فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

پژوهشي درباره‌ي انواع دوتار در ايران


فصلنامه ياپراق /سال پنجم / شماره 20/ زمستان 1381

پژوهشي درباره‌ي انواع دوتار در ايران

ص 23-23

 

در منطقه‌ي خراسان با چند نوع ساز زهي زخمه‌اي روبرو ‌هستيم كه هر چند نوع آن تحت عنوان كلي دوتار شناخته مي‌شوند اما هيچ‌ كدام از آنها تكنيك اجرايي و پرده‌بندي واحدي ندارند و حتي كوك و ساختمان آنها نيز با يكديگر تفاوت دارد. نخست دوتار تربت جام و تايباد و منطقه شرق خراسان است. اين ساز داراي 8 پرده است و با پنجه نواخته مي‌شود.به سمت شمال كه مي‌آييم، در شمال خراسان با نوعي ديگر از دوتار برخورد مي‌كنيم كه توسط بخشي‌ها نواخته مي‌شود. اين دوتار داراي 12 تا 13 پرده است و با پنجه نواخته مي‌شود. باز در خراسان با نوع ديگري از دوتار برخورد مي‌كنيم كه مناطق حوزه زيستگاه تركمن‌ها در شمال خراسان است. همانند منطقه جرگلان يا درگز كه تركمن‌ها در آن غالب بودند كه بخشي معروف، مرحوم اوليا قلي يگانه از جمله بخشي‌هاي شاخص تركمن بود كه در منطقه درگز زندگي مي‌كرد. با چنين توضيحي ما در خراسان با سه نوع دوتار روبه‌رو هستيم. اول دوتار منطقه شرق خراسان و ديگري شمال خراسان كه شهرهاي قوچان، شيروان، بجنورد، اسفراين و تا حدي درگز را شامل مي‌شود و سپس دوتار تركمن‌هاي خراساني كه همان دوتار تركمني است كه در منطقه راز و جرگلان نواحته مي‌شود.

 

دوتار منطقه تربت جام

البته دوتارهاي قديمي داراي 8 پرده هستند، اما امروزه 12 تا 17 پرده مي‌بندند، در حالي كه نوازندگان قديمي معتقدند كه دوتار قديم تربت جام 8 پرده‌اي بوده است. براي مثال، عبدالله سرور احمدي معتقد است كه با همين 8 پرده مي‌توان تمامي مقام‌هاي منطقه را اجرا كرد. از سوي ديگر دوتار شمال خراسان ميانگين 12 تا 13 پرده ساخته مي‌شود و دوتار تركمني نيز داراي 12 تا 13 پرده است.

پس از اين منطقه وقتي به سمت غرب حركت كنيم، به استان گلستان مي‌رسيم كه بخش اعظم تركمن‌صحرا در همين استان قرار دارد. در استان گلستا با دو نوع دوتار مواجه هستيم. اول دوتار تركمني و سپس دوتار منطقة كتول كه تركمن‌نيستند و در علي‌آباد كتول واقع شده‌اند كه در منتهي‌اليه شرق مازندران قرار دارد. دوتار منطقه كتول به نسبت سازهاي هم‌خانوادة خود، دوتار ابتدايي‌تري است. دوتار‌ها غالباً  7 يا 8 پرده دارند و البته تكنيك نواختن پيچيده‌اي هم ندارند.

از كتول كه به سمت مازندان مي‌آييم، تنها در مناطق شرق مازندران، همانند بهشهر، زاغ مرز، نكا و كردكوي شاهد حضور دوتار هستيم كه دوتار شرق مازندران هم بين 4 تا 8 يا 9 پرده دارد و تمامي اين سازها با ناخن و سرانگشتان نواخته مي‌شوند و البته همانند سه‌تار با نوك ناخن نواخته نمي‌شوند، بلكه هر پنج انگشت در نواختن نقش دارندودر رفت، پشت ناخن و در برگشت، سرانگشتان وظيفه نواختن و زخمه‌زدن را به عهده دارند.

 

تنبوره

از مازندران كه به سمت غرب بياييم، به گيلان مي‌رسيم. در اين منطقه و البته در قديم سازي زهي زخمه‌اي به نام تنبوره وجود داشت كه در برخي رساله‌ها و سفر‌نامه‌ها از اين ساز نام برده شده است. اين ساز تا 30-20 سال گذشته در منطقه تالش رواج داش كه من پس از چندين بار سفر، به آخرين بازمانده از نسل نوازندگان تنبوره تالش برخورد كردم. اين ساز در روستاهاي مناطق كوهپايه‌اي تالش كه اغلب سال در مه قرار دارند وجود داشت. آخرين تنبوره موجود را من از نوازنده‌اي خريدم و به نوازنده گفتم: اين ساز به كارِ شما نمي‌خورد، بايد در موزه نگهداري شود. سال ساخت اين ساز 1332است و گمان نمي‌كنم پس از اين ساز، ساز ديگري از اين نوع در تالش ساخته شده باشد.

از تالش كه به سمت غرب مي‌آييم، به منطقه خلخال و آذربايجان شرقي مي‌رسيم. در اين منطقه با دو نوع ساز زخمه‌اي يا مضرابي مواجه مي‌شويم. يكي ساز عاشقي است كه د رآذربايجان شرقي به نام كلي ساز (ساز در اين جا اسم خاص است) معرف است. در گذشته به اين ساز قوپوز مي‌گفتند. در تركيب ساختماني اين ساز عدد 9 نقش تعيين كننده‌اي داشته است. به تعبيري «ساز» از كاسه‌اي 9 تركه‌اي، 9 پرده‌ و 9 سيم تشكيل شده است و عدد 9 در واقع حالت اسطور‌ه‌اي براي اين ساز دارد. چون عاشق‌هاي آذربايجان در رابطه با نحوة كشف اين ساز روايتي دارندكه مي‌گويد «جمجمه انسان داراي 9 قطعه استخوان است» و چون الهام اوليه ساختن ساز عاشقي، جمجمة انسان بوده است، به همين دليل تركه‌هايي كه براي ساختن ساز رعايت مي‌شود، 9 تا است. اگر‌چه هيچ كدام از اين موارد امروزه رعايت نمي‌شود، چرا كه برخي از سازندگان براي آن كه سازشان خوش‌صداتر شود، از كاسه‌هاي 11 تركه‌اي استفاده مي‌كنند و پرده‌ها تا 22 و 24 افزايش پيدا كرده است و تعداد 9 سيم، در آذربايجانشرقي به 8 سيم و در آذربايجان غربي به 7 سيم كاهش پيدا كرده است. چرا كه كوك 9 سيم، مشكلاتي را به همراه داشت. به هر حال، شاخص‌ترين ساز زهي زخمه‌اي در آذربايجان (چه شرقي و چه غربي و چه مناطق ديگر آذري نشين مثل زنجان، اردبيل، خلخال و . . . هرجا كه ترك‌زبان‌ها حضور دارند) ساز عاشقي است.

اما حوزة اصلي رواج ساز عاشقي، آذربايجان شرقي و غربي است، وگرنه در تمامي اين مناطق گفته شده ساز عاشقي حضور و بروز دارد وتوسط عاشق‌ها نواخته مي‌شود.

 

تار آذري يا قفقازي

دومين ساز زهي مضرابي در آذربايجان، تار آذربايجاني است كه از آن به عنوان تار آذري يا تار قفقازي نيز نام برده مي‌شود. اين ساز حاصل تغيير و تحولاتي است كه روي تار فارسي انجام گرفته است. منطقه قفقاز تا اواخر دورة قاجار، بخشي از قلمرو ايران محسوب مي‌شده است. لذا تار فارسي در منطقة قفقاز رايج بوده است. به اعتيار نقاشي‌ها و عكس‌هايي كه از اوايل قرن بيستم از ارمنستان، تاجيكستان، ازبكستان، آذربايجان و حتي گرجستان به دست آمده، مانند تار 6 سيم موسيقي ايراني است. شخصي به نام «صادق اسداغلو» در منطقه قفقاز به فكر تغييراتي در تار فارسي مي‌افتد و لذا مي‌خواهد آن را با مختصات موسيقي آذربايجان و كل منطقه قفقاز بيشتر هماهنگ كند. بر چنين اساسي، تغييرات تمام اجزاي ساز از جمله سرپنجه، خرك، شيطانك، تعداد پرده‌ها، سيم‌ها، كاسه‌ها و . . . وجود دارد.

اين ساز پس از تغييرات متناوب در تعداد سيم‌ها، روي 11 سيم تثبيت شده و به تار 11 سيم معروف است. 6 سيم اين تار اصلي، يك سيم باس (بم) و 4 سيم آن واخوان است كه بر روي آنها مضراب زده مي‌شود، اما انگشت‌گذاري نمي‌شود. اگرچه روي سيم باس نيز انگشت گذاري نمي‌شود. اين ساز 9 گوشي دارد و واخوان‌ها به دو گوشي متصل هستند. اين ساز در نوع ديگري از موسيقي آذربايجان استفاده مي‌شود به نام مقامات كه مترادف با موسيقي دستگاهي ايران است. به تعبيري اگر نظام دستگاهي موسيقي ايران را موسيقي كلاسيك ايران فرض كنيم، مقامات مي‌شوند. موسيقي كلاسيك آذربايجان كه منشاء و اصل اين مقامات نغمه‌هاي عاشقي بوده‌اند. البته مي‌توان گفت مقامات، دستگاههاي موسيقي ايراني هستند كه با فرهنگ موسيقي آذري آميخته شده و رنگ و بوي آن را گرفته‌اند. اگر به اجراهاي حدود نيم قرن قبل توجه كنيد، درمي‌يابيد كه اختلاف كمي با فارسي دارند و حتي شبيه ماهور و شور فارسي هستند. هر دوي اين سازها با مضراب نواخته مي‌شوند.

 

²به نقل از

 نشريه ساز، جمعه نهم دي‌ماه 1379 ص 5.

 

بازگشت به فهرست مطالب اين شماره

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak