•
فصلنامه ياپراق / سال نهم /
شماره 33 / بهار 1385
ص
25-24
دكتر ملاعاشور
قاضي
دربارهي «
مختومقلی فراغی» ،اين عارف شوريده حال و متفكر و
شاعر نامي تركمن كه اشعارش آينهي تمام نما و به
قولي جام جهان نماي زمانهاش است ، مقالات و كتب
چندي به زبان هاي مختلف به رشتهي تحرير درآمده
است. عارف شاعر و شاعر عارف و انديشمند شهير تركمن ،
حضرت مختومقلي ، اشعار عرفاني و فلسفي را نيز از نظر
دور نداشته است، هر چند بايد اذعان نمود كه در
تحريرات انجام يافته، تا كنون اين اشعار، كم تر
مراعات شدهاند.
بعضي از اشعار و يا ابيات او نظريات اشرا قيون از
جمله شيخ شهابالدين سهروردي و بعضي از اشعار و
ابيات عقلاني و فلسفياش، عقايد فلسفي مشائيون از
جمله ابوعلي سينا را تداعي ميكند.
موضوع اين
مقاله، دو شعر از اشعار مختومقلي به نام هاي
«صورتليغ» و «آنده بار» است كه از جمله مرتبط با
معرفت ومراتب عقول، سلسله مراتب عقول عشره ی كروبيون
و سلسله مراتب نفوس سماوي است .
ابوعلي سينا در سال 370 هجري در افشنه از قراي بخارا
در تركستان متولد شد. شيوهي
تفكر فلسفي او به «حكمت مشاء» معروف
است.
البته بايد اشاره شود كه خود او عنوان «حكمت متعا
ليه» و همين طور در كتاب «منطق المشرقيين» عنوان
«حكمت مشرقي» را به كار برده است. ابن سينا در عمر
نسبتاً كوتاه و پر فراز و نشيب خود، شاگردان نامداري
همچون« ابو عبيد جوزجاني» ، « بهمنيار بن مرزبان» ،
« ابوالعباس لوكري» و ديگران را پرورش داد. بعضي از
انديشمندان،«يوسف خاص حاجب بالاساغونلي» را نيز از
زمرهي شاگردان ابوعلي سينا به حساب آوردهاند.
بالاساغونلي مؤلف كتاب «قوتادغي بيليك» ( علم سعادت
بخش) است كه آن را به تركي ايغوري به رشته ی تحرير
در آورده است. اين كتاب به چندين زبان زندهي دنيا
ترجمه شده است. شيخ شهاب
الدين سهروردي مؤسس مكتب اشراق به سال 549 هجري قمري
در قريهي سهرورد زنجان ديده به جهان گشود.
اين
انديشمند بزرگ نامي كه با افكار و آراي شيخ الرئيس
ابوعلي سينا آشنايي كامل داشت، در نظريهي مراتب
وجودي عوالم خود از «طبقات الطول» و «طبقات العرض»
بحث ميكند. مراتب سه گانه ی انوار محض را كه سير
نزولي دارند «طبقات الطول» مينامد كه اولين مرتبهي
آن «نور الانوار » است. سهروردي همين طور از موجودات
نور كه صادر از نور الانوار و نخستين مَلِك مقرب
هستند، بحث ميكند. در بيتي از شعر «صورتليغ» آمده
است:
سورسنگ
يدينجي قات گوكدأكي سرّدان
آدي عجبا دور آسماني
نوردان
در بيت
بالا مختومقلي اولين مرتبه از مراتب آسماني را تحت
«نور آسماني» و به نام «عجبا» ذكر ميكند، كه مشابهت
با موجودات نور در طبقات الطول سهروردي
دارد.
البته در اين شعرمختومقلی، مراتب سه گانه ی انوار
محض، سير نزولي، و مراتب وجودي عالم (افلاك سبعه)
سير صعودي دارد. طبقات هفتگانهي زمين در شعر
«آندهبار» سير نزولي دارند.
قدرت قاهرهي نور الانوار بر همهي «موجودات نور»
اشراق ميكند و اين قدرت قاهره را سهروردي «انوار
قاهره» ناميده است؛ يعني انوار مسلط و ملكوتي (انوار
ميكاييلي) . «انوار ميكا ييلي» از نظر فلسفه ي
اسلامي بايد «انوار جبراييلي» گفته شود به اين توضيح
كه به عقيدهي يهود ، هفت آركانژ وجود داشت، اما
مسيحيان به چهر «ملك مقرب» معتقد بودند و به
ميكاييل، حق تقدم ميدادند. ولي در اسلام جبراييل ،
حامل وحي است. در ابياتي از شعر «صورتليغ» آمده است
:
بير آسمان
بارچا بولغان سر يشته
نظام برگن ايرور شول دورت
پريشته
ميكائيل، اسرافيل، عزرائيل
آتليغ
دوردونجيسي بار دور جبرئيل
آتليغ
مختومقلي در شعر بالا از چهار ملك مقرب كه چهارمين
آن جبرييل است، نام ميبرد.
