فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

مقاله


فصلنامه ياپراق / سال سوم / شماره ی 10 / تابستان 1379

نام "ترکمن" ؛ مفهوم و ماهيت آن (3)

صفحه ی 13

‌ابراهيم قفس اوغلو

برگردان: بی بی مريم شرعی

 

حال‌ به‌ اين‌ سئوال‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ چرا تركمن‌ها به‌ اين‌ اسم‌ خوانده‌ شده‌اند؟€براي‌ روشن‌ كردن‌ اين‌ نكته‌ لازم‌ مي‌آيد كه‌ از مناسبت‌هاي‌ تركمن‌ - اوغوز حركت‌كنيم‌. براي‌ اينكه‌ اين‌ امر در حل‌ معماي‌ منشاء و ماهيت‌ نام‌ تركمن‌ كمك‌ شاياني‌خواهد كرد.

اينكه‌ واژه‌هاي‌ تركمن‌ و اوغوز دو نام‌ براي‌ يك‌ قوم‌ معين‌ ترك‌ است‌، در منابع‌تاريخي‌ ترك‌ بطور كلي‌ امري‌ پذيرفته‌ شده‌ به‌ نظر مي‌رسد. در نيمه‌ دوم‌ قرن‌ گذشته‌ا.وامبري‌  A.Vamberyاينطور مي‌گويد:

قبول‌ اين‌ ديدگاه‌ كه‌ اجتماعاًتي‌ كه‌ اعراب‌ به‌ آنها نام‌ «غز» را داده‌اند، تركمنهاي‌زمان‌ ما هستند، كاملا درست‌ است‌(1).

نمت‌ Nemeth با استناد به‌ هوستما Houtsma(2) مي‌نويسد كه‌ تركمنها به‌جاي‌ اسم‌ قديمي‌ خود يعني‌ «اوغوز» نام‌ «تركمن‌» را گرفته‌اند.

در اوايل‌ قرن‌ دوازدهم‌ مدتي‌ نام‌ اوغوز و تركمن‌ را بطور مشترك‌ بكار برده‌اند(3).

و.مينورسكي‌ V.Minorsky در يكي‌ از آثارش‌ مي‌نويسد: «اوغوزها» بطور كلي‌ بانام‌ «تركمن‌» شناخته‌ شده‌اند(4).

ا. پريتاسك‌ O.Pritsak مي‌نويسد كه‌ قسمتي‌ از تركان‌ در منابع‌ تاريخي‌ تحت‌نام‌ تركمن‌ يا اوغوز ديده‌ شده‌اند و روشن‌ مي‌سازد كه‌ دولت‌ «يبغوي‌ اوغوز» تحت‌ دونام‌ «اوغوز»، «تركمن‌» يك‌ اتحاد سياسي‌ تشكيل‌ داده‌اند(5).

در اين‌ نظريه‌ها كه‌ از جهت‌ نتايج‌ درست‌ هستند، قدمت‌ نام‌ تركمن‌ و منشأ وماهيت‌ آن‌ روشن‌ نشده‌ است‌.

در سر زمينمان‌، ديدگاه‌ ف‌.كوپرولو F.köprülü  ارزش‌ كلاسيكي‌ يافته‌ است‌.

 كوپرولو köprülü در زمان‌ خود با استناد به‌ ديوان‌ لغت‌ ترك‌، مي‌گويد كه‌ نام‌تركمن‌ به‌ گروههايي‌ از اوغوزها كه‌ مسلمان‌ شده‌اند، اطلاق‌ مي‌شود(6).

در حقيقت‌ او اين‌ ديدگاه‌ را با استناد به‌ اثر شرف‌الزمان‌ مروزي‌ يعني‌ باسطرهاي‌ كتاب‌ «طبيعه‌الحيوان‌» عيناً تأييد مي‌كند(7).

قبل‌ از مروزي‌، اولين‌ مؤلف‌ اسلامي‌ كه‌ از تركمن‌ها بحث‌ مي‌كند يعني‌المقدسي‌AL-Maghdesi (نيمه‌ دوم‌ قرن‌ دهم‌) تركمن‌ها را گروههايي‌ معرفي‌ كرده‌ بودكه‌ اسلام‌ را قبول‌ كرده‌اند(8).

