فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
   

 

طوايف تركمن


فصلنامه ياپراق / سال هشتم / شماره 32 / زمستان 1384

صفحه ي: 20 

 

تركمن ها به قبايل و تيره هاي متعددي تقسيم مي شوند: 

«عالي ايلي»، «چاودار»،« يمرلي»، «ارساري»، «سالور»،« ساريق»، «تكه»،« يموت»، «گوكلان».

          اكنون به بررسي محل زندگي و خصوصيات آنها مي پردازيم و با توجه به اين كه بيشترين اطلاعات در كتاب هاي مختلف ، درباره ي سه طايفه ي تكه، يموت و گوكلان آمده است ، درباره ي ساير طوايف تركمن فقط به معرفي و توضيحي مختصر اكتفا مي كنيم.

ـ تركمن هاي عالي ايل (آل ايلي يا علي ايلي ها): عمدتاً در ناحيةي «اندخوي» در مرز شمالي افغانستان ساكن بودند، هرچند كه بخش كوچكي از اين قبيله در مرز شمالي و ايالات قوچان و دره گز ايران زندگي مي كردند و تابع امير افغانستان بودند.

ـ تركمن هاي چاودار (چاودريا، چوديرها): در منطقه ي بين «مانقشلاق»و «خيوه» زندگي مي كردند. تيره‌هاي عمدة ي آنها از بحر خزر تا «كهنه اورگنچ» و« بولدومساز» و«پرسو» و«گوگجق مرو» متفرق هستند. 
ـ تركمن هاي يمرلي: يمرلي ها در سمت شرقي آمودريا ساكن بودند. 

ـ تركمن هاي ارساري: اين قوم تركمن در ساحل چپ آمودريا از بخارا گرفته تا بلخ و سرزمين داخل افغانستان سكونت داشتند. ارساري ها يكي از قبايل پر جمعيت تركمن در آسياي ميانه بودند. بعد از غلبه ي روس ها بر تركمنستان، بيشتر ارساري ها به دولت روسيه توسط بخارا خراج مي پرداختند و تعداد كمي از آنها تبعه ي افغانستان بودند. بيشتر آنها اسكان يافته بودندودر روابط بين خانات بخارا و افغانستان نقش عمده اي داشتند .آنها منشعب به چند تيره مي شدند: « قارا»،«باكول» ،« آلاچا»، «اوكا». 

ـ تركمن هاي سالور: سالورها يكي از قديمي ترين قبايل تركمن بودند. احتمالاً تعداد آنها قبل از جنگ ها و تهاجماتي كه موقع انتقال قسمت عمده ي تركمن ها توسط سلجوقيان از آسياي مركزي به غرب روي داد، بيشتر بود. سالورها در شرق سرزمين تكه، بين سرخس و رود مرغاب مي‌زيستند. 
در
اواخر دوران صفوي ، تركمن هاي سالور در ناحيه ي«اتك» و «آخال» مسكن گرفتندو بعد از مرگ نادرشاه حركت تدريجي خود را به سوي خراسان آغاز كردند. سالورها در دوران پادشاهي فتحعلى شاه خود را به رود تجن رساندند. عباس ميرزا نايب السلطنه درگيري هاي زيادي با اين اقوام داشت و سرانجام براي ريشه كن كردن اين قوم در 12جمادي الثاني 1248هـ. ق. راهي سرخس شد و عدة ي زيادي از سالورها را اسير كرده، به مشهد آورد.

تقسيم بندي آنها به قرار ذيل است:

الف- يلواج (يالاواچ)

ب- قره‌مان

ج- آنابوگلي

كه هركدام ازاين طوايف نيز خود به شعبات مختلفي تقسيم مي شوند.

ـ تركمن هاي ساريق: يك قبيله ى قديمي ديگرند كه در ناحية ى «پنجده»، كنار رود مرغاب در شرق سالورها ساكن هستند. اينها هم مانند سالورها به شجاعت مشهورند و مانند آنها تعدادشان بسرعت روبه كاهش است. اين طايفه به قبايل متعددي با نام هاي «خراسانلي»،«بيراج»،«سوخته»،«آلاشا»و«هرزقي» تقسيم مي شوند كه هركدام داراي شعبات مختلفي هستند. ساريق ها در كنار رودخانه ي مرغاب اشتغال دارند و به اين واسطه به زراعت و باغباني مي پردازند. گله‌هاي زياد گوسفند و شتر فراوان دارند كه در نزديكي رودخانه ي « قاراتپه» در دامنه ي شمال «پاروپامسيوس» خوراك فراوان براي آنها موجود است. 

          تركمن هاي تكه: تكه از بزرگ ترين و نيرومندترين قبيله هاي تركمن است كه نفوذ آنها دركشورهاي مجاور بلكه در ميان كل مردم تركمن محسوس است. قدرت فزاينده ي تكه، رهبريت تركمن ها را به آنها داد. همان طوري كه در واقع اسم آنها هم تلويحاً بيان گر آن بود.

            آنها در آخال و واحه هاي مرو، و در سرتاسر كوير و «اوزبوي»، از نزديك چاه هاي «ايگدي» گرفته تا مرزهاي واحه ي خيوه مي زيستند. زماني بيش تر جمعيت تكه در سرزمين آخال ساكن شده بودند، اما بعد از اين كه سدي روي مرغاب ساخته شد، عده اي به واحه ي مرو انتقال يافتند، كه بدين ترتيب مرو از واحة ي آخال پرجمعيت ‌تر گرديد. و به واسطه ي اسم محل سكناي خود، به «آخال تكه»  و «تكه مرو» موسوم شدند. 

            علت انتقال تكه هاي مرو از واحة ي آخال، فشار جمعيت و نداشتن زمين هاي زراعي كافي و نبودن آذوقه در آخال بوده است كه يكي از رهبران تكه به نام «قوشيدخان»  با زدن سدي بر روي رودخانه ي مرغاب آن واحه را آباد مي كند. و تكه هاي مرو در سال 1835 از آخال تكه جدا مي‌شوند و در مرو در كنار رودخانه ي مرغاب سكني مي گزينند. بر اساس اخباري كه از آنها در دست است ،در آن اوقات عدة ي زيادي از تركمن هاي تكه به راهنمايي «اورازخان» از زمين آخال حركت كرده به مسافت هشتاد ورست به مغرب روستاي «جيار»  كه در انتهاي هري رود واقع است رسيدند. سي سال بعد تكه ها، با ايراني هايي كه از طرف قاجاريه براي تنبيه و غارت آنها فرستاده شده بودند جنگ و خون ريزي داشتند. در اين جنگ  كه به جنگ مرو معروف است، تكه ها شكست سختي را بر قشون ايران وارد ساختند. بعد از شكست ايراني ها، تركمن هاي تكه، تراكمه ي ساريق وسالور را مطيع خود نمودند و تمام خاك مرو را تصرف كرده و خودرا نه تنها از تبعيت ايراني ها خلاص كردند، بلكه از تبعيت اهل خيوق نيز بيرون آمدند.

            تكه ها كه از نيرومندترين و شجاع ترين طايفه ي  تركمن هستند در مقابل هجوم قشون ايراني و روسي، مقاومت هاي زيادي نمودند و شكست سختي را به اين دو مهاجم قدرتمند و نيز حاكم خيوه وارد آوردند. درباره ي شجاعت تكه ها در« گرگان نامه» ي  «مسيح ذبيحي»  اين گونه آمده است كه : «تنها، تراكمه ي تكه سبب هستند كه روس ها با هزار زحمت وضع حاليه ي خود را در آسياي وسطي تحصيل نموده اند و نتوانند روابط خود را در اين ممالك وسعت دهند. كار آساني نخواهد بود كه روس ها تراكمه ي تكه را به اطاعت درآورند. آنچه بيشتر اسباب صعوبت انقياد تراكمه ي تكه است نه تنها شجاعت آنها كه چندين بار علايم آنها به ظهور رسيده است ، بلكه ميل زياد آنها به آزادي است.»

            مسكن دايمي تكه ها نوار باريكي بود كه در طول« كوپت داغ»، از  «قزل آروات» تا« گاوارز»، و دشت حاصل خيز مرغاب قرار داشت. به گفته ي «گرودكوف»، بيشتر دهات تكه، بويژه در آخال، به وسيله ي ديوارهاي گلي بلندى احاطه شده و به صورت استحكاماتي در مسير رودخانه ها، گاهي تك و گاهي به صورت جفت و حتي گروه هاي بزرگ تر قرار داشتند.مهم ترين آنها عبارتند از:در «كانال گوزباشي»، «باگير»، «قاري قالا»،« ميراوا»، «گوكجه»، «ساليك قالا»، «قبچاق» و «عشق آباد»، در رودخانه ي «كوزلوخ»، «يميشان»، «شوقالا»، «كياليجار»،« باب آراب»، «گومبت لي» و«ايزگنت» ،در رودخانه ي «فيروزي يني سو» و «رولمتاي بوزمين» و سرانجام در «سكيزياب»،« يانگي قالا»، «گوك تپه» ، «كهنة گوگ تپه» و «آخال» .

