فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
   

 

هويت ملي و هويت قومي در شعر معاصر تركمن


فصلنامه ياپراق / سال هشتم / شماره 32 / زمستان 1384

صفحه ي 40

يعقوب رحيمي داشلي برون

مطابق آيه‌ي شريفه‌ي «وْلَقَد كرمنَا بني آدم وحْلمْنَاهًم فِي‌البر والبحرِ» كرامت و بزرگواري  خداوند و بهره‌مندي از منابــــع خشكي و دريا از آن همه‌ي نسل بشر است. استفاده از نعمت هاي روي زمين ،اختصاص به سياه و سفيد و سرخ و زرد ندارد. هيچ دين و مذهبي ادّعاي مالكيت نعمت‌ها و مقامات دنيوي را ندارد. در آيين اسلام نيز مذهب ،عامل نـفوذ  و تمتّع از تسهيلات و امكانات حكومتي شمرده نشده‌است. اگر از بعد جهاني و ديني فروتر آييم، در بعد ملّي و منطقه‌اي نيز اقوام يك ملّت با يكديگر برابرند. انسان ها وجه امتيازي نسبت به هم ندارند و تنها عامل امتياز نزد خداوند تقواست كه آن نيز در قرآن و روايات ،ملاك بهره‌مندي از ثروت و مقام دنيا محسوب نشده‌است.بلكه متّقي، بدون تمتّع بيشتر براي خود ،خويشان و هم كيشان،بايد ديگران را به‌طور برابر به نعمت و راحت برساند.

نظريه‌ي گوناگوني و كثرت كه در فلسفه‌ي غرب از اصول پست‌مدرنيسم يا فرانوگرايي به شمار مي‌رود و فرهنگ غربي سعي در عمل بدان دارد ، از قبيل آموزش و پرورش هرقوم به زبان مادري يا حفظ گونه‌هاي بومي، در حقيقت براي ما مسلمانان ،آموزه‌اي قرآني و ديني است: «ما شما را اقوام و  قبايل مختلف قرار داديم. همانا گرامي‌ترين شما نزد خداوند، باتقواترين شماست.» در علوم جديد نيز حفظ گونه‌هاي بومي انسان و طبيعت از اصول مسلم سلامت حيات در جامعه‌ي بشري است. در مشاغل، بازدهي و بهره‌وري آن كسي كه خانواده‌اش زبان مادري خويش را مي‌آموزد،دو برابر كسي است كه از اين نعمت محروم است.

بياني كه از ملّيت و قوميت در اين نوشته مي‌آوريم بر مبناي همين توجه و احترام متقابل انسان ها در معاش دنيوي است كه اصول و قوانين اجرايي كشورهاي پيشرفته بر آن بنا شده‌ و قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ما نيز بر آن صحه گذارده است. يعني مشاغل و مناصب از آن فرد فرد ايرانيان با اعتقاد و التزام به حاكميت جمهوري اسلامي و حق آموزش زبان در مدارس در كنار زبان ملّي متعلق به همه‌ي اقوام است. 

ملّت و ملّيت اگرچه در معاني مختلفي چون عقيده،گروه، مذهب و ... آمده‌است ، در اين گفتار به معناي همه‌ي افراد و اقوام يك كشور در محدوده‌ي جغرافياي سياسي و مرزهاي آبي وخاكي مشترك است.

قوم و قوميت ، گروه هاي مختلف اجتماعي درون يك ملّت است كه با اعضاي درون گروهي خود، اشتراكات زباني ، فرهنگي،ادبي و نژادي دارند و با ديگر گروه‌هاي اجتماعي همان ملّت از طريق زبان ملّي در ارتباط هستند. زبان فارسي در مملكت ما، ايران، وسيله‌ي تفهيم و تفاهم اقوام فارس،كرد،ترك،بلوچ، عرب،لر و تركمن است. اين اقوام با يك زبان ملّي و ساير منافع مشترك اجتماعي،قانوني و فرهنگي، يك ملّت را شكل مي‌دهند. اما تركمن‌هاي ايران،تركمنستان، افغانستان، عراق و سوريه به دليل مرزها و جغرافياي سياسي متفاوت ،‌از نظر ملّيت نيز با يكديگر تمايز دارند. بنابراين، ملّيت ،مبناي سياسي و بين‌المللي و  قوميت ،مبناي نژادي دارد. اقوام يكسان در كشورهاي مختلف از قبيل تركمن‌ها با وجود اشتراكات زباني ، فرهنگي و ادبي، منافع ملّي مشترك ندارند. ولي اقوام مختلف درون يك ملّت از همه‌ي جنبه‌هاي فرهنگي،اجتماعي،اقتصادي و معنوي  ونيز زبان و ادبيات ملّي منافع مشترك دارند.مطالبات آنها از حاكميت ملّي يكسان است.

اهداف قومي در زير مجموعه‌ي آرمان ها و كاركردهاي ملّي قرار مي‌گيرد و هيچ‌گاه در كشمكش و تعارض با منافع ملّي نيست.بلكه تأمين منافع قومي باعث تشديد و تقويت وفاق ملّي است. به يقين وفاق ملّي در قالب توجه به حقوق مدني،فرهنگي و اقتصادي اقوام، باعث تسريع در دست ‌يابي به اهداف ملّي در برنامه‌هاي كوتاه و درازمدت مي‌شود.يك پارچگي ملّي،امنيت،پيشرفت علمي،فرهنگي واقتصادي تمام افراد ملّت از جمله‌ اهداف ملّي است؛ زبان رسمي ،مرزهاي جغرافيايي مشخص،جلوه‌هاي فرهنگي مشترك،پرچم و سرود ملّي از معيارهاي هويت ملّي است كه در عرض آن فرهنگ و زبان قومي ، آداب و رسوم خاص، پوشاك و سنت‌هاي قومي قرار داردو تقويت آنها و به كار گرفتن مديران و نخبگان اقوام در سطوح ملّي منطقه‌اي  باعث بهتر رسيدن به اهداف ملّي و در نهايت پيشرفت كشور است.

 

هويت ملّي در شعر معاصر تركمن:

اكنون براي اين كه ثابت شود قوم تركمن قوميت خود را در قالب ملّيت واحد مي‌بيند و ويژگي‌هاي قومي را در كنار هويت ملّي در شعر و هنر عرضه مي‌دارد، شواهدي چند از شعر تركمني ايران مى آوريم. البته در تمام شئون زندگي اقوام، اين حس ملّي، ساري و جاري است و آن گاه كه وطن دچار خطر شود،نمود بيشتري پيدا مي‌كند.

هويت ملّي در شعر معاصر تركمن جلوه‌هاي گوناگوني چون وطن‌دوستي ، فداكاري ، شهادت‌طلبي و ظلم‌‌ستيزي عليه استعمار دارد. شادروان «نازمحمدپقه» شهدا و رزمندگان وطن را اين‌گونه ارج مي‌نهد:

 

كرون بيلن گچيب گيدن گرچك‌لر                حاطار توتوب گؤچوب گيدن گرچك‌لر

يادينگيز ياديمدا باقي ياشايار                 آق قوش يالي اوچوب گيدن گرچك‌لر(1)

ترجمه: «رزمندگاني كه با كاروان گذشتيد و صف ‌به‌صف كوچ نموديد، يادتان در خاطرم تا ابد ماندگار است؛ قهرماناني كه چون پرندگان سپيد، پرواز نموديد.»

اين شاعر دل سوخته در رباعي ديگري آرزوي فدا شدن در راه وطن دارد، چون هويت ملّي خود را وابسته به آن مي‌داند:

ايل دردينه درمان بولا بيلسه‌ديم              سوه‌شده بايداق‌دي قالا بيلسه‌ديم

اؤلمده‌- ده گولوب اولرديم ولين              واطان اوچون قوربان بولا بيلسه‌ديم(2)

ترجمه: «كاش درمان دردهاي جامعه مي‌شدم و در جنگ‌ها چون پرچم ملّي به اهتزاز درمي‌آمدم.اگر مي‌توانستم در راه وطن فدا شوم، هنگام جان باختن نيز خندان مي‌مردم.»