محمود كاشغري‌ نيز «تركمن‌» و «اوغوز» را در جاهاي‌ زيادي‌ با هم‌ ذكر مي‌كند:

Türkmaniyetü,l - Guzziye, beynel't - Türkmaniyetil'el - Guzziye bile't -   Türkmaniyegi'l - -(9)Guzziye, butunü'l Guzziyeti'l - türkmaniye...

اگر نظريه‌ وامبري‌(10) كه‌ تاريخ‌ نام‌ تركمن‌ را تا دوره‌ افسانه‌اي‌ اوغوزخان‌مي‌رساند در نظر گرفته‌ نشود، فكر غالب‌ سالهاي‌ اخير اينست‌ كه‌ نام‌ تركمن‌ در قرن‌يازدهم‌ ظاهر شده‌ است‌ و اينكه‌ اين‌ اسم‌ به‌ اوغوزهاي‌ مسلمان‌ اطلاق‌ شده‌ است‌.

با وجوديكه‌ دلايلي‌ وجود دارد كه‌ نام‌ تركمن‌ موجوديت‌ خود را در ادوار خيلي‌قديمي‌ نشان‌ داده‌ است‌، گسترش‌ اسلام‌ در  بين‌ اوغوزها نيز در ايضاح‌ نام‌ تركمن‌كافي‌ به‌ نظر نمي‌رسند.

مروزي‌ از يك‌ جنبش‌ تركمن‌  - اوغوز  - پچنك‌ بحث‌ مي‌كند. به‌ عقيده‌ مروزي‌اوغوزها تحت‌ فشار تركمنها خوارزم‌ را ترك‌ كرده‌ و به‌ سرزمين‌ پچنك‌ها كوچ‌كرده‌اند(11). (مؤلف‌ اين‌ موفقيت‌ تركمن‌ها را به‌ مسلمان‌ شدن‌ آنها مرتبط مي‌داند.)

مينورسكي‌ Minorsky مي‌نويسد كه‌ احتمالا اين‌ حادثه‌ به‌ سال‌ 893 روي‌ داده‌است‌ و در konstantinos prophyoge - nnetos نيز ذكر شده‌ است‌ و در حدودالعاًلم‌استخري‌ (تأليف‌ سال‌ 893) نيز به‌ نشانه‌هايي‌ از آن‌ بر مي‌خوريم‌.

 مينورسكي‌ Minorsky اين‌ احتمال‌ را مي‌دهد كه‌ اين‌ حادثه‌ با هجوم‌ مشترك‌خزر - اوز عليه‌ پچنك‌ها مرتبط است‌ و اين‌ حادثه‌ احتمالا از سوي‌ مروزي‌ بااصطلاح‌ «تركمن‌» كه‌ مدتها بعد به‌ كار رفته‌ است‌، مدرنيزه‌ شده‌ است‌(12).

فقط اينكه‌ اين‌ رويداد در منبع‌مان‌ بين‌ پچنك‌ها و اوزها رخ‌ نداده‌ بلكه‌ حادثه‌اي‌بين‌ «تركمن‌ها» و «اوغوزها» معرفي‌ شده‌ است‌. در اين‌ صورت‌ اگر مدرنيزه‌ كردني‌ دركار باشد مي‌توان‌ استنباط كرد كه‌ اين‌ امر بيش‌ از اينكه‌ به‌ اصطلاح‌ «تركمن‌» مربوطشود، با مفهوم‌ «اسلاميت‌» ارتباط مي‌يابد.

براي‌ اينكه‌ همانطور كه‌ مي‌دانيم‌ قارلوق‌ها كه‌ در اواسط قرن‌ هشتم‌ به‌ حوزه‌«چو» حاكميت‌ تام‌ داشتند، مدتها بعد يعني‌ احتمالا در اواخر همان‌ قرن‌ و يا اوايل‌ قرن‌نهم‌، اوغوزها را از منطقه‌ تالاس‌ و چو بيرون‌ كردند و اوغوزها نيز به‌ سهم‌ خودپچنك‌ها را به‌ سمت‌ مغرب‌ رانده‌اند(13).