دربارهي سرچشمه ی
تفكرات فلسفي در اسلام ، همهي نظريات، يك سان
نيستند. در غرب ، معمولاً چنين شايع است كه در قرآن
كريم هيچ مطلب صوفيانه و فلسفي موجود نيست و
فيلسوفان و صوفيان چيزي از آن اقتباس
نكردهاند.
«هانري كوربن » نظر ديگري دارد . او سرچشمه ی تفكرات
فلسفي در اسلام را در تفسير روحاني قرآن كريم و
ترجمه ها ميجويد. «موضوع سخن ، پديدهاي فرهنگي
است با اهميتي بسزا، آن پديده را ميتوان چنين
تعريف كرد:
جذب كليه ی اندوخته هاي فرهنگي كه پيش از اسلام در
شرق و غرب وجود داشت، به وسيله ي اسلام كه كانون
تازهي حيات روحاني بشريت گرديد. جرياني عظيم پيش
آمد، اسلام تركهي فرهنگي يونان را (اعم از آثار
واقعي و غير آن) به دست آورد و در قرن دوازدهم اين
ميراث را به اهتمام مترجمان (طليطه) به مغرب زمين
باز گردانيد.
اين ترجمه ها از يوناني به سرياني، از سرياني به
عربي، و از عربي به لاتين صورت گرفته است.» (هانري
كوربن) با توجه به توضيحات بالا، سرچشمه ی تفكرات
فلسفي فيلسوفان اسلامي را بايد از جمله در كتاب
آسمانيمان قرآن كريم جستجو كرد. مختومقلي نيز به
عنوان فردي كه در مكتب اسلام پرورش يافته است، طبعاً
متأثر از قرآن كريم بوده است.
علت مشابهت بعضي از اشعار مختومقلي با بعضي از جنبه
هاي مكتب اشراق و مكتب مشاء و به طور كلي، علت
شباهت هاي بين مكاتب متعدد فلسفي و مشا بهت موضوعي
در بعضي از اشعار شعراي اسلامي را احتمالاً بايد در
اين امر جستجو كرد.
آيهي شريفهي 12 ازسورهي مباركه ی طلاق، كه به
آفرينش هفت آسمان و هفت زمين مربوط است به عنوان
سرچشمهي دو شعر مختومقلي به نام هاي «صورتليغ» و
«آندهبار» مؤيد مطلب بالا است.
«الله الذي خلق سبع سموات و من الارض مثلهن
...»
آغاز تفسير ابن سينا بر سورهي مباركهي فلق نيز
بيتأثير در نظريهي معرفت و مراتب عقول او نبوده
است :
«… اعوذ
برب الفلق (آيه ی اول) پناه ميبرم به خداوندي كه
سپيده دم را ميشكوفاند يعني خداوندي كه ظلمت
«لاوجود» را به نور وجود ميشكافد و به ظهور
ميپيوندد و مبدأ اول و واجب الوجود بذاته است و اين
(درخشش روشنايي و شكافندگي ظلمت) كه لازمهي
حيزيت مطلق اوست
كه فايض به قصد اول است.
نخستين موجود از موجوداتي كه از او صادر گرديد (عقل
اول) است كه افاضهي ذات اوست.
در بحار الانوار
آمده است: اول ما خلق الله العقل (نخستين چيزي
كه خداوند آفريد عقل بود.).
عقول همان موجودات
مجرد يعني فرشتگان و ملايك هستند.
حكماي مشاء ، عقول مجرده را كه واسطهي فيض حق طبيعت
هستند، ده عدد ميدانستند و عقل دهم را «عقل
فعالي» ميناميدند كه تدبير جهان طبيعت به وساطت آن
انجام ميشود. ابن سينا عقل فعال را واهب الصور يا
بخشندهي صورت ها ميخواند.
همان طور كه اشاره شد در شعر «صورتليغ» اسامي افلاك
و مراتب عقول (صورملايك يا موجودات مجرد) و اسامي بگ
ها (محافظان) و اصل آن طبقات سير صعودي دارند. به
خاطر نوراني بودن طبقهي هفتم اسامي بگ ها يا
محافظان اين طبقه همگي «نورباييل بگ» ذكر شده
است.
در بيتي از ابيات مختومقلي در شعر صورتليغ
آمده است :
پريشتهسي
بار دور آدم صفتلي
بيگلري بار دور نوربائيل
آتليغ
در اين شعر، صورت فرشته ی هفتم (آدم روحاني) با عقل
اول در حكمت مشاء ، قابل قياس است. مختومقلي در دو
شعر مذكور به هدف اين كه موضوعات فلسفي براي همگان
قابل فهم باشد، مراتب عقول (مراتب موجودات مجرد) و
اصل طبقات را با استفاده از اسامي ساده و مناسب بيان
ميكند و همين طور از تشبيهات استفاده می
نمايد.
