فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

دوتار چيست؟


فصلنامه ياپراق /سال پنجم / شماره 20/ زمستان 1381

دوتار چيست؟

ص 32

نوشته: ع. احمدوف

ترجمه: عبدالحميد حق‌شناس

 

در خصوص رايج‌ترين ساز قوم تركمن يعني«دوتار» و اينكه چه‌وقت و برچه پايه و اساسي بوجود آمده بلحاظ علمي هنوز اطلاعات تاريخي روشني وجود ندارد. در پاسخ به اين سئوال، خوانندگان و نوازندگان روايتي را كه نسل اندر نسل حفظ كرده‌اند تعريف مي‌كنند: اول بار شخصي به نام «باباقنبر» كه مهتراسب حضرت علي‌(ع) بوده دوتار را ساخته است، اين روايت توسط خوانندة مشهور تركمن «شوكور باغشي» و نيز فيلسوف يونان باستان افلاطون نقل شده است. روايتي ديگر نيز در تأليف «ب. بليايف» بنام «ساز تركمن» آورده شده است. در بين مردم اين روايات تعابير و تفاسير متعددي دارد. اين ادّعا كه تمامي اين روايات در حقيقت توسط مردم و در پاسخ به سئوال چگونگي خلق دوتار فراهم آمده است سخن گزافي نخواهدبود. در ميان مردم آسياي‌ميانه ساز «دوتار» از اعصار پيشين وجود داشته . اين خود به تنهايي گوياي حقيقتي انكار‌‌ناپذير مي‌باشد. چنانچه دلايل علمي كافي نيز براي اثبات اين ادّعا در دسترس نباشد امّا روايت‌هاي نقل شده از افلاطون (427-347 ق.م) و فيثاغورث در باب خلق دوتار، پاية محكمي ايجاد مي‌كند.

سند پايه‌اي ديگر مربوط به شاعر قرن هيجده تركمن غايب نظر غايبي است كه براي استخلاص تعدادي شاعر و نوازنده از مجازات مرگ، در پيشگاه امير بخارا شعر معروف خود را با مضمون ذيل قرائت كرد:

ساز بيله صحبتي يامان دييمأنگ‌لر

آدام حوّا دنيأ ايننده باردير

ترجمه: « ساز و آواز را منكر نشويد/ كه قدمتي تا خلق آدم و حوّا دارد.»

همانگونه كه پيشتر گفتيم تحقيقات علمي در خصوص ريشه و مضاي تاريخي كلمة «دوتار» به نتايج قطعي‌ نرسيده است. چنانچه به ريشه‌شناسي مردمي «دوتار» رجوع كنيم با دو ديدگاه مواجه مي‌شويم:

ديدگاه اول اعتقاد دارد اين كلمه از دو واژة فارسي «دو» و «تار» تشكيل شده است. همانند سرتار و چهارتار رايج در نزد اقوام تاجيك و اُزبك. ديدگاه دوم «دوتار» را يك واژه اصيل تركمني ميداند.

اگر در آن دقيق شويم كلمة دوتار در واقع تركيبي از كلمة توت و تار است. در واقع دوتار از چوب درخت توت ساخته شده و به آن تار وصل مي‌شده است. به همين خاطر نيز پيشينيان ما اصطلاح «توت‌تار» را بر آن نهاده‌اند كه به مرور زمان اين اصطلاح در محاورة عامّه بصورت دوتار شكل گرفته و ماندگار شده است. آنگونه كه نوازندگان يادآوري مي‌كنند و موسيقي‌دانان به آن معتقد هستند بعدها تغييراتي در شكل و فرم نت‌ها در دوتار پديد آمد. دوتار نه تنها در ميان مردم تركمن بلكه در ميان ازبك‌ها، تاجيك‌ها، قرقيز‌ها، قره‌قالپاق‌ها نيز به عنون ساز ملّي شناخته مي‌شود.

صرفنظر از اين كه در ميان اقوام مختلف تحت اسامي دُومبرا، كوموز، تامبور، چونگگور و مانند آن از آن ياد شده است. امّا همة اين نام‌ها در واقع از خانوادة دوتار بوده و با هم هم‌خانواده هستند. هرچند در ميان ما تركمن‌ها كلمة دوتار كاربرد‌ وسيع دارد امّا اين تنها نامي نيست كه بر آن گذاشته‌اند. در زبان برخي طايفه و تيره‌هاي تركمن (در گويش طايفة يموت) اصطلاح «تامديرا» به معني دوتار مورد استعمال فراوان دارد. كلماتي نظير «تامديرا» «تامديراچي» در واقع مترادف كلمات «دوتار» و «دوتارچي» موجود در زبان ادبي ما هستند.

امّا اصطلاح «تامديرا» چگونه به وجود آمده است؟ در اين خصوص نيز دو ديدگاه وجود دارد: ديدگاه نخست اين اصطلاح را اينگونه معني مي‌كند «چيزي كه در تنور پخته شده باشد» تنور را در تركمني «تامدير» گويند. سازندة دوتار قطعه‌ چوب‌هاي توت را كه به منظور ساختن دوتار بريده ابتدا در سايه خوابانده سپس آنرا در بخار و گرماي تنور «تامدير» خشك مي‌كند. به همين خاطر به دوتار «تامديرا» گفته مي‌شود. ديدگاه دوم بيانگر صدايي است كه از آن برمي‌خيزد. مردم قزاق و قرقيز به ساز ملّي خود كه شبيه دوتار تركمني است اصطلاحاً «دومبرا» مي‌گويند. بنظر مي‌رسد اين اصطلاح نه براي توضيح چگونگي شكل‌گيري آن بلكه صرفاً براي توضيح نوع آواز صادر شده از اين ابزار بكار رفته است.

دوممور ـ دوممور، ديم‌مير ـ ديم‌مير.

در نتيجه اصطلاح «تامديرا» نيز كه بنظر مي‌رسد از آواي «تيم‌مير ـ تيم‌مير، تام‌مير ـ تام‌مير» صادر شده از دوتار و در روندي مشابه با «دُومبرا» شكل گرفته است با اين اصطلاح ريشه مشتركي داشته باشد.

بنظر مي‌رسد از ميان اين ديدگاه‌ها، ديدگاه دوم به حقيقت نزديك‌تر باشد.

 

از كتاب: آواي دوتار صداي مردم ماست، نوشته: ع. احمدوف، انتشارات تركمنستان 1986

 

 

 

 

بازگشت به فهرست مطالب اين شماره

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak