فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

سير پيدايش‌ هزار و يك‌ شب‌


فصلنامه ياپراق / سال نهم / شماره 34-35 / تابستان و پائيز 1385

 

سير پيدايش‌ هزار و يك‌ شب‌

ص  38-36

نوشته‌ ي : اي‌. ال‌. رانلا 1(Ranelagh)    

  ترجمه‌ ي: محمد جواهركلام‌

اشاره‌ ي مترجم‌:

سيصد سال‌ پيش‌،« آنتوان‌ گالان» ‌، شاعر و مترجم‌ فرانسوي‌ ، كتاب‌ هزار و يك‌ شب‌ را از عربي به‌ فرانسه‌ برگرداند و ترجمه‌ ي او سبب‌ شناخته‌ شدن‌ اين‌ كتاب‌ در جهان‌ غرب ‌شد. در اين‌ مقاله‌ مي‌خوانيم‌ كه‌ چگونه‌ ترجمه‌ ي فرانسوي‌ كتاب‌ هزار و يك‌ شب‌ و بعدها ترجمه‌هاي‌ انگليسي‌ آن‌، سبب‌ آشنايي‌ جهان‌غرب‌ با اين‌ كتاب‌ شدند و چگونه‌ به‌ تبع‌ اين‌ترجمه‌ ها، نگاه‌ جهان‌ عرب‌ و اسلام‌ به‌ هزار ويك‌ شب‌ نيز دگرگون‌ شد و اين‌ كتاب‌ نزد شرقيان‌ منزلت‌ ديگري‌ پيدا كرد.

 

هيچ‌ متني‌ چون‌ بخشي‌ از «هاكلبري‌ فين‌» اثر «مارك‌ تواين»‌ نمي‌تواند گستردگي‌ انتشار هزار و يك‌ شب‌ در تمام‌ نواحي‌ جهان‌ را نشان‌ دهد ؛ زيرا در اين‌ بخش‌ از كتاب‌ تواين‌، «هل‌» قهرمان‌ كتاب‌ براي‌ «جيم‌»، نوجوان‌ زنگي‌ سياه‌، در حالي‌ كه‌ هر دو در دهه‌ ي 40 قرن‌ نوزدهم‌ در رودخانه‌ ي «مي سي‌ سي پي» ‌قايق‌سواري‌ مي‌كردند، داستان‌ شاه‌ هنري‌ هشتم‌ را شرح‌ مي‌دهد و مي‌گويد: 

« تو نمي دوني‌ اين‌ هنري‌ هشتم‌ چه‌ آتشي‌ مي باروند. هر روز با يه‌ زن‌ تازه‌ عروسي‌ مي كرد و فردا صبح‌ سرش‌ را مي بريد. اين‌ كار براش‌ اون قدر ساده‌ بود كه‌ انگار داره‌ دستور مي ده‌ براش‌ تخم‌ مرغ‌ بيارن‌. مي گفت‌: «برين‌ نل‌گين‌ را بيارين‌.» مي رفتن‌ نل‌گين‌ را مي آوردن‌. فردا صبح ‌مي گفت‌: «سرش‌ را ببرين‌.» و سرش‌ را مي بريدن‌. _« برين‌ جين‌شور را بيارين‌.» جين‌شور را مي آوردن‌. فردا صبح‌: «سرش‌ را ببرين‌.» و سرش‌را مي بريدن‌. _«زنگ‌ بزنين‌ فيررزامون‌ بياد.» زنگ‌ مي زدن‌ فيررزامون‌ مي اومد. فردا صبح‌: «سرش‌ را ببرين‌.» و هر كدومشون‌ را هم‌ مجبورمي كرد هر شب‌ برايش‌ يه‌ قصه‌ بگن‌. و اين‌ وضع‌ را اون قدر تكرار كرد كه‌ هزار و يك‌ قصه‌ جمع‌ كرد. اون وقت‌ همه‌ي  اين‌ قصه‌ها را تو يك‌ كتاب‌ چاپ‌ كرد و اسمش‌ را گذاشت‌ «سفر آخرت‌» كه‌ اسم‌ مناسبي‌براي‌ قصه‌ها بود.2 

 

            اگر از شهرزاد و تاريخ‌ انگلستان‌ بگذريم‌، هزار و يك‌ شب‌ ، براي‌ عوام‌ با داستان هاي‌ تو در توي‌ آن‌ شهرت‌ دارد. همچنين‌ به‌ عنوان‌ كتابي‌ شناخته‌ مي‌شود كه‌ داستان هاي‌ شهرزاد را روايت‌ مي‌كند. در هر حال‌ كم تر كتابي ‌توانسته‌ است‌ اين‌ چنين‌ در نقاط مختلف‌ رواج‌ يابد. اما اين‌ شيوع‌ تنها مختص‌ آمريكا نبود، و در تمام‌ نقاط ديگر جهان‌ هم‌ وجود داشت‌.

             بايد گفت‌ كه‌ هزار و يك‌شب‌ از سال‌ 1704 در غرب‌ شناخته‌ شده بود و اين‌ زماني‌ بود كه‌ ‌ ترجمه‌ ي فرانسوي‌ آنتوان‌ گالان‌ از كتاب‌ و سپس‌ ترجمه‌ي  انگليسي‌ آن‌ منتشر گرديد. از آن‌ زمان‌ به‌ بعد، هزار و يك‌ شب‌ به‌ عنوان‌ مدخلي‌ بر جهان‌ عرب‌ شناخته ‌مي‌شد. چه‌ بسيار خوانندگاني‌ كه‌ تصورات‌ خود را درباره‌ ي شرق‌ از روي‌ اين‌كتاب‌ ساخته‌اند. كتاب‌ از آغاز اروپا را تكان‌ داد، زيرا تا پيش‌ از 1713 چهار ترجمه‌ به‌ انگليسي‌ از آن‌ منتشر شد. سپس‌ از سال‌ 1723 به‌ صورت‌ پاورقي‌ در روزنامه‌ ي  لندن‌ نيوز منتشر گرديد و انتشار آن‌ به‌ اين‌ صورت‌ سه‌ سال‌ طول‌ كشيد. از آوازه‌ ي اين‌ كتاب‌ در انگلستان‌ همين‌ بس‌ كه‌ «جيمز پتي»‌ در سال‌ 1783 در باره‌ ي  آن‌ گفته‌ است : «كتابي‌ است‌ كه‌ كوچك‌ و بزرگ‌ آن‌ رامي‌شناسند.» در عرض‌ صد سال‌ هزار و يك‌ شب‌ بيش‌ از چهارصد بار به ‌زبان هاي‌ غرب‌ اروپا چاپ‌ شد. هزار و يك‌ شب‌ در قرن‌ هجدهم‌ در توجه‌ به ‌مطالعات‌ شرق‌شناسي‌ سهم‌ وافري‌ داشت‌ و فولكلور و داستان هاي‌ عاميانه‌ را به‌ رشته‌اي‌ پژوهشي‌ بدل‌ ساخت‌. در زمينه‌ ي «رومانس»‌ نيز بدان جا انجاميد كه‌ مكتب‌ كاملي‌ به‌ نام‌ رمان ها و داستان هاي‌ شرقي‌ پديد آورد. از اين جا مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ تاثير هزار و يك‌ شب‌ بر جنبش‌ رومانتيسيسم‌ اروپا در قرن‌ نوزدهم بسيار زياد‌ بود. همه‌ ي اينها در زماني‌ بود كه‌ اعراب‌ به‌ هزار و يك‌ شب‌ توجهي ‌نداشتند و آن‌ را اثري‌ خارج‌ از قواعد زبان‌ عربي‌ مي‌دانستند و بنا براين ‌برايش‌ احترامي‌ قايل‌ نبودند. به‌ نظر آنها هزار و يك‌ شب‌ ،كتابي‌ بازاري‌ و تهي‌از ارزش هاي‌ ادبي‌ مي‌آمد و آميزه‌اي‌ بود از فولكلور و ادب‌ عوام‌ كه‌ به‌ لحني‌بازاري‌ پرداخته‌ شده‌ است‌. درست‌ است‌ كه‌ هزار و يك‌ شب‌ به‌ فولكلور وابسته‌ است‌ و تا به‌ روزگار ما براي‌ مردم‌ در بازار و قهوه‌ خانه‌هاي‌ قاهره‌ و بغداد خوانده‌ مي‌شود، ولي‌ در غرب‌، ترجمه‌هايي‌ كه‌ از هزار و يك‌ شب انجام ‌شد، اين‌ جنبه‌ ي بازاري‌ بودن‌ را دگرگون‌ كرد و از آن‌ پس‌ هزار و يك‌ شب‌ نه ‌تنها به‌ عنوان‌ اثري‌ ادبي‌ شناخته‌ شد، و نه‌ تنها وارد ادبيات‌ ما (غربي ها) شد، بلكه ‌در حقيقت‌ به‌ صورت‌ يكي‌ از آثار ادبي‌ كلاسيك‌ ما در آمد. هزار و يك‌ شب ‌بارها تجديد چاپ‌ شد و نمايش ها، باله‌ها، اپراها، فيلم ها، نمايش هاي‌ عروسکي‌ و پانتوميم هاي‌ فراواني‌ بويژه‌ براي‌ كودكان‌، از آن‌ پديد آمد. از پرتو ترجمه‌هاي‌ پيشتازي‌ كه‌ داستان هاي‌ افسانه‌اي‌ و سفرها و ماجراهاي‌ غريب‌ (گروتسك‌) را بر داستان هاي‌ واقعي‌ آن‌ برتري‌ مي‌نهاد، هزار و يك‌شب‌ كتابي‌ شد كه‌ با آنچه‌ شگفت‌ و رومانسي‌ مي‌نمود، برابر بود. ولي‌ البته ‌مجموعه‌ ي كامل‌ آن‌ دربردارنده‌ ي حكايت هاي‌ بسيار بود؛ از حكايات‌ عاشقانه ‌گرفته‌ تا حكايت هاي‌ حادثه‌جويانه‌، حكايات‌ طراران‌ و مجرمان‌، نوادر ‌، داستان هايي‌ مربوط به‌ حيوانات‌، داستان هاي‌ آموزشي‌، داستان هايي ‌مربوط به‌ پارسايان‌، داستان هاي‌ مربوط به‌ شياطين‌، مجموعه‌ حكايت ها ي ‌نادري‌ راجع‌ به‌ هارون‌ الرشيد، داستان هايي‌ از شوهران‌ و همسران‌، داستان هايي‌ مربوط به‌ جنگ هاي‌ صليبي‌ و داستان هاي‌ عاشقانه‌ ي بلند شبيه‌ به ‌حماسه‌هاي‌ جنگي‌، تفسيرهايي‌ راجع‌ به‌ رويدادهاي‌ ديگر، و سرانجام‌حكاياتي‌ در دل‌ حكايات‌ ديگر. هزار و يك‌ شب‌ حتي‌ كتاب‌ كاملي‌ چون‌ كتاب‌ سندباد را نيز در بر مي‌گيرد (كتاب‌ سندباد در هزار و يك‌ شب‌ به‌داستان‌ هفت‌ وزير مشهور است‌.) علاوه‌ بر اينها بايد از اشعار طولاني‌ و پيچيده‌ ي ديگري‌ ياد كرد كه‌ در دل‌ حكايت ها آمده‌اند.

اما هزار و يك‌ شب‌ كه‌ از گذشته‌ بر جاي‌ مانده‌، خود تاريخ‌ مستقلي‌دارد. به‌ همين‌ دليل‌ اصطلاح‌ «مجموعه‌ ي  كامل‌» نيازمند توضيح‌ است‌. هزار ويك‌ شب‌ مانند تمام‌ مجموعه‌هاي‌ فولكلوريك‌ ديگر شكل‌ واحد و نهايي‌ندارد، و داستان هاي‌ آن‌ در شماره‌ها و گونه‌هاي‌ مختلف‌ و طبعا هر يك‌ بنا به‌صلاح‌ مترجم‌ آن‌، چاپ‌ شده‌اند. رقم‌ 1001 بر تعداد زياد دلالت‌ دارد، بسيار بيش‌ از آنچه‌ عددي‌ خاص‌ مشخص‌ مي ‌كند.« آنتوان‌ گالان‌» ، كه‌ از كاركنان‌ بخش‌ ديپلماتيك‌ فرانسه‌ بود، اساس‌ كار خود را بر نسخه‌اي‌ خطي‌در سوريه‌ گذاشت‌، و بعدها به‌ منابع‌ ديگر رو آورد. ولي‌ آن‌ كه‌ عمدتا كار گالان‌ را تكميل‌ كرد، مردي‌ سوري‌ بود كه‌ در پاريس‌ زندگي‌ مي‌كرد و برايش‌ داستان هايي‌ از فولكلور عرب‌ را روايت‌ كرد كه‌ دو داستان‌ گران قدر علاءالدين ‌(و چراغ‌  جادو) و علي‌ بابا (و چهل‌ دزد بغداد) هم‌ جزوشان‌ بودند. كتابي‌كه‌ برادران‌« گريم‌» صد سال‌ بعد، يعني‌ درسال 1812 بر مبناي داستان هاي‌ فولكلوريك‌ آلماني‌ منتشر كردند، و سرآغاز شيوه‌ ي گردآوري‌ مستقيم‌ داستان هاي‌ عاميانه‌ ازدهان‌ مردم‌ در دوره‌ ي جديد بود، نشان‌ داد كه‌ داستان هايشان‌ روايتي‌ آلماني‌ از دو داستان‌ «علاءالدين‌ و علي‌ بابا» هستند. با فرا رسيدن‌ قرن‌ نوزدهم‌، چند نسخه‌ ي خطي‌ عربي‌ از هزار و يك‌ شب‌ كشف‌ و چاپ‌ شد. اما اساس ‌چاپ هاي‌ اروپايي‌ بعدي‌ همان‌ نسخه‌ ي مصري‌ (معروف‌ به‌ نسخه‌ ي بولاق‌) بود. ترجمه‌ ي  انگليسي‌«ادوارد لين»‌ Edward Lane از اين‌ چاپ‌ در سال هاي‌1840-1838 منتشر شد. بهترين‌ ترجمه‌ ي انگليسي‌ اين‌ كتاب‌ ترجمه‌ ي «جان‌ پاين»‌ Payne است‌ كه‌ در سال‌ 1880 (در 9 جلد) منتشر گرديد. قسمت هايي‌ از اين‌ ترجمه‌ را «ريچارد برتون‌» Burton در ترجمه‌ ي مشهورش‌ از هزار و يك‌ شب ‌آورد (10 جلد، 1885)، ولي‌ البته‌ ترجمه‌اش‌ از نظر ارزش‌ به‌ پاي‌ ترجمه‌ ي  جان‌ پاين‌ نمي‌رسيد. بهترين‌ ترجمه‌ ي جديد، ترجمه‌ ي «انو ليتمان»‌ Enno Littmann آلمانيR