            تكه ها به دو تيره ي عمده تقسيم مي شوند: « توختاميش» و «اوتاميش». تكه هاي توختاميش خود به دو تيره ي« بك» و «وكيل» منشعب مي شوند كه از هركدام تيره هاي متعدد ديگري انشعاب پيدا مي‌كند. تكه هاي اوتاميش نيز به دو تيره ي «سيچمازشامل» و «باخشي شامل» تقسيم مي شوند كه هركدام از آنها نيز به تيره هاي كوچك تري تقسيم مي شوند. 

ـ تركمن هاي يموت: يموت ها از قبايل قديمي و پرجمعيت تركمن هستند. آنها نيز به مانند تكه ها از طوايف نيرومند و شجاع تركمن محسوب مي شوند كه در جنگ با ايرانيان و تزارهاي وحشي، شجاعت و نيرومندي خود را بارها به اثبات رسانيدند.

            يموت ها پر جمعيتند و بسيار پراكنده شده‌اند و در مناطق استرآباد تا« كراسنوودسك» (قزل سو) سواحل شرقي درياي خزر و اطراف خيوه ساكن بوده اند.

            در گرگان نامه ي مسيح ذبيحي در معرفي تركمن ها مطالب ارزنده اي نوشته شده است ،در بخشي ازآن آمده است : «در معرفي تركمن ها ‌ ابتدا به آنهايي اشاره خواهيم نمود كه بيشتر در اطراف مشرق سكني داشته و با روس ها بيشتر مربوط بوده و معروف تر از ديگران هستند. نزديك درياي خزر مابين رودخانه هاي اترك و گرگان تراكمه ي« قره چوقا» كه اصلاً يموت هستند سكني دارند و نيز تراكمه ي «بايرام شالي» كه بيشتر آنها در خيوق هستند. همچنين به قدر هزار خانواده از تراكمة ي قراچوقا در خيوق زندگة مى كنند.

            تراكمه ي قراچوقا كه در نزديكي درياي خزر به سر مي برند به دو گروه تقسيم مي شوند: يك گروه آن« شريف جعفرباي» هستند كه به قدر هشت هزار خانواده در ساحل درياي خزر زندگي مي كنند. گروه ديگر كه موسوم به « آق آتاباي» يا « چوني» است به قدر هفت هزار خانواده است كه بيشتر در طرف مشرق، مسكن دارند. در ميان عامة ي يموت اين دو اسم، مشهورو مقبول است و نژاد شرف و از شرف و چوني از چوني سخت عار مي‌كشند و حمايت دارند واتفاق و اتحاد ايشان در واقع سخت و موجب بسي حيرت است كه در حقيقت جزو اخلاق آنهاست. 

            هر خصومت و رنجشي كه درميان آنها حاصل مي شود، رنجش و خصومت ايلياتى  است ؛ همين كه پاي غير به ميان بيايد، تمام با هم متفق مي شوند.

            در بين يموت ها نجبا را «ايگ» و نانجيبان را «قول» مي‌نامند. ايگ آنهايي هستند كه پدرو مادرشان يموتي است وقول آنهايي هستند كه پدرشان يموت و مادرشان از ولايت است. 

            سرزمين يموت محدود است از شمال به اترك، از مغرب به درياي خزر از جنوب به دهات «اتك» استرآباد يعني بلوكات «سدن رستاق»، «استراباد رستاق، «كتول»،« فندرسك» و« سنگر». همه جا كنار جنگل علامت مرزي است و دشت پهناور ماوراى آن زير تسلط تركمن ها است. و از طرف مشرق به «هرهر» و « ياس تپه» و يك باريكه ي خاك بي طرف كه بين اقامتگاه هاي يموت و گوكلان واقع است.

            نام ايل يموت ماخوذ از اسم يموت پسر «اغوزجك» است. يموت صاحب دو پسر به نام هاي «اوتلي تمور» و «قوتلي تمور» بوده است، اوتلي تمور جد عشاير يموت خيوه و قوتلي تمور، جد مردم يموت ساكن در ايران هستند.

            يموت ها در ايام چنگيزخان و تيمورلنگ اراضي فعلي را كه در دست دارند به دست آورده، سكني گرفتند. ... زماني كه خاندان اتابكان حكمراني مي كردند يموت ها در منطقه ي شمال وشمال شرق ايران فعاليت هاي زيادي در تركمن كردن منطقه داشتند. 