با توجه‌ به‌ اين‌ موارد قبول‌ اين‌ نكته‌ به‌ حقيقت‌ نزديكتر است‌ كه‌ روايت‌ مروزي‌در واقع‌ مربوط به‌ منطقه‌ خوارزم‌ است‌ ولي‌ به‌ تصوير كشيدن‌ حادثه‌اي‌ است‌ كه‌ بين‌قارلوق‌ها واوغوزها رخ‌ داده‌ است‌.

در اطلاعاًت‌ كتاب‌ المقدسي‌ نيز كه‌ اخباري‌ منسوب‌ به‌ اين‌ دوره‌ مي‌باشد آمده‌است‌ كه‌ تركمنها و اوغوزها در مناطق‌ مختلف‌ ساكن‌ هستند(14).

نزديكي‌ جغرافيايي‌ به‌ اين‌ احتمال‌ قوت‌ مي‌بخشد كه‌ اينجا مراد از«تركمن‌هاي‌» مورد بحث‌  نيز «قارلوق‌ها» باشند.

نوشته‌هاي‌ محمود كاشغرلي‌ نيز از اين‌ نظر كه‌ تفاوت‌ لهجه‌هاي‌ مختلف‌ زمان‌خود را آشكار مي‌سازد، اهميت‌ دارد. در بحث‌ تلفظ حرفهاي‌ گوناگون‌ و طرز استعمال‌بعضي‌ از كلمات‌، تفاوتهاي‌ ميان‌ تركها و اوغوزها را مشخص‌ كرده‌ است‌(15). مرادمحمود از اين‌ تركان‌، معني‌ محدود آن‌ يعني‌ مردم‌ وطن‌ خودش‌ سرزمين‌ قاراخانيان‌ وتركي‌ متمايز از اوغوزي‌ است‌، و تركي‌ كه‌ در آن‌ جوار صحبت‌ شده‌ است‌(16). نيزارتباطي‌ تنگاتنگ‌ با قارلوق‌ها دارد.

از طرف‌ ديگر اينكه‌ اوغوزها با قبول‌ اسلام‌ نام‌ تركمن‌ را گرفته‌اند، با وجودصراحت‌ آن‌ در بعضي‌ از منابع‌، چندان‌ قانع‌ كننده‌ به‌ نظر نمي‌رسد.

چونكه‌ تغيير دين‌ تغيير همزمان‌ اسم‌ را ايجاب‌ نمي‌كند. اگر چنين‌ اصلي‌ وجودداشته‌ باشد، در اين‌ صورت‌ همانند تركان‌ مسلمان‌ قبل‌ از تركمن‌ها(17)، اوغوزهايي‌كه‌ بعدها به‌ اسلام‌ گرويده‌اند نيز مي‌بايست‌ نام‌ جديدي‌ بگيرند و يا همانندخويشاوندان‌ مسلمان‌ خود «تركمن‌» ناميده‌ شوند.

در تاريخ‌ ترك‌ نمونه‌اي‌ كه‌ بتواند حامي‌ نظريه‌ تغيير نام‌ باشد يافت‌ نمي‌شود ودر برابر در گرايش‌ به‌ اديأن‌ ديگر دلايل‌ زيادي‌ وجود دارد كه‌ بر فراموشي‌ عرف‌ وعاًدت‌ و بينش‌ها حفظ نام‌ خالص‌ تركي‌ قوم‌ دلالت‌ دارند.

اويغورهاي‌ بودايي‌ و مانوي‌ و خرزهاي‌ موسوي‌ از اين‌ قبيل‌ هستند.

بلغارهاي‌ ترك‌ و مجاري‌هاي‌ مسيحي‌، در بين‌ جوامع‌ مسيحي‌ همه‌ چيز خاص‌خود را فراموش‌ كرده‌اند، فقط اسامي‌ تركي‌ خود را حفظ كرده‌اند.

مسئله‌ تركمن‌ نيز از اين‌ قاعده‌ كلي‌ مستثني‌ نيست‌.

نوشته‌هاي‌ المقدسي‌، ديوان‌ لغت‌ و مروزي‌ را به‌ قارلوق‌ها نسبت‌ داده‌ بوديم‌.

در حقيقت‌ بر اساس‌ آخرين‌ تحقيقات‌، قارلوق‌ها در دوران‌ قدرت‌ خود (نيمه‌ اول‌قرن‌ يازدهم‌) يعني‌ زماني‌ كه‌ بر مناطق‌ چو، تالاس‌ و يدي‌سو حاكم‌ بودند، در عين‌ حال‌نام‌ تركمن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ اسم‌ سياسي‌ براي‌ خود برگزيده‌ بوده‌اند(18).

علاوه‌ بر اين‌ قارلوق‌ها كه‌ در اواسط قرن‌ نهم‌ با آمدن‌ به‌ بالاساغون‌ با گرفتن‌عنوان‌ غاراخان‌ در آنجا توسط يبغوي‌ غارلوق‌، دولت‌ ترك‌ معروف‌ به‌ ايليك‌ خانلار ويا خاقانيه‌ را تشكيل‌ داده‌اند(19). و با لهجه‌اي‌ متفاوت‌ از لهجه‌ اوغوزها صحبت‌مي‌كرده‌اند(20).

همانطور كه‌ كاشغرلي‌ نيز به‌ آن‌ اشاره‌ كرده‌ است‌.

علاوه‌ بر آن‌ ثبت‌ اصطلاح‌ «تركمن‌» در منابع‌ چيني‌ از طرف‌  F.Hirtمعلوم‌ شده‌است‌. قابل‌ توجه‌ است‌ كه‌ دايره‌المعاًرف‌ چيني‌  T'ung - t'ienكه‌ كلمه‌ را به‌ شكل‌ - - möng ضبط كرده‌ است‌، مربوط به‌ دوره‌اي‌ است‌ كه‌ به‌ قارلوق‌ها در عين‌ حال‌«تركمن‌» نيز اطلاق‌ مي‌شده‌ است‌(21).

بنابر اين‌ در حال‌ حاضر مي‌شود گفت‌ كه‌ حداقل‌ در طول‌ قرن‌ نهم‌ كلمه‌ تركمن‌در حكم‌ يك‌ اصطلاح‌ سياسي‌ موجود بوده‌ است‌ و از طرف‌ غارلوق‌ها مورد استفاده‌قرار مي‌گرفته‌ است‌. ولي‌ به‌ احتمال‌ خيلي‌ زياد مي‌توان‌ قبول‌ كرد كه‌ در آن‌ تاريخ‌اوغوزها، نام‌ تركمن‌ را حمل‌ نمي‌كرده‌اند.

چرا اصطلاح‌ «تركمن‌» مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌؟

به‌ عقيده‌ ما اين‌ اصطلاح‌ با اصطلاح‌ گؤك‌ ترك‌ kök Türk مناسبتي‌ نزديك‌ دارد.

اصطلاح‌ kök Türk به‌ امپراطوري‌ بزرگ‌ ترك‌ كه‌ از طرف‌ كنفدراسيون‌ قبايل‌مختلف‌ ترك‌ كه‌ قارلوق‌ها نيز داخل‌ آن‌ بودند، اطلاق‌ مي‌شده‌ است‌.

آنطور كه‌ مي‌دانيم‌ در بين‌ طوايف‌ و قبايل‌ ترك‌، گروهي‌ تحت‌ نام‌ kök Türkموجود نيست‌. كلمه‌ kök Türk كه‌ در كتيبه‌هاي‌ اورخون‌ ديده‌ شده‌ است‌، يك‌ تسميه‌سياسي‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌  V.Thomsonاينطور مي‌نويسد: «اين‌ واژه‌ در مرزهايي‌وسيع‌ عمري‌ كوتاه‌ داشته‌ است‌، اما در دوره‌ درخشاني‌ كه‌ امپراطري‌ ترك‌ اتحادكاملي‌ تشكيل‌ داده‌ بودند، جهت‌ ناميدن‌ اقوام‌ و قبايل‌ مختلف‌ چهار جهت‌ جهان‌تحت‌ كلمه‌ واحدي‌، بكار رفته‌ است‌(22).

واژه‌ kök Türk در تركي‌ دو معنا دارد.

يكي‌ از معاًني‌ آن‌ «ريشه‌دار»، «اصيل‌»، «نجيب‌» و ديگري‌ «گؤگ‌» يا آسمان‌است‌.

اين‌ واژه‌ در هر دو معني‌ خود مفاهيم‌ اصيل‌، عاًلي‌، بزرگ‌، جهانشمول‌ رامي‌رساند و اين‌ مفاهيم‌ با وضعيت‌ سياسي‌ مورد اشاره‌ Thomson مطابقت‌ دارد.

آنطور كه‌ ديديم‌، واژه‌ تركمن‌ نيز، در اين‌ معاًني‌ بكار مي‌رود.

همانطور كه‌ واژه‌ kök Türk اسم‌ قبيله‌ خاصي‌ نبوده‌ و اصطلاحي‌ سياسي‌مي‌باشد، اصطلاح‌ «تركمن‌» نيز در همين‌ معني‌ بوده‌ و اصطلاح‌ سياسي‌ است‌ كه‌قارلوق‌ها در دوره‌ اقتدارشان‌ بكار برده‌اند.

واقعه‌ تاريخي‌ كه‌ واژه‌ kök Türk افاده‌ مي‌كرد در قرن‌ دهم‌ ديگر موجود نبود وبه‌ زمان‌ گذشته‌ تعلق‌ داشت‌. حاكميت‌ جهانشمول‌ به‌ پايان‌ رسيده‌ بود و به‌ علت‌فروپاشي‌ اتحاد ترك‌، قارلوق‌ها كه‌ از يك‌ طرف‌ با اويغورها و از طرف‌ ديگر هماننداوغوزها با ديگر تركان‌ در وضعيتي‌ خصمانه‌ بوده‌اند، به‌ جاي‌ اصطلاح‌  kök Türkكه‌ديگر كاربردي‌ نداشت‌، اصطلاح‌ «تركمن‌» را كه‌ تقريباً مفهوم‌ مشابهي‌ را مي‌رسانداقامه‌ كرده‌اند.

در عين‌ حال‌ در منابع‌ شرق‌ ميانه‌ مي‌بينيم‌ كه‌ مراد از «تركمن‌» بيشتر «اوغوزها»هستند.

در منابع‌مان‌، سلجوقيان‌ كه‌ به‌ طايفه‌ kinik اوغوزها منسوب‌ هستند، «تركمن‌»معرفي‌ شده‌اند.

منابع‌ فارسي‌ كه‌ اولين‌ بار از سلجوقيان‌ بحث‌ مي‌كنند، تماماً اينطور هستند:

گرديزي‌ مي‌گويد:  القائم‌ بامرا « El- kaim bi- emrillah در سال‌ 423 خليفه‌شد. در زمان‌ او تركمن‌ها ظاهر شدند»(23).

در ديوان‌ ناصرخسرو، مصرع‌ «طغرل‌ تركمن‌ و چاغري‌» وجود دارد(24).

در تاريخ‌ مشهور ابوالفضل‌ بيهقي‌ در جنب‌ كلمه‌ سلجوق‌ تنها نام‌ مورد بحث‌نام‌ تركمن‌ است‌(25).

كاشغرلي‌ نيز اصطلاحات‌ «تركمنهاي‌ اوغوز» و «اوغوزهاي‌ تركمن‌» را به‌ تكراربكار برده‌ است‌(26).

از تمامي‌ اينها با استناد به‌ آنچه‌ از آغاز مقاله‌ درباره‌ معنا و ماهيت‌ كلمه‌ تركمن‌داده‌ايم‌، مي‌توانيم‌ اين‌ نتيجه‌ را استخراج‌ كنيم‌ كه‌ اصطلاح‌ تركمن‌ اولين‌ بار در نيمه‌دوم‌ قرن‌ دهم‌ از طرف‌ اوغوزها كه‌ در دشتهاي‌ غربي‌ خزر - اورال‌ تشكل‌ سياسي‌بزرگي‌ به‌ وجود آورده‌اند، شروع‌ به‌ استعمال‌ شده‌ است‌. اساساً اوغوزهابا اين‌ مفهوم‌بيگانه‌ نيستند.

كلمه‌ - - möng كه‌ در دايره‌المعاًرف‌ مذكور چيني‌ آمده‌ است‌، مرتبط بامحلي‌ در نزديكي‌ درياي‌ خزر است‌(27).

اما بعد از تشكيل‌ امپراطوري‌ بزرگ‌ سلجوقي‌ در ميان‌ سكنه‌ خاورميانه‌ و درميان‌ تعداد كثيري‌ از اقوام‌ غير ترك‌، خاندان‌ سلجوقي‌ كه‌ همراه‌ با تركمنها در عين‌حال‌ اين‌ اقوام‌ بيگانه‌ نيز متبوع‌ آن‌ بودند و آنها را نيز همانند تركمنها متعلق‌ به‌ خودمي‌پنداشتند، مخصوصاً در دوره‌اي‌ كه‌ به‌ اردو از هر جنس‌ قشون‌ مي‌پيوست‌ وفرماندهان‌ بيشتر از ميان‌ بردگان‌ استخدام‌ مي‌شدند، تركمنها كه‌ با خاندان‌ حاكم‌امپراطوري‌ نام‌ مشابهي‌ داشتند، بعضاً از سلاله‌ جدا مي‌شوند.

موارد فوق‌ را مي‌توان‌ دلايلي‌ در ايضاح‌ جملات‌ وزير نظام‌الملك‌ دانست‌ كه‌مي‌گويد: «هر چند تركمنها مشكلات‌ فراواني‌ براي‌ دولت‌ ايجاد كردند، در اين‌ دولت‌حقي‌ داشتند، در تشكيل‌ دولت‌ خدمات‌ زيادي‌ را انجام‌ دادند و متحمل‌ زحمات‌ زيادي‌شدند. تركمنها با خاندان‌ حكومتي‌ نسبت‌ خويشاوندي‌ دارند(28).

ــــــــــــــــــــــــ

زيرنويس‌ها:

1. Vambery, a.e., 24.

2. M. Th. Houtsma: WZKM II (1888), 228.

3. Gy. Nemeth, a.e., 70.

4. Hudud Al - Älam,  311.

5. O. Pritsak,  Der untergang des Reiches des ogusischen yabgu: F. köprülüArmagani, 1953, 397

6. Ilk mutasavviflar, 1919, 152, daha bk: A.müll.: belleten, 27.Sayl, 261,I.n.

7. oguzlar Türklerin büyü boylarindndir, Ve 12 kabiledir; bir kismi sehirlerde,bir kisml Sahra(atda oturulardi... Islam ülkelerine komsu olduklari zamanbazilari Müslüman olduki, bunlara Türkmen derler".

- Tabäyiüسl- hayavän, Minorsky nesكri, 1942, metin, 18, ingillizce trc.,29.

8.Q.G.A. III. 274, bk, Minorsky, Tabäyiüسl- hayavän 94; O.PRITSAK,untergang..404.

9. A.T.BATTAL: TMXI(1954), 77-78.

10. Vambery, a.e., 24.

11. Merveziش, metin,18.

12.Minorsky, Tabäyiü,l- hayavän, 95.

13.AKDES N,KURAT, peenek tarihi, 1937,303-3.

14.Battal, göst, yer.

15.Divanül, T.,I,31.

16.A.T. Taymas: Tmxi, 78.

17.R.N. Frye- A.Sayili, Selµuklulardan evvela- كarkta Türkler: Belleten, 37.Sayl, 1331-67.

18.Pritsak: Islam Ansiklopedisi, karahalilar mad.: A.müll., Die karachan iden:Der Islam XXXI (1953), 22. Käكgariسye göre" karluklar ogژuzlardan ayri, fakatonlar ribi türkmen dirler" Divanül,T.,I, 473.

19.Pritsak, vonden karluk zuden karachaniden: ZDMG 101 (1951), 2703-00;Islam ansiklopedisi,karahanlilar mad.

20.Gin kaynagژi Tangu,dada bu husus kayithidir. E.Chavannes,Documents... 1903, 21 bk.

21.Barthold; EI, Turkmens mad.: Frye- Sayili, goژsi,yer.

22.V.Thomsen, Turcica, 1916, 20.

23.Gerdizi, S.nefisi neكri, 1333 ك., 65.

24.Nasir-i Husrer, Divän, Nasrullah Taki neكri, 1307 ك. 468.

25.Tarih-i Beyhaki, indeks.

26.El, Turkmens bk.

27.S. EI, Turkmens bk.

 

بازگشت به فهرست مطالب اين شماره

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين اس