شادروان «قربان گلدي آهونبر» - متوفي اسفند 1383- شاعرآگاه و سخن‌سنج نيز مرگ و فداشدن براي وطن را راه و رسم نياكان مي‌داند:

ايليم- گونوم يودوميزينگ اوغروندا                 اؤلايسامدا ذره آرمان يوق من‌ده

يوردا وپـــــادارليق آتـــــالار دأبي                   وپا يوغرولاندير قان بيلـن تن‌ده(3)

ترجمه: «آرزوي ديگرم نيست اگر در راه وطن و جامعه فدا شوم.وفاداري به وطن رسم نياكان است.تن و خونم نيز سرشته به وفاداري است.»

«ستار سوقي» از شاعران پيش‌ كسوت معاصر در مسمط ترجيعي معروف خود به نام  «ظالم‌آمريكا» كه كلامش با دوتار و كمانچه‌ي بخشيان در صحراي تركمن پيچيده و ورد زبان مردم گشته است،حس و عاطفه‌ي ملّي و انساني را چنان با بيان ظلم‌ستيزانه آميخته‌است (كه هر شنونده و خواننده اي را بشدت منقلب مي سازد) ؛ گويا از جانب همه‌ي مظلومان دست دعا به سوي حق برافراشته‌است:

ير يوزوندن ظلمينگي بير گون كسر دونيا ســــــنينگ

قان ايچن ژنرال‌لارينگ داردان آسار بير گون سـنينگ

غريب ايل‌لر بيرله‌شيب تختينگ ييقار بيرگون سنينگ

پنجه‌لنگدن قان داميب دور ظاليم آمريكا سنينگ

ير يوزوندن ظلمينگي بير گون كسر دونيا سنينگ(4)

ترجمه: «اهل جهان روزي از روي زمين بساط ظلم تو را خواهند برچيد وژنرال‌هاي خون خوار تو را به دار خواهند آويخت. يك روز ملل مستضعف با اتحاد تخت تورا بر زمين خواهند انداخت. اي آمريكاي ظالم از پنجه‌هايت خون مي‌چكد.اهل جهان روزي از روي زمين بساط ظلم تو را خواهند برچيد.»

وطن‌دوستي و دعوت به مبارزه در اين شعر موج مي‌زند.شاعر، شهداي تركمن صحرا را در جنگ تحميلي برمي‌شمارد و جفاهاي رفته بر خرمشهر،خوزستان آبادان و كردستان را در قالب موسيقي دلنشين شعر و الفاظ حماسي به گوش جان مخاطبان مي‌خواند. در بند پاياني اين شعر، آمريكا مظهر ناامني‌هاي جهان و تبعيض نژادي است. شاعر آرزومند است كه روزي مردم جهان، بناي ظلم آمريكا را از ريشه بركنند.(5)

شاعر، ستار سوقي در شعر ديگري با عنوان «شهيد برنلراوچون» خانواده ي شهدا را ارج مي نهد، خود را شريك غم و ماتم ايشان دانسته ، ملّت را مديون و ممنون صبر و همت آنان مي شمارد.(6)

هنگامي كه آزادگان به وطن باز مي گردند عاطفه ي بي قرار و حس ملّي شاعر بر انگيخته مي شود:

             ييتن يوسف لر كنعان             دولانيپ گليأر بو گون

            غارلاواچ لار آشيانا             دم به دم قونيار بوگون(7)

ترجمه:‌ « يوسف گم گشته، امروز به كنعان باز مي آيد ، پرستوها لحظه به لحظه بر آشيان خود مي نشينند .»

تأثيرتحولات ادبيات ملّي معاصر ازجنبه‌هاي مختلف در ادبيات تركمن آشكار است.شعرنيمايي با وجود ستيز سنت گرايان ،جايگاه خود را در طول چندين دهه شاخص قرار داد . تحولات اجتماعي و صنعتي جديد ، تفكر جديد با خود داشت . بنابراين در عرصه ي زبان ، وزن ، قافيه و تخيل هم نوآوري‌هايي به همراه داشت.

استاد بزرگوار دكتر شفيعي كدكني درباره ى تأثير عوامل فرهنگي در ادبيات چنين اظهار مى دارند :

«به عنوان ضابطه، اين را بايد دانست كه عوامل فرهنگي هيچ وقت تأثير سريع روي ادبيات نمي گذارند. يك كتاب جامعه‌شناسي يا اقتصاد يا رمان كه الآن ترجمه مي شود اثري فوري اين ترجمه بر روي ادبيات اثري طبيعي نيست يعني اگر كسي آن را تقليد كرد، اين تقليد جذب واقعي فرهنگ نيست. جذب فرهنگي آن است كه جامعه روح آن اثر ترجمه شده را با تغييراتي جذب كند و نويسنده و شاعر آن را از جامعه بگيرند.»(8) به يقين ،روح شعر آزاد  و نيمايي در عرصه ي ملّي بين اقوام ايراني جذب شده است كه با گذشت  بيش از نيم قرن اكنون آثار آن را در شعر معاصر تركمن مي‌بينيم.

بسياري از اشعار مجموعه‌ي شعر« شاحير و دونيا»-شاعر و دنيا- سروده‌ي «عبدالقهار صوفي راد» باشعر كلاسيك تركمن از لحاظ وزن و قافيه و تخيل تفاوت دارد ؛محتوا و پيام آن متناسب با فكرو ذوق ايراني تركمن است. شاعر در اين مجموعه با مسايل اجتماعي معاصر در سطح ملّي همگام است . وي فرشته‌ي نجات را در كنار پنجره‌ي اميد مي‌بيند كه به سوي سعادت رهنمون است و جامعه‌ي ايران را مي‌خواهد همراه خود بكشد.شاعر در اين دفتر از آنان كه آزادي ملّت را در رهايي از نفس موعظه مي فرمايند،بي زاري مي‌جويد. شاعر قدردان ممدوح است وممدوح وي شخصيتي ملّي و فرا قومي است كه با بياني نمادين او را «خورشيد سپيدروي» مي‌نامد.(9) وي مانند نيما و رهروانش پرندگان و مظاهر طبيعت را براي بيان مسايل ملّي و قومي به استخدام مي‌گيرد. زبان وبيان او كاملاً آميخته به زبان و فرهنگ تركمن است؛ پيداست كه روح تحولات شعر معاصر ايران را پذيرفته است و تقليد صرف نمي كند:

 سرچه‌لر جيگيل‌لشيأر

  بير قارا باش ييلان        

 اويناب اوتير اولاري

                          يالان بيلن.

دويغي دولي حوولي‌دا

 سرچه‌لر جيگيل‌لشيأر

باش باشا باراناق

 بير قارا باش ييلان...

كيمينگ باشي اييلركأ؟(10)

ترجمه: «گنجشكان جيك جيك مي‌كنند/ماري سيه سر/با دروغش/آنها را به بازي گرفته‌است./محوطه اي لبريز از احساس/   

گنجشكان جيك جيك مي‌كنند/بسي ازدحام است،بي‌شناخت‌/و ماري سيه سر.../سر كدام يك برباد مي‌رود؟

 ديگر از نمودهاي هويت ملّي در شعر معاصر تركمن بيان آلام و رنج‌هايي است كه ملّت ايران در طول تاريخ براثر تجاوز دشمنان داشته‌است. آن چنان كه دكتر «حميدي شيرازي» درچهارپاره‌ي مشهور خود :

به مغرب سينه‌مالان قرص خورشيد        نهان مي‌گشت پشت كوهساران(11)

با بيان تجاوز بيگانگان از جمله حمله‌ي مغول،رشادت سلطان جلال‌الدين خوارزم‌شاه را در دفاع از وطن مي‌ستايد و ب&#