فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 
مقاله

فصلنامه ياپراق / شماره ی 29-27 / سال 1384

ويژه نامه ی هنرهای سنتی ترکمن ها

نگاهي به تاريخچه فرش تركمن

صفحه 36

رحيم کاکايي

          
  در دنياي كشفيات پيشرفته هنردست بشريت،تكنيك توليد فرش جايگاه ويژه اي دارد. درگستره تاريخ،تكامل و توسعه فرش يكي از نشانه هاي هنر دست شرق شد. در شرق هيچ فرآوردهً ديگري جز فرش اين چنين با اين شدت بر غرب تسلط نيافت. امروزه اين فرش در محيط جغرافيايي گسترده اي بافته مي شود. دراين عرصه اگر شرق آسيا را مستثني كنيم، توليد آن از آسياي صغير شروع و تا سمرقند و مرزهاي چين پايان مي يابد. تعيين دقيق اينكه توليد فرش در شرق درچه زماني، كجا و به دست چه كسي براي نخستين بار بافته شده يا در حقيقت اختراع شده، معلوم نيست.

            تاريخ آشكار و روشن فرش دستباف درپانصد سال پيش از ميلاد آغاز مي شود. فرش پازيريك كه کهن ترين فرش بافته شده ازنخ و پشم شتر است، به اين دوره تعلق دارد. اين فرش درگور پادشاه اسكيت ها ، مردم منطقه بخش جنوبي سيبري يافت شد. طرح و نقش ونگار اين فرش سنجيده شده وداراي تنوع رنگ و تراكم گره ها درهرمتر مربع سه هزارودويست گره بوده است. ساختمان طرح ونقش اين فرش آن علامت مشخصه اي را نشان مي دهد كه خود را پيش ازهرچيز ديرتر در فرش ايراني پيدا شدند. زمينه اين فرش سرخ و حاشيه هاي باريك دورتادور آن باطرح هندسي هشت ضلعي پرشده كه ديرتردرفرش هاي تركمني به طرح گؤل (Göl) تركمن شبيه است. دراين حاشيه هاي باريك كه با جانوران افسانه اي بالدار در چهارضلعي هاي كوچك و گل هاي ستاره مانند كوچك نيز نقش بسته، به يك حاشيه عريض با طرح گوزن هاي پشت سرهم ودرحال حركت ختم مي شود. حاشيه اصلي را سواركاران سوار براسب پركرده و زير زين هاي اسب اين سواركاران در رنگ هاي متنوع طرح شده و كناره هاي بيروني فرش با حاشيه بافت باريك شبيه ميانهً فرش نقش شده است. رنگ هاي به كاربرده شده دراين فرش ، سرخ، آبي روشن، زرد متمايل به سبز و نارنجي است. نوع گره آن گره تركي است. عقيده براين است كه اسب و سواركاران آن يادآور نقش هاي تخته سنگ نينوا و تخت جمشيد ايران قديم است. اما شماري از پژوهشگران در اين فرش ارتباط بلافصلي را بين كورگانِ پازيريك با فرهنگ تركي كهن مي بينند.

            تاريخ بافت فرش به دليل اينكه به گونه اي ناکامل براي ما از نسلي به نسل ديگر رسيده ، براي همين نمي توان داده هاي دقيق درباره آن گفت. البته براي تعدادي گروه خاص از فرش ها مي توان تقريبا به طور مطمًن منشاء و تكامل نقش ها را تعيين كرد.بدون شك منشاء فرش در مشرق زمين است. احتمالا پيدايش آن از ضرورت گرم كردن چادر (يورت) كه ازسوي شبانان چادرنشين اختراع شده، سرچشمه مي گيرد.

            در بارة اين مسئله كه فرش پازيريك دركجا بافته شده ،‌ نظر واحدي بين پژوهشگران نيست و تا به امروز هم بطور قطع و يقين روشن نشده است. پژوهشگر م. ديماند (M.Dimand) دراين فرش محصول و فرآورده هاي ايران را مي بيند، كه درآن موتيف هاي آشوري هاي بابل، هخامنشي واسكيت هاي منطقه جنوب سيبري آميخته شده اند.

            پژوهشگر يو. شورمان (U. Schürman) بر اين عقيده است كه اين فرش در مناطق آذربايجان و ايران آن زمان بافته شده است. عقيده ديگري را ج. بِنِت (J.Bennet) نمايندگي مي كند. وي در فرش پازيريك كار ومحصول اسكيت هاي مغول را مي بيندكه درآن هنر سبك حيوانات نقش بسته است. وي معتقد نيست كه اين فرش درايران توليد شده باشد و عقيده خود را چنين مدلل مي سازد كه اسكيت ها خود يكي ازخلق هايي بودندكه خود را دايم در مهاجرت به سوي غرب مي ديدند. به نظر مي رسد چنين چيزي غيرممكن است كه اين خلق فرشي را بيش ازسه هزاركيلو متر به منطقه خودحمل كرده باشند تا با آن بخواهد گورِ يك حكمران يا اشراف را زينت بخشد. برخي از پژوهشگران آن را اثر ترك هاي قديمي آسياي مركزي به حساب مي آورند.ج. بِنِت(J.Bennet) با اين تزكه مهد وگهواره فرش شرق درتركستان شرقي ومغولستان قرارداشتند به برهان مي نشاند.
در بافت فرش پازيريك هيچ اشاره اي به محل توليد آن نيست.گرهً اين فرش گرچه گرهً فرش Ghiord ( يكي از شهرهاي تركيه) را نشان مي دهد، اما درگور شبيه آن باقي مانده هاي فرشي يافت شدند كه گره هاي آن به صورت گره هاي Senneh بافت (دركردستان ) هستند. به هرحال اين قديمي ترين فرش شناخته شده, نشان مي دهدكه چگونه تعيين محل دقيق باقي مانده هاي منسوجات آن دوران كه كجا ويا درچه زماني بافته شده اند دشوار است.

            آخرين نظر و عقيده درباره منطقه پيدايش بافت فرش توسط اكتشافات سِرآورل شتاينSir Aurel Stei ارائه مي شود. وي درسال 1920 دركاوش هاي خود درشهركهن و قديمي تجاري لولان Loulan در تركستان شرقي باقيمانده هاي فراوان فرشي را پيدا مي کند كه درگره هاي Ghiord و اسپانيايي بافته شده بودند. اين فرش ها متعلق به دويست تا سيصد سال پيش از ميلاد بودند. همين جا اين پرسش پيش مي آيد كه آيا اين فرش ها درتركستان شرقي بافته شده يا اينكه ازغرب ايران بمثابه كالاي تجاري آورده شده بوده اند.

            پژوهشگر روسي رودنكو در كورگانِ باساداي، واقع در180 كيلومتري غرب پازيريك، زين اسبي را كه از يك قطعه فرش درست شده است، پيدا مي كند. گره موجود دراين قطعه فرش به صورت گره Senneh بوده كه دريك مترمربع هفت هزاروپانصد گره وجود داشتند. برخي كشف فرش و باقيمانده زين اسب درپازيريك را تاييدي بر سنت نه اتفاقي هنر اسكيت ها دراين منطقه مي دانند، كه زين اسب بمثابه كالاي صادراتي مي توانسته باشد.

            باقي مانده هاي كوچكي از پانصد تا ششصد سال پيش ازميلاد توسط آلماني ها درسال 1906 ميلادي كشف شد، كه درآن طرح "سگي در حال حركت" و اشكال لوزي هاي كوچك رديف شده قابل شناخت است. اين فرش پانصد گره دريك مترمربع دارد. براي سده هاي متعاقب تاكنون دلايل ومدارك روشن تكامل سپسين وگسترش فرش شرق وجود ندارد. بجز منابع نوشتاري وگزارش تاريخي درمورد فرش دوران ساسانيان (642- 224 ) پيش ازميلاد وجود نداردكه درقصر خسروشاه وجود داشته است.

            تاريخ نويس ايراني خواجه رشيدالدين (1247 – 1318) دركتاب تاريخ جهان گزارش مي دهد كه در شش زيرگروه قبايل اوغوز، هرقبيله توتم حيواني خود را داشته است. وي از شتر، سگ، گرگ،گوسفند، گوزن و روباه نام مي برد. تقسيم به شش گروه يك معيار گيتي شناسي (Kosmologie ) را به دنبال دارد. زيرا خورشيد، ماه، آسمان ، ستاره ها، دريا و كوه وجود دارند.

