فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
   

 

دور دنيا با دوچرخه

گفتگو با دوچرخه سوار ايراني در عشق آباد


فصلنامه ياپراق / سال هشتم / شماره 32 / زمستان 1384

صفحه ي 38   

 

 گفتگو  كننده : يعقوب رحيمي داشلي برون

 

سيمايش حاكي از اراده‌اي آهنين و عزمي راسخ براي رسيدن به اهدافي است كه براي آينده‌ي خويش ترسيم كرده‌است.ما اكنون شاهد آن هستيم كه به يكي از اين اهداف دست يافته‌است؛ در نوجواني آرزو داشت دور دنيا را با دوچرخه ركاب بزند. مي‌بينيم كه اين آرزو پس از حدود سي سال تحقّق يافته‌است

"عبّاس رزّاقي"، دوچرخه‌سوار ايراني  را نخستين بار در مجتمع آموزشي جمهوري اسلامي ايران در عشق‌آباد ديدم كه خبرنگار ايرنا قصد مصاحبه با او را داشت. روز بعد كه در نمازخانه‌ي مجتمع، درباره‌ي سفر خود و تاريخچه‌ي دوچرخه ‌سواريِ مسيرهاي طولاني در ايران و جهان سخن گفت، تصميم گرفتم با او گفتگويي درباره‌ي اين سفر دور و دراز و اهداف و مشكلات او داشته‌باشم. حاصل اين گفتگو در اين نوشته از نظر خوانندگان محترم مي‌گذرد:

 

ياپراق: ضمن معرّفي خود بفرماييد كه از چه زماني به دوچرخه‌سواري روي آورديد؟

- عبّاس رزّاقي، متولّد تهران در سال 1339 هستم.از كودكي انس با طبيعت و دويدن را دوست داشتم.ابتدا در نوجواني دويدن در مسيرهاي طولاني را انتخاب كردم .اتّفاقي باعث شد كه از دو و ميداني جدا شوم و به دوچرخه‌سواري در مسيرهاي طولاني روي بياورم.

ياپراق: اگر ممكن است آن اتّفاق را بيان كنيد.

- در اردوي مسابقات دوي صحرانوردي قهرماني ايران به سال 1359 حين تمرين تاندون پاي راستم پاره شد.مدّت يك سال از دووميداني دور بودم و بعد هم انگيزه‌ي قبلي را نداشتم .بدين‌سبب به دوچرخه‌سواري در مسيرهاي طولاني روي آوردم.

ياپراق: آيا در خانواده ى شما افراد ديگري نيز به ورزش پرداخته‌اند؟

- برادرم"داوود رزّاقي" فوتبال بازي مي‌كردند و در تيم تهران جوان از شاگردان مرحوم "حسين فكري" بودند.

ياپراق: از چه زماني دوچرخه‌سواري را شروع كرديد و چه آرزوهايي براي خود در اين رشته داشتيد؟

- من ازدوران نوجواني اين رشته راآغاز كردم.اولين سفر من ركاب‌ زني در مسيرتهران-شهرري-تهران با دوچرخه ي ‌كرايه‌اي بود. از همان دوران – كه گويند آرزو بر جوانان عيب نيست- آرزو داشتم با دوچرخه دوردنيا را ركاب بزنم.

ياپراق: اگر حضور ذهن داريد اطلاعاتي درباره ي تاريخچه‌ي پيدايش اين رشته در جهان و ايران بفرماييد.

- در ميان كشورهاي جهان ،غربي‌ها با انگيزه‌هاي ديني، دوچرخه‌سواري را شروع كردند ؛ازجمله كشيش‌هاي واعظ براي ابلاغ دين مسيحيت با دوچرخه به مسافت‌هاي دور مي‌رفتند كه بعدها اين ورزش، شكل رسمي يافت و با تشكّل مستقلّ ورزشي شكل گرفت.

طبق مدارك و مستندات موجود، دوچرخه‌سواري در ايران سابقه‌ي هشتاد ساله دارد و با انگيزه‌ي ديني و زيارتي آغاز شده است. در سال 1303 شمسى جمعى از معلمان ورزش تهران با انگيزه‌ي زيارت بارگاه حضرت‌ معصومه(س) مسير تهران- قم- تهران را ركاب زدند. اوّلين سفر خارجي ايراني ها به شكل انفرادي در سال 1329 انجام گرفت.  

دوچرخه‌سوار ارمني  ساكن در ايران به نام "آشود آوديان" مسير تهران- لندن را به شكل رفت ركاب زد. بدينسان پاي ايرانيان دوچرخه‌سوار در جاده‌هاي بين‌المللي جهان باز شد.

ياپراق:آيا جناب عالي پيش‌ازاين سفر خارجي داشتيد؟

- بله، بنده قبلاً هفت برنامه‌ي خارجي را مجزّا از هم ركاب زده‌ام كه اوّلين آن‌ها تهران- استانبول- تهران در سال 1367 به مسافت 5500 كيلومتر بوده است وبعد دور اروپا رابا دوچرخه پيمودم. سفري به دور آفريقا داشتم كه خاطرات به‌ياد ماندني از آن دارم.

ياپراق: آيا امكان دارد موردي از آن خاطرات نقل كنيد؟

  - در آفريقا وقتي كه باران‌هاي شديد استوايي مي‌باريد، در هواي گرم‌وباراني، مادرها به دست بچه‌ها صابون مي‌دادند تا در زير آب‌باران دوش بگيرندو نظافت انجام دهند و نيز بچه‌هاي‌كوچك به‌دليل اين‌كه سفيدپوست نديده بودند با ديدن من فرار مي‌كردند.

ياپراق:آقاي رزاقي اشتغال شما براي امرارمعاش چيست؟

- بنده در كارگاه توليد وسايل ورزشي در تهران كار‌ مي‌كنم اما در كسب درآمد و امرارمعاش توفيق من زياد نيست چون هميشهً در حال ورزش و تمرين دوچرخه‌سواري هستم.

ياپراق: ان‌شاا... خداوند در كسب روزي حلال و با بركت نيز به شما توفيق دهد تا سعادت دنيا و دآخرت براي خود و خانواده داشته باشيد. آقاي رزاقي اگر ممكن است شروع اين سفر خود را توضيح دهيد و اين كه چند كيلومتر و چند روز تا مقصد ، يعني تهران ،پيش‌رو داريد؟

- بنده سفر دوردنيا را روز سه‌شنبه 18فروردين1383 شروع كردم و اكنون در پانصدوهفتادوچهارمين روز سفر به عشق‌آباد پايتخت تركمنستان رسيدم. با همكاري سفارت جمهوري‌اسلامي‌ايران در اين جا ويزاي جمهوري‌آذربايجان را گرفتم. روز چهارشنبه 18آبان ركاب‌زنان به‌سوي بندرتركمن‌باشي حركت خواهم كرد و از آن‌جا با كشتي به آذربايجان ازطريق باكو با دوچرخه تا مرز آستارا و از آن‌جا تا تهران حدود 1800كيلومتر راه‌ ديگر بايد ركاب بزنم تا به‌اميدخدا به مقصد كه همان نقطه‌ي شروع يعني تهران است، برسم.

ياپراق: مجموعاً چند كيلومتر ركاب زده ايد و پيش بيني مي كنيد چند روز تا رسيدن به تهران باقي مانده است؟

   - بيش از سي و دو هزار كيلومتر ركاب زده ام و به اميد خدا حدود يك ماه ديگر به تهران خواهم رسيد كه ان شاءالله درآن وقت، روي هم رفته سي و سه هزاروپانصد كيلو متر را با دوچرخه پيموده ام.

ياپراق:آيا تاكنون غير از شما كسي در ايران سفر دور دنيا با دوچرخه  داشته است؟ وديگراين كه شما در مسير سفر خود هنگام عبورازشهرها و روستاهاي مختلف جهان چه پيامي داشته ايد ؟

- اين سفر، اوّلين برنامه ي دوچرخه سواري دور دنيا به شكل انفرادي براي كشورمان ايران است و پيام  من فقط يادآورى نام  وطن عزيزمان ايران به گوش جهانيان بوده است. در روستاها و شهرهاي مختلف ،خود را به عنوان دوچرخه سوار ايراني معرفي مي كردم كه در حال ركاب زدن به دور دنيا هستم وفكر مي كنم اين امر در حدّ توان خودم مي تواند تلاشي براي سربلندي ايران عزيز باشد. براي خيلي از مردم جهان شنيدن نام ايران و حركت يك دوچرخه سوار از آن جا به قصد گردش دور دنيا بسيار جالب بود.

ياپراق: اگر ممكن است مسير سفر را از نقطه ي شروع تا عشق آباد بيان بفرماييد .

- سه شنبه 18 فروردين 83 از تهران ركاب زدن به سوي غرب كشورمان آغاز شد از مرز بازرگان به تركيه وارد شدم از  جاده ي بين‌المللي شرق به غرب تركيه و بعد به يونان رفتم و ازبندر پاتراي يونان با كشتي به بندر باري در ايتاليا  رفتم و و از آن جا به سمت شمال يعني مسير اتريش ، آلمان، هلند، بلژيك،‌ فرانسه را پيمودم تا پاريس 8500 كيلو متر ركاب زدم و از آن جا از روي اقيانوس به اوتاوا در كانادا پرواز داشتم، در شرق كانادا ركاب زدم و بعد در آمريكاي جنوبي به برازيليا ،پايتخت برزيل رفتم. قرار بود 5000 كيلومتر ركاب بزنم كه آرژانتين ويزاي حضور نداد و من سه هزار كيلومتر در مسير برزيل ، اوروگوئه را پيمودم.

پس از ركاب‌زني در جاده‌هاي استراليا مرحله‌ي بعدي ،پيمودن كشورهاي آسيايي بود كه از كوآلالامپور مركز مالزي شروع شد ؛ كشورهاي تايلند، لائوس،ويتنام را پيمودم.در مرز چين از ورودم به آن كشور ممانعت كردند ،به هانوي برگشتم و از آن‌جا  به داكا و هندوستان و بعددر تاجيكستان و ازبكستان ركاب زدم.در پانصد و هفتاد و چهارمين روز سفر به عشق‌آباد،پايتخت تركمنستان رسيدم كه در خدمت شما هستم.

ياپراق: براي ايجاد ارتباط و رفع نيازهاي خود به چه زبان‌هايي صحبت مي‌كرديد؟

- تا حدودي مي‌توانم انگليسي صحبت كنم و در كشورهاي ترك‌زبان به تركي مكالمه مي‌كنم.

ياپراق: در اين چندين هزار كيلومتر، دوچرخه تعويض كرديد و همچنين  خوراك خود را در مسير سفر چگونه تأمين مي‌كرديد؟

- اگر در راهم سالن غذاخوري باشد،از آن‌جا تأمين مي‌كنم و گرنه‌غذاهاي بسته‌بندي شده با خود دارم.پنجاه و چند بار در طول سفر پنچري داشتم و لوازم يدكي لازم را همراه خود دارم يا بين راه تهيّه مي‌كنم.اين دوچرخه براي من ارزش به‌ياد ماندني دارد؛ آن را بايد به‌عنوان يادگار اين سفر نگه دارم.

ياپراق: درپايان از صبر و حوصله‌ي شما درپاسخ گويي به پرسش هاي ياپراق، بسيار سپاسگزارم و اميدوارم كه در تمام مراحل زندگي پيروز و سربلندباشيد. بهروزي و سعادت براي خانواده‌ي شما آرزو مي‌كنم.

- من هم از شما ممنونم و براي ملّت عزيزمان عزّت و سعادت آرزومندم.

 

 

 

 

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak