نوروز
در ترکمنستان
صفحه ی
11
پس از استقلال كشور تركمنستان رييس جمهوري تركمنستان به
منظور احيايرسم ديرين كشور كه از نسلهاي پيش وجود
داشته، سال نو را «نوروز» اعلام نمود و هرساله در 21
مارس، اين روز جشن گرفته ميشود.
در كشور تركمنستان طبق رسوم قديم و جديد، دوبار در سال
جشن سال نو گرفتهميشود. يكي از جشنها با استناد به
تقويم ميلادي كه به تأييد سازمان ملل به عنوان
جشنبينالمللي (سال نو) شناخته ميشود. ديگري برگزاري
«عيد نوروز» به نشانه احياي دوباره آداب و رسوم ديرينه
مردمتركمنستان است. اين عيد كه سالهاي سال در اين
سرزمين دوام داشته باعث شكوفاييآداب و رسوم ديرينه
ميشود.
اگر نگاهي به تاريخ برگزاري اين عيد بياندازيم،
ميبينيم كه ريشه آن به قرنها پيشبرمي گردد. قبل از
اسلام نيز اين عيد وجود داشته است، اما با آمدن اسلام و
تأثيري كه ايندين بر تكامل انسانها داشته، عيد نوروز
كاملتر شده و رواج پيدا كرده است.
ضمناً بياساس نيست كه «ملك شاه» - پدر سلطان سنجر -
اثر نوشته شده توسطعاًلم و دانشمند بزرگ شرق «عمر خيام»
(1048 تا 1131 م.) را «نوروزنامه» نام نهاد.
در بخش نخست اين اثر، قدمت نوروز را از زمان آتش پرستان
(زرتشتيان) تا قرندهم ميلادي ذكر نموده و يادآور شده كه
آداب و رسوم مربوط به اين جشن در نزد مردموجود داشته
است. همچنين در اين اثر قيد شده كه عيد نوروز در اول
فروردين هر سالبرابر با 21 مارس جشن گرفته ميشود.
پس از استقلال تركمنستان و به منظور استفاده گسترده
مردم از اثر مشهور عمرخيام يعني «نوروزنامه» دكتر نورصحت
بايرامصحتاف آن را به زبان شيواي تركمنيبرگرداند. با
چاپ بعضي از قسمتهاي اين ترجمه در مطبوعاًت تركمنستان،
اين امكانبراي خوانندگان تركمنستاني فراهم شد كه نسبت
به نوروز شناخت علمي پيدا كنند. ضمناًپس از استقلال
نوشتن مقالات نوروزي توسط عاًلمان مشهوري همچون آتا
جيكاف(نژادشناس)، آشيرپور مرداف (اديب)، قربانمحمد
دردياف (جغرافيدان) و خانم آمانگلدرديوا (متخصص فرهنگ
عاًمه) باعث شده كه بر معلومات خوانندگان تركمنستاني
دراين خصوص افزوده شود.
دانشمندان تركمنستاني با استناد به نوشته عاًلم و دانشمند
بزرگ شرق «ابوريحانبيروني» (973 تا 1048 م.) پيدايش جشن
نوروز را به زمان «جمشيدشاه» مربوطميسازند و آوردهاند كه
در زمان جمشيدشاه و پادشاهان پس از او، عيد نوروز را
چندينروز متوالي جشن ميگرفتهاند. جمشيد به عنوان
چهارمين پادشاه پيشداديان، تختسلطنتي را براي خود درست
نمود و روزي كه بر تخت نشست «نوروز» ناميد و به
افتخارايشان چندين روز متوالي جشن گرفته شده است.
پس از استقلال تركمنستان، عيد نوروز به عنوان جشن ملي
به رسميت شناخته شد واكنون همه مردم از هفت تا هفتاد
ساله از چگونگي مراسم اين جشن مطلع هستند.
در موقعيت فعلي كه كشور تركمنستان در صدد احياي دوباره
آداب و رسوم قديميميباشد; برگزاري عيد نوروز به عنوان
جشن ملي در اين كشور نشان از توجه مقاماتتركمنستان به
اين امر دارد.
در بين تركمنها ضربلمثل معروفي هست كه ميگويد: «ييلينگ
گلهني نوروزدان بللي(نوروز فرا رسيدن سال نو را نويد
ميدهد)».
استفاده عاًمه مردم تركمن از اين ضربالمثل، حاكي از
اهميت والاي عيد نوروز آنكشور است. عيد نوروز جشن
كشاورزاني كه آذوقه مردم را تأمين ميكنند، محسوبميشود;
به همين دليل كشاورزان دامنههاي كوه «كوپت داغ» و
همچنين كنارههاي آمودرياآن را با عظمت خاصي جشن
ميگرفتهاند، البته اين تأثير به مناطق دامداري نيز
رسيدهاست.
پارهاي از رسم و رسوم عيد نوروز كه خاص تركمنها ميباشد
به اين جشن جنبهملي ميدهد. مثلا: پختن غذاهايي همچون
«نوروز كؤجه» (كاشه نوروزي)، «نوروز يارما»،و يا تهيه
«سمني» (سمنو) و اجراي بازيهاي مختلفي توسط جوانان تركمن
مانند:«مونجوق آتدي» (انداختن منجق - دانه منجق) كه از
سالهاي ديرين مرسوم ميباشد.
مردم منطقه «قاري قالا» (يكي از بخشهاي شهر قزلآروات)
زيارتگاه موجود درآنجا را همانند «بولاماقلي اوليا» و «قيز
بيبيجان» به نوروز ارتباط ميدهند به اينصورت كه طبق
يكي از روايات رايج در بين اهالي منطقه، دختري بنام
«بيبي جان» درنوروز مشغول تهيه «سمنو» بوده، يكي از
حاكمان كه عاًشق او بوده قصد آزار و اذيتبيبيجان را
ميكند. در اين هنگام بيبي جان مصرانه از خداوند لايزال
استمداد و كمكميطلبد. به قدرت خداوند، زمين ما بين حاكم
و بيبي جان دو تكه ميشود، ديگ حاويسمنو نيز وارونه
شده و ميريزد. به همين دليل اين زيارتگاه را
«بولاماقلي اوليا» (بولاماق:هر غذايي كه با تركيبات
مختلف درست شده و به صورت مايع باشد را گويند) نام
نهادهاند.
در كنار آن زيارتگاه «قيز بيبي جان» نيز قرار دارد. مردم
بومي هر سال در عيدنوروز، براي زيارت به اين مكان
ميآيند و با قرباني كردن گوسفند و دادن صدقه و شكرانهدر
موقع خشكسالي از خداوند درخواست باران مينمايند.
تهيه «سمنو» نيز داراي روش مخصوصي ميباشد، به اين طريق
كه خوشه گندم راخرد كرده و روي آن آب و آرد ميريزند و
ديگ را ميجوشانند و از شب تا صبح در ديگ راباز نميكنند و
چنين ميپندارند كه صبح زود هر كسي قبل از همه در ديگ
را باز نمايد جايانگشت «بيبي فاطمه» (حضرت فاطمه زهرا
(س) را خواهد ديد. ضمناً در تركمنستان يكسري از آداب و
رسوم كه از نسلهاي قبل به يادگار مانده و هنوز نيز
ادامه دارد كه عبارتند از: «اسبدواني، كشتيگيري، پرش
براي گرفتن دستمال از بلندي، مسابقه خروسجنگيها و
شاخزني ميشها، شطرنج بازي، مهرهبازي، تاب بازي، ديد و
بازديد (تبريكگويي) عيد به صورت گروهي.»
سبك و شيوه شاعرانه و فلكلوريك رايج در بين تركمنها به
نام «مونجوق آتدي» نيز اساساً در ارتباط با نوروز ميباشد،
به اين ترتيب كه دخترهاي جوان (معمولا شبانگاهان) جمع
مي شوند و در يك كاسه يا ظرفي منجقهاي خود را يك به
يك مياندازند. دختري كهظرف حاوي منجق را نگهداشته،
ظرف را بالاي سر دخترها برده و منجقها را با هممخلوط
ميكند و يك بند شعر ميخواند، آنگاه يكي از منجقها را از
ظرف بيرون ميآورد،منجق متعلق به هر دختري باشد، معني
آن بند شعر گفته شده را در ارتباط با او قلمدادميكنند،
يعني بند شعر سروده شده در واقع نداي آن دختر محسوب
ميشود، گويا اينكهآرزوها و آمال آن دختر با شعر سروده
شده مطابقت دارد.
بعضي
از بندهاي شعر مونجوق آتدي:
نوروز گلدي بو گيجه
قيزلار آتارلار بيجه
كيمينگ بيجهسي چيقسا
بيريگر سن «نوروز كؤجه»
ترجمه: امشب نوروز فرا رسيد. دخترها طالع آزمايي ميكنند.
طالع هر كسي درآيد،نصيبش يك ملاقه «كاشه نوروزي».
يا اينكه:
باشلاندي قيز باشلاندي
كأسأ مونجوق تاشلاندي
سؤز آيديجي گليپدير
بويداشينا بوشلادي
ترجمه: شروع شد دخترها، شروع شد. منجوق كاشه انداخته شد.
خواستگار آمدهاست، به دوستش مژده داد.
باز هم:
قاينادارلار سمني
توربا دورتدوم تمني
بيلديم آيراليق اكن
همه درددن ياماني
ترجمه: سمنو را ميجوشانند. سوزن (جوال دوز) را در توبره
فرو كردم. فهميدمجدايي است كه از همه دردها بدتر است.
باز هم:
نوروز گلدي، ياز گلدي
قارغا گيتدي، غاز گلدي
جمله جهان لالهزار
آيدم گلدي، ساز گلدي
ترجمه: نوروز آمد، كلاغ رفت و غاز آمد. تمام جهان
لالهزار، آواز آمد، ساز آمد.
علاقه مردم به اين عيد و شگفتيهايي كه در اين فصل
پديدار ميگردد، هميشه موردتوجه شاعران تركمن بوده است.
شاعران كلاسيك در خصوص فرا رسيدن نوروز ودرخشش طبيعت با
رنگ سبز و همچنين جان گرفتن هر جانداري در اين عيد،
ابيات واشعاًري را با استادي تمام سرودهاند كه گويا
مانند آبهاي خروشان رودخانه و نهرها درذهنها جاري ميشود.
مختومقلي شاعر بزرگ تركمن در شعري زير عنوان «جهان پيدا»
ميگويد:
وقتي نوروز فرا ميرسد، جهان رنگين
پديدار ميشود
ابرها غرش نموده و در كوهها مه
پديدار ميشود
بي جانان جان گرفته، حيات پديدار
ميشود
پوشيده جامه به تن، سبزه و روان
پديدار ميشود
در روي زمين چيزهاي نهان پديدار
ميشود
زبان در دهان گنجشكها پديدار ميشود
سرودي صدا كند، تمام جهان آباد است
مغروري، حاكم مشو، جهان خراب ميشود
كساني كه در راه عشق (به خدا)
هستند، بانيد براي هميشه زندهاند
اگر در دل هر كسي عشق به خداوند
نباشد در روز قيامت عذاب ميكشد.
تا سپري شدن بهار، روز بروز
سبزهزارها زياد ميشوند
خشم قيامت است، دنيا جايگاه تلاش
است
روزگار همدم انسان است، در دنياي
درون جان پديدار است
روزگار همدم انسان است، در دنياي
درون جان پديدار است
همچنين «شيدايي» شاعر ديگر تركمنستان در شعري تحت عنوان
«باغ و بوستاناست امروز» ميگويد:
نوروز فرا رسيد، جمله جهان گلستان
است امروز
گلها شكوفا شد و عندليب نغمه سرايان
است امروز
بنماي ذوق و شادي، روز شادي است
امروز
تمام انسانها در سبزهزار سير ميكنند
امروز
لالهها شكفتند، صحرا باغ و بستان
است امروز
نوروز آمد با ناز و كرشمه، طبيعت به
گلزار مبدل شد
رنگ سفيد و قرمز و انواع رنگهاي
زرنگار طبيعت را پوشانيد
از رحمت خداوندي طبيعت سبزه و
لالهزار شد
در روز بيمنتها، كي مست هست و كي
بياختيار
عيب نپندارند دوستان (همدمان) كه
عاًشقان مستانند امروز
سپري شد نوروز، گل و رخسار گل
لذت و لعل و لب و سخنان شيرين
گفتار گل
گر نقاب از چهره بگشايد، صورت يار
زيبا و قامت او همانند سرو است
خونخواران روز صد هزار جنايت ميكنند
در راه عشق و عاًشق (عشق به
خداوند) مردن آرزويي است امروز
«غايبي» شاعر ديگر تركمن نيز تحت عنوان «دوباره مرغزار
شد» ميگويد:
چونكه نوروز فرا رسيد جهان دوباره
گلزار شد
غنچههاي گل شكفت و دوباره مرغزار
شد
سبزههاي رنگ و با رنگ روييده از
زمين، بخوردند هر كه بود آن وقت
جهان خوش مزين دوباره لالهزار شد
با تماشاي دوباره گل بلبلان نغمه
سر دادند
نوشيدند از جام گل دوباره مست و
خمار شد
گنجشكان نغمه سر داده و لايزال را
حمد و ستايش كردند
هر كه از براي خود شاد است، چه كسي
دوباره بيقرار است.
«ملانپس» شاعر ديگر تركمن نيز در شعري تحت عنوان «امروز»
ميگويد:
شاه و پري به سير و سياحت رفتند،
چمن ريحان است امروز
طوطيها نغمه و آواز سر دادند و
بلبلان زبان درآوردند امروز
تفاوتي نيست بين شاه و گدا، براي
همه يكسان است امروز
بردهها را بند بگشودند، همه جا در
امان است امروز
در آسمان ماه مبارك نمايان شد، كه
ماه تابان است امروز
بعضيها بدون نقابند، بعضيها
خرقهپوش
گفت نظر افكند هو الحق، كه باشد
درويش او
در آسمان بي انتها آن پرنده قمري
پرواز كرد و نشست
تا وقتي كه بازار هست، بسي به ياد
نميافتد زمستان و بهار
عاًشق گر به معشوق رسد، آرزويي
نماند امروز
اشعاًري همانند اينها كه به نظمسروده شده در آثار
كلاسيك تركمن بس فراوان است.شعرهاي كلاسيك شاعران
تركمن در خصوص نوروز كه از اول استقلال شروع شده درآثار
شاعران معاًصر اين كشور هنوز نيز دوام دارد.
حاصل سخن آنكه، عيد نوروز پس از استقلال تركمنستان از
درخشش ويژهايبرخوردار شد، عيد نوروز در زمان حاضر به جشن
دوستي، برادري و همبستگي تبديلشده است.... اين مقاله
را با ذكر شعري كه در اولين نوروز پس از استقلال به
وسيله خانم«آق گل توقتامرادوا» به آواز برگردانده شده و
ساز آن را نيز موسيقيدان معروف «خداينظر آرمان گلدياف»
نوشته است، به پايان ميبريم:
بنوازيد شاديان
باشيد شادمان
عيد و جشن است
كه دلهاي مردم را زنده ميدارد
دلها باز شود
گرهها باز شود
كسي كه قهر كرده
آشتي كند امروز