            مدارك و دلايل آشكاري براي وجود فرش مربوط به دوران دودمان سلجوقيان است. سلجوق ها در تركستان غربي ساكن بودند. در مهاجرت خود به سمت غرب ، درسال 1038 ميلادي بر ايران حاكم شدند. دراين دوره بود كه قبايل ترك مهاجرت خود را به سمت ايران آغاز كردند و در نواحي آذربايجان و همدان سكني گزيدند وبه همراه خود نقش و نگار فرش هاي خود را آوردند. اما اينكه گفته شود، نوع گره هاي فرش را هم درهمين زمان با خود به همراه آورده اند، مي توان گفت كه اين سخن خلاف واقع است. زيرا گره Ghiord ( تركيه) دراين منطقه از سيصد سال پيش ازميلاد شناخته شده بود. تحت سلطه سلجوقيان فرش بافي يا توليد فرش در تمامي آسياي صغير گسترش يافت. در فرش هاي سلجوقيان موتيف هاي تركمني با شرق دور يكي مي شوند. درقرن دوازدهم ميلادي نخستين فرش سلجوق از تركيه به شهر ونيز ايتاليا وارد مي شود. اين فرش در اصل داراي طرح و نقش گوً ل Göl تركمني را داشت. بعدا به اين طرح و نقش موتيف حيوانات نيز وارد مي شوند. مي توان گفت كه درموزه هاي كنوني اروپا تاريخ فرش نخست از قرن سيزده است، مانندفرش هاي سلجوق قرن سيزده از قونيه يا Beyshehr تركيه يا فرش هايي كه ازقرن چهارده شناخته شده اند. باتشكيل امپراطوري عثماني درسال 1453 ميلادي تصرف كنستانتينپول بيزانس و 1517 ميلادي فتح مملوك قاهره، فرش تركي با توليد در مانوفاكتور هاي بزرگ ظاهر مي شود.تركيه داراي يك سنت فرش به ارث رسيده از دوران سلجوق ها ، ازقرن يازده تا سيزده است كه تا امروز نيز محسوس است.

            از سوي ديگر در تركيه درفرش منطقه برگاماBergama كه در موزه لندن قراردارد، مي توان تاثير موتيف هاي فرش تركمن را به ويژه در فرش Kiz- Bergama از سده هيجده مشاهده كرد. فرش ديگري از اين منطقه از قرن نوزده در موزه شهر مونيخ وجود دارد، كه مي توان آن را نوعي اثر ترك- تركمني ناميد. فرش مشهور ابريشمي مملوك هاي قاهره ،كه مربوط به نيمه اول قرن شانزده و در گره ايراني و به رنگ قرمز، سبز و آبي است ، در موزه وين قراردارد. در اين فرش طرح اشكال هندسي فرش تركمن را مي توان ديد.

            درقرن سيزده پس ازحمله مغول به ايران وتسلط برآن، مغول ها تاثير خود را به صورت هنر نو بر ايران به جا مي گذارند كه آن را مي توان ناتوراليسم شرق دور ناميد كه بعد ها هنرايراني آن را بسيار غني كرد. فرش ايراني كه بي شك از صدها سال پيش توليد مي شده ، نخست در قرن شانزده است كه ظاهر مي شود. يعني تكامل و توسعه جامع فرش ايراني نخست با آغاز دوران صفويان شروع وبا مرگ شاه عباس دوم درسال 1674 ميلادي دوران طلايي هنر ايراني و با آن دوران شكوفايي فرش ايراني افول مي كند. ( فرش شرق. نويسنده هاينس اِ . و ر. مارتين .) دردوران نوين فرش ايران بمثابه مرغوب ترين و مشهورترين فرش شرق به حساب مي آيد.

            تحت حكومت صفويان بود كه كارگاه هاي سلطنتي توليد فرش در شهرهاي تبريز، كاشان، كرمان، اصفهان، شيراز و هرات به وجود آمدند.كمي ديرتر نخستين فرش مناطق چند خلقي قفقاز ظاهرمي شود،كه درآن تاثير فرهنگ فرش جنوب ايران، شرق دور وترك آشكار و اين سبك شناسي قالب است. دين اسلام پس از تسلط برايران و آسياي مركزي، نه تنها تاثير خود را بر فرهنگ وهنر ايران گذاشت، بلكه درطرح برخي فرش هاي تركمن مانند، نمازليق( سجاده) براي عبادت و اجراي نماز البته با طرح ونقش خاص هندسي، نيز گذاشت. درقرن هاي بعدي كه منطقه آسياي مركزي منطقه تحولات سياسي خلق ها شد، همچنان طرح و نقش ونگار فرش هاي ايراني، تركمني و چيني تاثيرات خود را بر فرش هاي توليد شده مي گذاشتند. مثلا فرش آنتيك سمرقند كه درآن طرح و نقش ها ي فرش مربوط به موتيف هاي شرق نزديك است، اسلوب و طرازي شكوفه هاي گل با زمينه سرخ ، سمبول خوشبختي چيني است . درحاشيه آن موتيف شاخ قوچ تركمني وجود دارد.

            چادرنشينان تركمن در طرح و نقش و نگار فرش هاي خود به دو سمبول اصلي گول Gül و گوًل Göl كه به نادرست اغلب به يك معني و مفهوم بكار مي روند ، اكتفاء مي كردند. گول Gül ، واژه اي است فارسي و به معناي گُل است. فرش هاي تركمن گرچه مي توانند گول Gül (گُل) شبيه هم داشته باشند ، اما در سمبول گوًل Göl ، مشخصه ويژه و اصلي فرش قبايل تركمن ، تفاوت خود را نشان مي دهند كه هرفرش ازسوي قبيله خاصي بافته شده است. مانند، تكه، يموت، ساريق، قيزيل آياق ،پنده/ سالور وكِركي .

فرش تركمن

            چادرنشينان تركمن ازگذشته هاي دور در منطقه اي از افغانستان تا مرزهاي ايران و در امتداد تركستان كه تا درياي مازندران وسعت داشت، سكني گزيدند. هسته اصلي اين خلق در دوران نوين درجمهوري تركمنستان ، ازبكستان ، جمهوري هاي خودمختارسابق قاراقالپاق ، منطقه جنوبي درياي آرال و بخش ديگري درايران زندگي مي كنند.

            تركمن ها در منطقه بسيار گسترده آرال زيست داشتند. اين منطقه شامل فلات وسيع و مناطق كوهستاني كه ارتفاع آن تا هشتصد متر نيزمي رسيده بود. دراين دوران تنها دركناره هاي رودخانه ها وجود يك اقتصاد ساده شباني امكان پذير بود كه با مهاجرت ازچراگاهي به چراگاه ديگرعملي مي شد. پايه وزمينه تغذيه تركمن ها را ،كه گوسفندان دنبه دار و دركنار آنها تعدادي شتر و اسب تشكيل مي داد، اما زيست آنان با يك جنگ مداوم با طبيعت و قهر آن تعيين شده بودند.
تركمن ها نه تنها مي بايست خودرا عليه تاثير وقهر طبيعت حفظ مي كردند، بلكه همچنين براثر اين عوامل از مناطقي كه به عنوان چراگاه آنان بود، بايد همواره دفاع كرده وگسترش داده مي شد. به اين صورت شد كه اين خلق چادرنشين به يك خلق جنگجو تبديل گشت،كه تا آغاز سدهً بيستم مي بايست اشكال زندگي خود راحفظ وازآن دفاع كند. اما بعدها برخي ازآنان به كشاورزي روي آورده واز يورت نشيني بيرون آمده و درشهرها و دهات اسكان يافتند و با شهرهاي بزرگ و مناطق وسيع چون بخارا، مرو، پنده و خيوه كه مراكز تجاري بودند، ارتباط پيداكردند و شروع به تبادل كالاي خود يعني فرش دربرابر نمك، غله، شكر، چاي و . . . كردند.

            اين فرش هاي تعويض شده از طريق كاروان ها به شهرهاي قديمي و بزرگ روسيه و از آنجا به اروپا نفوذ مي كردند. در مناطق ديگر شرق كه بافت فرش توسط مردان و زنان انجام مي شد، در نزد تركمن ها تنها زنان بودندكه به توليد فرش مي پرداختند. مردان تركمن به گله و رمه ها رسيدگي مي كردند و زنان بمثابه حاكمان يورت (چادر) به امور يورت ، خانه داري و رسيدگي به فرزندان و دركنارآن به توليد فرش پرداخته و تمام كارهاي اوليه فرش اعم از تهيه و تدارك پشم و افكندن طرح فرش را انجام مي دادند. فرش بافي در نزد تركمن ها كه توسط زنان انجام مي گرفت، فاكتور مركزي وعمده زندگي اجتماعي _ اقتصادي آنان بود،كه از اهميت بسياري برخوردار بوده است. بويژه دراين عرصه براي بافت زين اسب كه بمثابه سمبول قدرت ارزش داشت، دقت بيشتري به كاربرده مي شد.كار زنان دراين راستا تنها به توليد فرش پايان نمي يافت، بلكه آنان بايستي نمد هم توليد مي كردند، كه دربرابر سرما مقاومت وهم كف پوشي داشته باشند. در شرق نزد هيچ خلق ديگري بجز تركمن ها ، فرش و ساير موارد نساجي چنين هدفمند به گونه اي سنتي توليد نشده است.

            اينكه تركمن ها چه زماني آغاز به بافتن فرش كرده اند، تعيين دقيق دوره آن دشوار است و نقطه نظر كاوشگران دراين مورد نيز بسيار متفاوت است. واقعيت اين است كه كهن ترين فرش تركمنِ شناخته شده كمتر از هزار و هشتصد سال نيست، اما اين به آن معني نيست كه پيش از اين زمان هم نزد تركمن ها فرش وجود نداشته است. زيرا دليل آن وجود موتيف ها و طرح فرش هايي مانند، هشت ضلعي ها ي تركمني است كه خود را در فرش هاي صد ها سال پيش از ميلاد نشان مي دهند.

            نظريه اي كه مدتها است تاييد شده اين است كه تركمن ها درآغاز به فرش هاي خود بمثابه اشيايي داراي كاربرد ناب ، بدون ارزش هنري مي نگريستند. اما بعدها دراين نگرش تجديد نظر شد. دوره اي آغاز شد كه تركمن ها به ارزش هنري كاردست خود آگاه شدند وآنگاه اين هنر ارزشمند بمثابه كالاي قابل تعويض شناخته شد. اينكه چرا هيچ فرش آنتيك مخصوص تركمن وجود ندارد ، پيش ازهرچيز به اين دليل است كه منطقه زيستگاه تركمن ها ، نخست درقرن نوزده ميلادي بود كه درارتباط تنگاتنگ با دنياي مدرن قرارگرفت.

            پس از اينكه روسيه تزاري اين منطقه را غصب كرد، به همراه آن نيزساختمان راه آهن آسياي مركزي آغاز بكار كرد، كه مسيرآن از راه كارواني قديم تاشكند به درياي خزر بود. فرش هاي تركمن كه در حكومت تزار مورد استفاده گرفت، اشرافيت روس را به سرعت شيفته خود كرد. فرش تركمن توسط تجار روس كه اكنون به اين منطقه رفت وآمد مي كردند به روسيه برده شد. اروپايي ها نيز كه اين فرش را در روسيه شناخته بودند، كمتر از اشراف روس شيفته فرش تركمن نبودند. در اين منطقه بزودي فرش تركمن تبديل به يك مسئله سياسي شد. روسيه امكاناتي را مي شناخت كه اين فرش را بصورت درجه يك با كيفيت بالا صادركند و بخاطر مسائل سياسي با ايران درآن دوران ، مرز ايران و هند را بست.

            آنچه كه تركمن ها با سرزمين هاي همجوارخود معاوضه مي كردند، ماده رنگي بود كه خود توليد نمي كردند. اما بعدها دولت روسيه ازطريق راه حل دولتي، رنگ هاي موردكاربرد فرش را از اروپا به روسيه وارد كرد وتجار روس اين رنگ ها را در قبال تعداد معين فرش تركمن تعويض مي كردند. قبل از اين پديده ، تركمن ها رنگ هاي مورد نياز خودرا ازگياهان مي گرفتند. پس از انقلاب اكتبر در روسيه و سال هاي پس ازآن، تحول بزرگي درفرش بافي تركمن رخ داد. اين تحول به نقش ونگار و كيفيت آن لطمه اي نزد. دراين دوران مانوفاكتورها و صنايع فرش بافي ايجاد شد كه درآن فرش تركمن با هدف صادركردن آن بافته شد. تنها تفاوتي كه اين فرش هاي جديد داشت ، اندازه آنها بودكه با فرش هاي قديمي تركمن ، آنهم به علت تقاضاي بازار فرش،اختلاف داشت. نام فرش هاي تركمن ، نام قبايلي است كه درآنجا بافته مي شود. البته فرش هايي هم وجود داشت كه خارج ازاين چارچوب بود، مانند فرش بخارا كه آنهم مي بايست به صورت استاندارد بافته مي شد. درفرش تركمن مشخصه هاي ويژه اي وجود دارندكه براي كاربرد مخصوص فرش خوانده مي شوند مانند، اِنگسي Engsi يا اِنِسي Enessy ويا تكه اِنگسي جهت پردهً درِ ورودي يورت (چادر) به كار مي رود، يا اُسمولدو