|
مضمون شعر
مختومقلي فراغي
فصلنامه ياپراق / سال نهم /
شماره 33 / بهار 1385
ص
7
ي.ا.
برتلس
مترجم:
يعقوب رحيمي داشلي برون
اين مطلب
مقدمهي اشعار مختومقلي به
قلم زنده ياد «يوگني ادواردويچ برتلس» است كه خانم
«اوغول تاج
مليكوا» آن را از روسی به ترکمنی و
آقاي يعقوب رحيمي از تركمني به فارسي برگردانده
است.
اشعار
مختومقلي از لحاظ مضمون و محتوا ، جنبه هاي متعددي
دارد. به همين دليل آثار او از اصول منظومه ها
واشعار شرق نزديك(1)
مستثناست.
در
اشعار مختومقلی در درجهي اول، مضامين رزمي و
قهرماني، فراوان است و نظم و قوانبن اجتماعي و
اخلاقي، روايات قديم ، وصف دانايي،توصيف طبيعت زيبا
و عشق پاك در مراتب بعدي قرار دارند .
يكي از موضوعات
اساسي شعر مختومقلي، دعوت به اتحاد و از بين بردن
اختلافات و منازعات طوايف تركمن است
:
تركمنلر
باغلاساق بير يره بيــلي
قوراداريس
قلـزمي درياي نيلي
تكه يوموت
گؤگلنگ يازير آل ايلي
بير دولته
قوللوق اتسك بأشيميز
«اي
تركمن ها، اگر به ريسمان اتحاد چنگ بزنيم،بحر قلزم
و نيل را خشك توانيم نمود.اميد است كه طوايف
تكه،يموت،گوگلان يازير و آل ايلي تحت يك پرچم و
دولت، گرد هم آييم.»
اما براي دست
يافتن به آزادي و استقلال ، فقط اتحاد طوايف ، كفايت
نمي كند. جامعه بايد آداب و سنن قديم خود را به
درجاتي عالي برساند، شجاعت در نبرد، عدم گذشت نسبت
به دشمن و سنگدلان ، وفاداري به سخن و پيمان، مهمان
نوازي، كمك به افراد ياري خواه و ... بايد در جامعه
جاري و ساري شود.
مختومقلي با تمجيد
از جوانان راستين ، آنها را در مقابل افراد بزدل ،
ناتوان و بازرگانان پر طمع قرار مي دهد. او در آثار
خويش از انديشه هاي مردمي و ضرب المثل ها بهره جسته
ودر اين باره اشعار بسيار خوبي سروده و در جامعه
رواج داده است.
او در آينه ي اشعار
خويش ، بلندنظري و غناي روحي جوانان تركمن را ،
بسيار درخشان نمايانده است و هم زمان ، با هر گونه
زشتي و نارسايي كه در صدد تضعيف غناي روحي باشد ، به
مقابله برخاسته است. شاعر براي مستند ساختن كلام
خويش از آداب و رسوم قديم ، كرامت مسلماني و انديشه
هاي ديني ساير مردم، سود جسته است . براي پي بردن
به درجات والاي شرف و آبروي تركمن ها بايد به
اشعار وی روي آورد.
عشق بي اندازه به
مردم خويش وصيانت قوم در زماني كه گرفتار مشكلات
سنگين مي شوند، چون تار و پود در اشعار او تنيده
است. اين ويژگي ها در شعر مختومقلی موجب شده است كه
سخن او در جامعه ي تركمن حكم قانون اجتماعي يابد.
جوانان قوم در هر امري كلام مختومقلي را راهنماي
خويش قرار داده اند.
در آفرينش ادبي
مختومقلي يك موضوع ديگر نيز جايگاه والايي دارد و آن
ناپايداري عمر انسان در دنياي ماندگار است.آدمي در
اين جهان ، جاويد نيست.دنياي دروغين بي موقع براي
انسان كفن مي دوزد. همه ي ما اسيران دنيا هستيم و
نمي توانيم هيچ گاه اين امر را انكار كنيم.دنياي
غدار و كج اقبال ، پيوسته آدمي را در رنج و عذاب مي
گدازد به هر طريقي كه با او به مقابله برآيي،سرانجام
گرفتارت مي سازد.
بينش فلسفي
مختومقلی در برخي اشعار، خيام گونه است؛ رنج و غم
موجود در اين گونه سروده ها كاملاً نظير مضامين شعر
خيام است. با اين وجود بين شعر اين دو شاعر، يك
تفاوت اساسي وجود دار: از رباعيات خيام چنين برمي
آيد که اگر زندگي فرصتي بيش نيست و انسان كج رو و
كوردل اين را درنمي يابد،تو آن دم را غنيمت بدان و
از زندگي ، شادكامي بجوي و نا خرسندي خويش را با
نوشيدن شراب و خوردن كباب به فراموشي سپار.زيرا پنج
روزي بيش در اين مرحله مهلت نداري.
چنين بينشي در
جامعه ي تركمن قرن هجدهم، خواري وبدبختي به بار مي
آورد و آنها را به هلاكت مي كشاند.
مختومقلي به همين سبب به
نتيجه اي غير از نتايج خيام مي رسد:
اگرچه زندگي دنيوي
بسي كوتاه است، دل خود را با كام يابي هاي اندك ،
فريب مده و مغرور نباش كه اين ناداني است.اگر دچار
رنج دنيا شدي نبايد روحيه ات را ببازي. عشرت و رنج
دنيا گذراست؛ پس كار امروز را به فردا مفكن چون هيچ
معلوم نيست كه فردا را دريابي . فقط نيكوكاري است كه
آدمي را در طول قرون ، نيك نام مي گرداند. بدين
وسيله مختومقلي با بيان دل آزردگي انسان از دنيا ،
او را به بي باوري نسبت به دنيا ترغيب مي كند و در
نهايت اين باور را در انسان ايجاد مي نمايد كه آدمي
در هنگام حيات بايد پويا و تلاشگر باشد تا زندگي
بهتري در اين دنياي گذرا براي خود بسازد.
1- مقصود ، ادبيات
ملل اسلامي است.

|