فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
   

 

راز عمر طولاني

ترجمه ي شعري از شاعر تركمنستاني


فصلنامه ياپراق / سال هشتم / شماره 32 / زمستان 1384

صفحه ي : 44

شاعر: همرا شير (شاعر تركمنستاني)

ترجمه ي : ي. حق جو (يوسف قوجق)

 

با عصايي در دست ،

و عينكي بر چشم ،

در راهي مي رفت ،

يك قوري پير.

 

ناگاه در مقابلش

قوري جواني سبز شد

 كه تند بود و بي پروا.

 

راه تنگ بود و عبور دو تن

همزمان با هم

و از كنار هم

دشوار.

 

قوري جوان

رو به قوري پير نهيب زد:

ـ حيران ايستاده اي كه چه؟

از سر راهم برو كنار!

 

قوري پير راه باز كرد

در حالي كه مي گفت:

ـ رد شو پسرم!

نمي توانم با تو برخورد كنم

چرا كه من از سنگم!

خونسرد هم هستم ؛

كه اگر نبودم

آيا مي توانستم به اين سن و سال برسم؟

 

قوري پير و سنگي ، مدتي بعد

كارش كه تمام شد ،

دوباره از آن راه بازگشت

و ديد آنچه را كه دور از انتظارش نبود:

 

قوري جوان و بي پروا

ـ شكسته حال ـ‌

در گوشه اي افتاده بود.

بي گمان او

با قوري ديگري

برخورد كرده بود!

 

 

 

 

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak