|
•
سخن آخر (سرمقاله)
فصلنامه ياپراق / سال
ششم / شماره
22-21 / بهار
و تابستان 1382
ن والقلم : سخن آخر
ص 3
يوسف قوجق
مخاطبين محترم و بزرگوار نشريه ! دوستان
عزيز !
پنج سال از آغاز چاپ و نشر فصلنامة ياپراق مي گذرد و من نه به
اندازة پنج سال ، بلكه به اندازة پنجاه سال حرف براي گفتن دارم
. همة حرفهايم حرفهاي درد است . درد عشق ؛ درد فرهنگ ؛ درد
بودن است . بودن و تلاش براي ماندن. دردي است كه در اين پنج
سال هيچوقت نتوانستم آنرا به صراحت بگويم. مي گفتم با خودم كه
اين درد ، لذتش به اين است كه داشته باشي اما دم بر نياوري. مي
گفتم بايد ساخت. مي گفتم بايد با درد زاده شد و با درد سوخت و
با درد ساخت. نبايد خيلي چيزها را به زبان آورد. نبايد ضعف
نشان داد. نبايد گفت اين مشكل و آن مشكل را دارم. اما وقت آن
رسيده تا بگوئيم از بودن تا تلاش براي ماندن چه كشيده ايم و
چه مي كشيم.
از همان آغاز ، خشت اول را با اخلاص هر چه تمام ، گذاشتيم. در
ذهن خودمان بنايي زيبا داشتيم كه بسازيم. بنايي كه هميشه در
مقابل چشمان ماست. بنايي باشكوه كه از هر جا كه نگاه كني سبز
باشد . سبز در سبز مثل برگ.
يادتان كه هست ؟ همان شمارة اول را مي گويم . ن و القلم ؛ خودم
نوشتم . با همان خلوصي كه الان هم دارم . سرتيتر سرمقالة
فصلنامة ياپراق يك آية مهم است . ن و القلم و مايسطرون ( قسم
به قلم و آنچه مي نگارد ) . يعني ما به قلم كه قرآن نيز به آن
قسم خورده ، احترام مي گذاريم و خود را ملزم مي دانيم كه از
قلم و نشريه براي اهداف شخصي و منافع فردي استفاده نكنيم . در
همان سرمقاله بود كه نوشتيم "اين
فصلنامه متعلق به تمام مردم است ."
و باز همانجا بود كه نوشتيم "تداوم
چاپ يك نشريه و بهبود كيفي آن ، بيش از هر چيز ديگر ، بستگي به
همت بلند شما دارد . هر كه را با هر چه در توان دارد ، به ياري
مي طلبيم . كسي اگر قلمي مي زند ، به بركت نوشتههايش ما را
ياري دهد ، و آنكه بنية مالي خوبي دارد و فرهنگ دوست است ، به
بركت دارايي اش ، و آنكه هيچ ندارد ، با دعاي خيرش."
نمي خواهم به حاشيه بروم و صغري و كبري بچينم . ما در پنج سال
گذشته ، مشكلات فراواني را پشت سر گذاشتيم . هر بار كه نگاهمان
به نشرية چاپ شدة ياپراق مي افتاد ، دلگرم مي شديم ولي اين
دلگرمي تا زماني كه به فكر چاپ شمارة بعدي ميافتاديم ، دوام
مي آورد و باز هم ما ، مي مانديم با پول اندكي كه در شماره
حساب داريم ، چگونه مي توانيم شمارة جديد را چاپ كنيم.
بيائيد كمي در بارة دلايل اين امر بينديشيم . ياپراق مجلة مختص
ادبي و فرهنگي مردم تركمن است. در اين نشريه صحبت اين جناح يا
آن جناح نمي شود. فصلنامه اي كاملاً تخصصي براي قشر تحصيلكرده
است . به گمانم همين عوامل نيز باعث شده تا اين نشريه حال و
روزي اين چنين داشته باشد. مي توانستيم كمي سطح مخاطبين را عام
تر بگيريم و مقالات عمومي تر و عامه پسندانه تري بنويسيم. مي
توانستيم از اين جناح يا آن يكي صحبت كنيم و تريبون اين و آن
باشيم. اما ما با همان راهي كه انتخاب كرده بوديم ، به جلو
رفتيم. گفتيم سياست را به متخصصين و آنها كه سياسي مي انديشند
، بسپاريم كه كار ما نيست و ما ادبيات و فرهنگ را پيش ببريم .
چون تجربه و حوزة كاري ما حوزة فرهنگ و ادبيات تركمن به عنوان
بخشي از پيكرة فرهنگي منطقه و كل جامعه بود و هست.
امروزه كمتر كسي را مي توان پيدا كرد كه بدون دريافت پول ،
كاري انجام دهد. اما هيأت تحريرية فصلنامة ياپراق از همان آغاز
چاپ ، هيچ پولي بابت كارهايي كه انجام مي دادند ، دريافت
نكردند . تنها دلخوشي آنها كار فرهنگيِ سالم بود. همه در حد
توان سعي كردند شعله اي كه روشن شده بود تا اجاق فرهنگ را گرم
نگهدارد ، خاموش نشود . بي هيچ چشمداشتي ، كار كردند و من
امروز پس از پنج سال مي توانم بگويم كه در انتخاب آنها اشتباه
نكرده ام . مي توانم در يك جمله اين را در حق آنها بگويم كه
"همة اعضاي
هيأت تحريرية فصلنامة ياپراق از جملة دلسوزترين ، باسوادترين و
بهترين شخصيت هاي ادبي و فرهنگي منطقه هستند."
من شخصاً از همة اين عزيزان ،
صميمانه تشكر مينمايم و به اخلاص آنها در فعاليت فرهنگي و
ادبي ارج مي گذارم.
آري دوستان من !
مي گويند : خود كرده را تدبير نيست . خودمان خواستيم و خود
نيز آنرا تا به امروز بر دوش كشيديم . ما خوشحاليم كه با چاپ
فصلنامة ياپراق ، نخستين چراغ را براي اجاق فرهنگي روشن نموديم
و خوشحاليم كه در اين مدت ، امتحان فعاليت فرهنگي را با اراية
20 شماره از نشريه ، با موفقيت پشت سر گذاشته ايم و راه را به
خطا نرفته ايم .
در پايان ، با اين اميد كه چراغ ديگر نشريات منطقه همچنان
نوراني بماند و نورانيتر از هميشه شود و با اين اميد كه چراغ
هاي ديگري نيز به دست دوستاني ديگر روشن شود ، از همة شما
عزيزان خداحافظي مي كنيم. حق نگهدارتان باد!
يوسف قوجق
صاحب امتياز و مديرمسئول فصلنامه
ياپراق
(شايان ذكر است كه اين
فصلنامه به ياري خداوند متعال فعاليت خودش را همچنان ادامه مي
دهد) |