فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 
افسانه  

فصلنامه ياپراق / سال 1383 / شماره ي 26-23

(ويژه نامه فرهنگ و ادبيات عاميانه)

صفحه 54

آرامگاهي در فراق يار

افسانه اي در باره ي مناره ي "توره بك خانم"

 

منبع : ماهنامه «وازروژدنيه» (چاپ تركمنستان)  جولاي 1999

و. سرگئيف

ترجمه : عظيم بغده

               

نام كهنه اورگنج در دوره هاي مختلف تاريخ مشاهده مي شود. برخلاف مناطق ديگر استان داشحوض ، اين منطقه با آثار تاريخي خود مشهور است و يكي از اين آثار تاريخي ، آرامگاه «توره‌بگ خانم» مي باشد. در بارة اين اثر معماريِ بسيار زيبا ، افسانه‌هاي زيادي وچود دارد. در يكي از آنها گفته مي شود كه در زمانهاي بسيار قديم ، حاكم اين منطقه خاني بود كه دختري زيبا به نام توره‌بگ خانم داشت و جوانان زيادي آرزوي ازدواج با دختر خان را در سر مي پروراندند.

                يكي از عاشقان توره‌ بگ خانم ، يك معمار جوان بود. او آنقدر عاشق اين دختر جوان بود كه با كوچكترين نگاهش ، دست و پايش را گم مي كرد. او بالاخره نتوانست عشق خود را نسبت به دختر خان پنهان نمايد.

                يك روز وقتي خان براي گردش به بيرون آمد ، جوان نزد او شتافت و در مقابلش زانو زد و راز دلش را بازگفت. خان خشمگين شد و خواست آن جوان گستاخ را به مرگ محكوم كند. اما چون مرد جوان معمار ماهري بود ، تصميم گرفت شرايط خود را مطرح نمايد. به او گفت : «اگر تو براي من مناره اي بسازي كه بتوانم همة اتباع خود را از بالاي آن ببينم ، دخترم را به ازدواج تو در خواهم آورد.»

                معمار جوان شرط را پذيرفت و بي آنكه احساس خستگي نمايد ، بسيار زحمت كشيد و در مدتي كوتاه ، مناره اي ساخت كه بيش از 60 متر ارتفاع و 143 پله داشت. اين مناره امروز هم زينت بخش كهنه اورگنج است و اثري تاريخي و زيباست كه با معماري ويژة خود از ديگر آثار متمايز مي شود.

                معمار جوان وقتي آخرين خشت آن مناره را گذاشت ، از همان بالاي عمارت ، خطاب به خان گفت : «من شرط شما را به جاي آوردم و حالا منتظر وعده اي هستم كه شما گفتيد.»

                جوان كه در نوك مناره نشسته بود ، پاسخ خان را به سختي شنيد. او گفت: «از همانجا به پائين بپر! اگر زنده بماني ، توره‌بگ خانم از آن تو مي شود.»

                جوان هوش سرشاري داشت. ديگي پر از چسب ، مقدار زيادي كاغذ ، تخته هاي نازك و نيز ريسمان را گرفت و براي خود بالهايي ساخت و از نوك مناره به پائين پريد. اما باد او را با خود برد و در بخارا به زمين فرود آورد.

                مدت زيادي طول كشيد تا معمار جوان دوباره به «كهنه اورگنج» بازگردد و او در تمام اين مدت پير شده بود. پس از بازگشت ، فهميد كه هم خان و هم دخترش «توره‌بگ خانم » فوت كرده اند. معمار جوان مزار محبوبش را يافت و آرامگاهي بسيار زيبا بر روي آن ساخت كه هنوز هم پابرجاست و توجة هزاران نفر را كه به آثار تاريخي و ميراث گذشتگان علاقمند هستند ، به خود جلب مي كند.

 

بازگشت به فهرست مطالب اين شماره

 

 

 

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak