فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

تركمانان درعصرمشروطه / مقاله


فصلنامه ياپراق / سال نهم / شماره 34-35 / تابستان و پائيز 1385

 

تركمانان درعصرمشروطه

ص  35-31

عبدالرحيم قاضي

دانشجوي كارشناسي ارشد تاريخ

 

چكيده:

تركمانان در ايالت استرآباد از دوطايفه ي بزرگ يموت وگوكلان هستند كه هر دو طايفه ، خود ، از تيره هاي مختلفي تشكيل شده اند.

            تركمانان يموت همه صحرانشينند ودرحوالي گرگانرود و در آلاچيق ها زندگي مي كنند و گوكلان ها در شرق سرزمين يموت ها و در ناحيه اي با زمين هاي حاصل خيز تر وآب وهواي بهتر ساكنند.

            در روزگار مشروطه ،باتوجه به تلاش هاي دست نشانده هاي استعمارگران وهمچنين اقدامات شاهزادگان ،حاكمان وخان ها درايالات ومناطق مختلف وهمچنين اقدامات طيف وسيع مخالفان مشروطه ودامن زدن به اغتشاشات وبهره گيري ازفرصت هاي پيش آمده توسط نيروهاي مسلح ايلات وعشاير ازجمله تركمانان، فضايي نابسامان دركشور به وجود آمد كه باعث آشفتگي مشروطه خواهان شد.اين حملات وتهاجمات باعزل محمدعلي شاه مخلوع شدت بيشتري گرفت وسرانجام هم كاررابه جايي رساند كه گروهي ازتركمانان آشكارا به دفاع ازوي پرداختند.

            درمقابل ،ازپس توده ي عامه و قشر متوسط تراكمه بويژه آنهايي كه پيوند بيشتري با زندگي شهري استرآباد ودوستان مشروطه طلب استرآبادي خودداشتند به طرفداري ازاين جنبش پرداختند.

 

مقدمه:

            تركمن ها از لحاظ موضع گيري شان نسبت به مشروطيت استرآباد دوگروه بودند؛ گروهي بااميدبه اين كه حكومت مشروطه باشعار عدالت، آنها را ازوضعي كه روس ها وشاهان قاجار برايشان به وجودآورده بودندنجات خواهدداد،به مشروطه باشعارعدالت متمايل شدند. اماگروهي ديگركه ناباورانه به اين شعارهاي ايده آلي نگاه مي كردند، خودرابي تفاوت به مشروطه نشان مي دادند وگويي منتظر بودند ببينند كه عدالت وآسايش مشروطه چگونه بر سرآنها سايه مي افكند . با توجه به اين كه تركمانان بخش قابل ملاحظه اي ازجمعيت ايالت استرآباد راتشكيل مي دادند، گروه مشروطه طلبان ايالت نمي توانستند نسبت به آنان بي تفاوت باشند، لذا سران مشروطه خواه استرآباد چون:« حاج رحيم خان سرخنكلايي»،« شيخ محمدحسين » و...ازتركمانان طرفدار مشروطه استقبال وحمايت مي كردندودربرابر تركماناني كه نسبت به اين موضوع، بي تفاوت بودند به گونه اي رفتارمي كردند كه نظرواعتماد آنها رابه مشروطه جلب كنند.

وضعيت تركمانان ايالت استرآباد درزمان مشروطيت:

            گروه تركمانان استرآباد بر دو خيل هستند؛يموت وگوكلان وهر دو خيل مركبند از دو فرقه ي «چاروا» و «چمور». فرقه ي چاروا كه همان چهارپاداران هستند، مال وشتروحشم دارندو فرقه ي چمور آن فرقه هستند كه شتر ندارند.

طايفه ي يموت مركب ازدوتيره است:«شرف» و«چوني». خيل يموت مركب از دوازده طايفه است وهر طايفه مركب ازچندين تيره ، طايفه و اوبه. «جعفرباي» ، «آتاباي»، «يلقي»،«داز»،«دوجي»،«بدراق»،«سلاخ»،«ايمر»،«كوچــك»،«ايگدر»،«قوجق» و«قان يخمز». اينها طوايف يموت هستند كه در كنار رود گرگان در صحرا ميان آلاچيق زندگاني مي كنند.

            هرطايفه مركب است ازچندين اوبه . درهراوبه شاخصي است كه آن شاخص دريورت شخصي ياموروثي خود سكني مي گيرد واقوام وبستگانش هم در اطراف اوجمع مي شوند.آن اوبه يا مجموع رابه اسم بزرگ آن سلسله مي نامند. درميان هرطايفه يك شاخص نيست كه همه ي آن طايفه اطاعت وانقيادكامل ازآن يك نفر داشته باشند. در هر اوبه زيردستان وجوانان ازبزرگ اوبه ي خود تااندازه اي اطاعت دارند. اماهروقت اتفاقي ومسئله اي براي طايفه پيش آيد، بزرگان اوبه ها، مشايخين وپيرمردان جمع شده، مشورت مي كنندوهرقسم كه تمام رؤسا وپيرمردان و حتي زيردستان آن طايفه صلاح دانستند اقدام خواهند كردودرآن موقع سخت متفق ويك جهت ويك قول هستند.[1]  

            تركمن هاي يموت كه درتابعيت دولت ايران هستند مركب از همان دوازده طايفه اند و همگي صحرانشينند و درآلاچيق زندگي مي كنند. سرشماري و خانه شماري صحيح نشده اند ولي تقريبا بيش از ده هزار خانوارهستند. آنها در طول رودخانه ي گرگان مستقرند . نقطه ي مقابل هرطايفه، ولايت است كه كم تر ازيموت نيستند وباكمال شجاعت ودليري هميشه طرف زدوخورد هستند . روي هم رفته تقريبا در هر خانه پنج نفر زن ومرد وبچه زندگي مي كنند كه جمعا پنجاه هزارنفرمي شوندوتقريبا درهجده فرسخ طول رود گرگان مستقرهستند . درانتهاي گرگانرود كه به درياي خزر مي ريزد،در«باشوسقه» ،«خواجه نفس»و«گمش تپه» ،طايفه ي جعفرباي سكني دارند ودرآخر، طايفه ي يموت .ازطرف استرآباد هم طايفه ي قان يخمز مستقرهستند كه درفصل زمستان به جنگل «خاندوز» ،«راميان» و«فندرسك» نزديك مي شوند.[2]

            تمام مردم يموت سواركارندوهرخانه اگراسب سواري نداشته باشد،مجبورند يك يابو براي حمل هيزم وآذوقه ي خود داشته باشند.آنها ازاول عمر به سواري واسب تازي عادت كرده اند ومي توان گفت به هيچ وجه ازسواري احساس خستگي نمي كنند. وامااسلحه؛هيچ خانه اي را نمي توان بي تفنگ فرض كرد. ممكن است تصور نمودكه هردوخانه يك تفنگ داشته باشند و بااين حساب نمي توان  كم ترازشش هزار تفنگ براي آنهافرض كرد.

            گوكلان ها نيز از طوايف بزرگ تركمان هستند . منطقه ي گوكلان نشين ازطرف مشرق محدود است به دهنه ودامنه ي كوه هاي بجنورد وازطرف مغرب به گنبد كاووس وصحراي يموت،ازطرف شمال به رودخانه ي اترك و كويرصحراي روس وازطرف جنوب به «نردين« و«كوهسار» و«حاجي لر» .آب وهواي محل سكونت گوكلان ها نسبت به يموت ها بهتر و به عبارتي ييلاقي است . زمين هايش حاصل خيز است واغلب نقاط آن ازآب هاي كوهسارو حاجي لر مشروب مي شود . زراعتش برنج ،ماش،كنجد،گندم وجو است. اگر برنجش بهتر از برنج صدري نباشد كم تر هم نيست . اغلب زمين هايش ني زاراست،زيرابه جنگل هاي كوهسارنزديك است . همچنين جنگل هاي كوچك داخلي در دامنه ها و نيز چشمه سارهاي فراوان دارد .پنبه وهندوانه هم خوب درآن به عمل مي آيد.

            جماعت گوكلان مركب ازدوگروه ودوازده طايفه اند: «داغلوها» عبارتند از: «قايي» ،«قره بل خان»،«اركك لو»،«چيق لق»،«قارنوا»،«بايندر»،«قرق».

قايي، مركب ازسه طايفه وهرطايفه مركب از چندتيره است :«تمك قايي» ،«قارناس قايي»،«دالي بوق قجه قايي». قره بل خان يك خان دارد ويازده طايفه واوبه که شامل:«آجي بيك»،«پاشي»،«قاپان»،«پچ»،«قارا»،«خوردايماق»،«قير»،«كروك»،«عرب»،«سقر»،«سيكي چتر»هستند.

            دودورغه مركب ازشش طايفه هستند: «يانقاق» ،«سنگريك»،«چاغر»،«بيگدلي»،«آي درويش»،«اجن قانجق».(يانقاق شامل چهارطايفه ي :«ساري جد»،«قول لي» ،«دايزاكري»،«كتي» است).[3]

مشايخ تركمان عبارتنداز: «حاجي ملاقليچ» كه امام جماعت است ورياست تامه دارد و مردم به وي اعتقادي كامل دارند و نذورات زيادي به او مي دهند. مدرسه اي از آجر، درنهايت استحكام براي طلاب درنزديك اوبه ي خودش كه موسوم است به «ساري سو» ساخته كه باغچه وآب رواني هم دارد.

            «كلو شيخ»،«سيدموغوشيخ»،«ممي شيخ » ،«حاتم ملاشيخ»،«صحت الدين خوجه»،«عالم ملا»،«قلندرملا»،«كريك ملا»،«ارنفس ملا»،«حسن قاضي»،«قربانگلدي آخوند»،«نوري ايشان»،«خلبل اتلله» پسرجناي امام جمعه.

خوانين واشراف واعيان گوكلان هم« مهدي خان قرق» ،«ندرخان تمك»،«حسن خان قرق»و«خوشه خان»،«ولدسبحان» ،«قلي خان»،«محمدحسن خان» ،«نوربردي خان»،«قرابل خان»،«مشهدقلي خان اركك لو»،«ولي خان چاغري»،«نورمحمدمرداق خان سنگريك»،«خجندبردي خان»، «خداي بردي خان ينقاق»،«امانش خان قايي»،«رمضان خان آي درويش»،«آنه محمدبيگدلي»،«چغورملاخان» رييس طايفه ي اجن قانجق و«نورمحمدخان قربانلو».[4]

           

عوامل اصلي انقلاب مشروطه:

            نهضت مشروطيت دربستر شرايط تاريخي ويژه اي برمبناي چندعامل بيروني ودروني شكل گرفت . ازشاخص ترين عوامل بيروني بايدازانقلاب 1905درروسيه ،شكست روس ها ازژاپني ها درجنگ همين سال ، تغييروتحول درفورماسين اقتصادي –اجتماعي اروپا كه به تبع ازآن هيئت هاي مختلف فرانسوي،انگليسي،بلژيكي وروسي اززمان فتحعلي شاه واردايران شدند وتاثيرات مهمي برجامعه ي ايران آن عصر بر جاي نهادند، ياد كرد.

            ازعوامل دروني نيزبايد ازچند موردبسيارمؤثرنام برد، همچون: ارتباط يافتن بخشي از طبقات واقشارايراني باجامعه ي اروپا،تغيير درساختاراقتصادي بويژه درامرتجارت ودادوستد،پيدايش وا