در عمق
صحراي تركمن هنوز زناني هستند كه تا سالها پس از
ازدواج به حكم حضور سنگين عرف
،
همواره
روسري خود را به دور دهان ميپيچند. در چنين شرايطي
مشاهدهي اين زنان درمانگر ، انسان را تا وادي شك و
ترديد پيش ميبرد.
دكتر
منيژه مقصودي ـ استاديار گروه انسان شناسي دانشگاه
تهران ـ
اخيراٌ
در
مقالهاي با عنوان زنان درمانگر بومي در منطقهي تركمن
صحرا ـ ارايه شده در كارگاه آموزشي يونسكو در تهران با
عنوان “نقش زنان در حفظ و انتقال ميراث فرهنگ معنوي”
آورده است: هنگامي كه واژه درمانگر را ميشنويم، چنين
استنباط ميكنيم كه درمانگر حتما
بايد مرد ميانسالي با چشماني نافذ، قوي و بسيار كمحرف
باشد، يكي از درمانگران بسيار معروف و نامي تركمن،
پيرمرد بسيار پرقدرتي است بهنام “پرخوان” يا
“پريخوان”. پرخوان بيش از هفتاد سال سن دارد. او در
منطقه شهرت بسيار زيادي كسب نموده است. بيماران او از
شهرها و روستاهاي دور و نزديك به نزد او ميآيند و
معمولا سه شب متوالي را در منزل او ميگذرانند.
درمانگران منطقه اغلب مذكرند. من وقتي به طور تصادفي
با زنان درمانگر در منطقه روبهرو شدم، بسيار متعجب و
شگفتزده شدم. تعجبم گذشته از جنسيت آنها
،
از اين جهت نيز بود كه ميديدم اين زنان به طور
حيرتانگيزي الگوها و هنجارهاي فرهنگي را شكسته و
رفتاري كاملا آزاد و مختص به خود دارند. در بطن چنين
جامعهاي حضور زنان درمانگر همچون عقيقي ميدرخشد و
توجه بيننده را به خود جلب ميكند.
فراموش
نكنيم كه در عمق صحراي تركمن هنوز زناني وجود دارند كه
روسري خود را تا سالها پس از ازدواج به حكم حضور سنگين
عرف و به حكم احترام به پدر شوهر، همواره به دور دهان
خود ميپيچند، هميشه سر به پايين دارند، هرگز جلوي
مردان لب به سخن نميگشايند و حتي نگاه مستقيمي به
آنها نميكنند. در چنين شرايطي مشاهده اين زنان
درمانگر، انسان را تا وادي شك و ترديد پيش ميبرد.
او
افزود: بيمار با حضوري كامل، با اطمينان خاطري بسيار و
با عشق و محبت
،
با درمانگر رابطه برقرار ميكند. حتا وقتي يك مرد
تركمن با همه آن خصوصيات مردسالارانه به نزد زن
درمانگري ميرود، يكباره تغيير چهره ميدهد. آن رابطه
متداول بين زنان و مردان كه در چارچوب عرف وجود دارد،
شكسته ميشود. حضور زن درمانگر به طرز حيرت انگيزي
روحيات سرسختانه مرد را تلطيف ميكند. مشاهدات مختلف،
اين تصور را به وجود ميآورد كه مرد سنتي در اين رابطه
خاص به جهت شكسته شدن آن سرسختيهاي عرفي از درون
دگرگون ميشود. خود را همچون كودكي به دست مادرانه زن
درمانگر ميسپارد، بچه ميشود.، نوزاد ميشود و خود را
كاملا رها ميكند.