            محل استقرار اولية ي يموت ها عبارتند از: «خوجه نفس»، «كمش تپه»، «خليج حسنقلي»،« چله كن » (چهاركن)، « چكيشلر»و«اترك». در اين باره «رابينو» مي نويسد: «محلات ذيل بعضي از اقامتگاه هاي دايمي يموت است كه ذكري از آنها نشده است: 

الف- پست مرز مراوه تپه در ساحل جنوبي اترك در 72 ميلي شمال غربي بجنورد و بنابر اطلاع اهل محل 28ميل در مغرب «بيرام الم».

ب- پست مرزي «ياغي الم» هشت ميل در شمال غربي بيرام الم. 

ج- «چاتلي» در هشت فرسخي «چكشلر» و 32 ميلي (هشت فرسخي شمال غربي گنبدقابوس).

د- «سنگرتپه» در نزديكي مصب اترك در ده ميلي شمال شرقي« تازه آباد». 

هـ- « تازه آباد» در ده ميلي شمال گمش تپه كه هشت يا نه خانه متعلق به ماهيگران تركمن دارد.

و- «آلتين تخماق»، تقريباًدر نيم فرسخي دريا و دو فرسخي«انچلي».

ز- «گورك سفيد»  در دوميلي گمش تپه و دو ميلي دريا. 

            «كلنل چارلزادوارد ييت» مي‌نويسد: «يموت ها ظاهراً مردمي با ايمان و نسبت به معتقدات خود پاي بند بودند، حتي خان هاي همراه ما نيز چندمرتبه در روز نماز خود را به جاي مي آوردند.» 
اعتقاد كاملي به كلام ا.. مجيد دارند. و در ماه صيام هرگاه مسافرت كنند تا آن مسافرت از ضروريات اسلامي نباشد روزه نمي‌خورند. به مشايخ و قضات و خوجه و صوفي خيلي احترام مي‌كنند و نذورات براي آنها مي برند.»

            بعد از قتل عام يموت هاي خيوه توسط روس ها در سال 1873، مقاومت آنها در برابر فشار مداوم روس و ايران در هم شكست. قسمتي از يموت ها تسليم روس و قسمتي ديگر تسليم ايران شدند. در آن تاريخ آنها تقريباً 40000 خانوار (جمعاً 200000نفر) بودند. در حدود 15000 خانوار اطراف خيوه و 25000 خانوار در شمال خراسان ايران وساحل شرقي درياي خزر زندگي مي كردند. 
در گرگان نامه آمده است «بزرگ ترين ،متمول ‌ترين و متمدن ترين  طوايف يموت ،اول طايفة ي جعفرباي وپس از آن طايفة ي آتاباي است. ولي هيچ طايفه به تمول و تمدن جعفرباي نمي‌رسد».عدة ي يموت‌ها تقريباً هفت هزار خانوار است، كه يك سوم، صحرانشينند و بقيه اقامتگاه ثابت دارند. جعفرباي ها ملاح و ماهي گير و تجار قبيله اند و وضع كارشان از همه بهتر است. بعد از آنها آتاباي، «داز» ، «دوجي» و «يلقي» قرار دارند. پست ‌تر از همه چارواهاي بياباني و سركش و فقير تيره هاي« قان يوخمز» و«ايگدر» هستند، كه فقط معاش روزانه را در چادرهاي خود موجود دارند. تيره ي داز به افسانه‌هايي اعتقاد دارند كه به موجب آن ايشان از بازماندگان خاندان پادشاهي هستند. همسايگان آنها نيز ايشان را ارجمندترين تيرة ي قبيلة ي يموت مي‌شمارند. قبيله هاي يموت از حدود مغرب به مشرق به اين ترتيب مقيم هستند: جعفرباي، آتاباي، يلقي، داز، دوجي، بكه، بهلكه، بدراق، ايمير، كوچك، سلاخ، قجق، قان يوخمز و ايگدير.

            تراكمه ي جعفرباي چون در سواحل،سكني دارند سابقاً اسباب واهمة ي ايرانياني بوده اند كه در سواحل درياي خزرزندگي مي كرده اند، ايراني ها آنها را سارقين دريا و اشرار مي پنداشتند. 

            تركمن هاي گوكلان: گوكلان اسمي است با مسمي، مشتق از دو كلمة ي گوك ولان؛ گوك به تركي به معناي سبزولان به معني جايگاه است. قبيلة ي گوكلان، سرزمين محدودي