•
فصلنامه ياپراق / شماره
ی31-30 /
سال 1384
من و خواهر كوچيكه
ي من
(داستانك ها)
صفحه 5
بهار مهران
خواهر
کوچیکهی دمکرات
خواهر کوچیکه خیلی دمکراته. در تمام لحظات زندگیش این
دمکرات بودن خودش رو حفظ میکنه. مثلا وقتی میخواد
سوسک بکشه، به سوسکه میگه: «میخوای چه جوری بمیری؟ با
دمپایی یا با کفش یا با دست؟ (البته این آخری برای این
هست که سوسک زنده بمونه، آخه هیچ وقت با دست سوسک
نمیکشه). میخوای با دمپایی و کفش خواهری بمیری یا با
دمپایی و کفش من؟»
بعد چون سوسکه جواب نمیده
، میگه: «خوب! پس انتخاب رو به عهده من گذاشتی!» و با
همون چیزی که تو دستشه ، میزنه رو سوسکه و لهش میکنه.
میبینید خواهر کوچیکه چقدر دمکراته؟!!!
خواهر کوچیکه و
دندانپزشک
خواهر کوچیکه
رو دندونش حساس شده. آخه یه لکه سیاه رو دندونش دیده
میشه. امروز خواهر کوچیکه رفت دندون پزشکی.
دکتر دندون پزشک ما ، دندونای خواهر
کوچیکه رو معاینه کرد اما اثری از لکه سیاه مورد ادعای
خواهر کوچیکه ندید.
من و خواهر کوچیکه فکر کردیم چشمهای دکتر
مشکل داره و میخواستیم بهش پیشنهاد بدیم حتما به چشم
پزشک مراجعه کنه ، اما وقتی اومدیم خونه ، به این
نتیجه رسیدیم که من باید به خواهر کوچیکه جهتهای راست
و چپ رو یاد بدم. چون خواهر کوچیکه طرف راست دهن رو به
جای طرف چپ دهن به دکتر نشون داده بود.
خواهر کوچیکه و ترجمه
متن انگلیسی
خواهر کوچیکه
امروز میخواست به من کمک کنه. خواهر کوچیکه برام یه
مقاله انگلیسی رو ترجمه کرد. فردا موقع ارائه ترجمه ،
باید خواهر کوچیکه رو نزد استادم ببرم. میپرسید چرا؟
جوابش خیلی راحته. متن ترجمه شده به زبان فارسی دری
باستان هست!
