد: - من فقط خوبي مي کردم، فقط خوبي مي کردم.

از همينجا بود که فهميدند چرا حضرت محمد (ص) حضرت علي (رض) را بيش از ساير اصحابش دوست مي دارد.

            حضرت علي (رض) با حضرت فاطمه دختر محبوب پيغمبر اکرم ازدواج نمود.  از اين ازدواج سه پسر بنام هاي حسن و حسين و محسن بدنيا آمدند. محسن در نوزادي از دنيا رفت. صاحب سه فرزند دختر بنام هاي ام کلثوم، زينب و رقيه هم شدند. نسل پيامبر با اين نوه هايش استمرار يافت.

            مخدومقلي درباره اين انسان بزرگ چه شعرهايي سروده است؟! وقتي اشعاري را که شاعر درباره حضرت علي (رض) سروده است، مرور مي کني، نمي توان از شعر «گوکجه کپدري» (کبوتر چاهي) ذکري بميان نياورد. زيرا اين منظومه از جوانمردي، خير و سخاوت، صبر و طاقت علي (رض) سخن مي گويد.

            چنانکه در شعر آمده است روزي علي به اتفاق يارانش در جايي نشسته اند که يک کبوتر چاهي به حضورش مي رسد و مي گويد:

سن سن دينيم ايمانيم

سانگا قربان بو جانيم

فلان يرده آشيانيم

ياش چاغام بار يا علي!

ترجمه

تويي دين و ايمانم

جانم قربان تو باد

درفلان جا آشيان دارم

فرزند کوچکي دارم يا علي

           سپس کبوتر به حضرت علي شرح مي دهد که «وقتي بين زمين و آسمان، در ميان خرمن ها، در پناه خداوند در دشت ها به دانه چيني مشغول بود به شاهيني برخورد کرده است، و براي درخواست کمک و نجات جانش» به نزد علي آمده است!  

غورقوپ بي طاقت بولدوم

شيرين جاندان ال يولدوم

سنينگ قاپينگا گلديم

قوتار مني يا علي!

ترجمه

از ترس بي طاقت شدم

از جان شيرين دست شستم

به نزد تو آمده ام

مرا نجات بده يا علي

 

پس از آن حضرت علي، کبوتر چاهي را در آستين لباسش پنهان مي کند. در همين لحظه شاهين که در پي کبوتر بود، مي آيد و مي گويد که کوهها و صخره ها درمي نوردد و به سختي صيدي به چنگ مي آورد، کبوتري که در پي شکارش بود به اينجا آمده است و او سه روز است که چيزي نخورده ، و خواهش مي کند که طعمه او را پس بدهد:

درمانده ام محتاجم

شرمنده ام غاللاجم

بو گون اوچ گوندور آجام

آويم برگين يا علي!

ترجمه

درمانده و محتاجم

شرمنده ام بي نوايم

امروز سه است که گرسنه ام

صيدم را بده يا علي!

           وقتي از شاهين اين سخن را مي شنود، حضرت علي به خادم خود قنبر دستور مي دهد که خنجرش را بياورد. وقتي شاهين علت را مي پرسد، علي مي گويد:

اي لاچين من حيدرم

صاحب لطف و کرم

اوز بودومدان ات برم

سن ديليمه کبدري!

ترجمه:

اي شاهين من حيدرم

صاحب لطف و کرم هستم

از ران خو به تو گوشت مي دهم

اما تو کبوتر را از من نخواه!

            شاهين با ديدن اين وضعيت مي گويد: «اي علي! گوشت تنت را نبر! خوردن اين گوشت براي ما حرام است. شما مرا شاهين و کبوتر را کبوتر نبينيد. ما براي آزمودن شما به نزدتان آمده ايم» اين را گفت و به آسمان بال گشود.

            شاعر در منظومه کبوتر چاهي نظر خود را در