فصلنامه ي فرهنگي ، ادبي و اجتماعي تركمنهاي ايران

 

در باره ي فصلنامه


صفحه ي اصلي

در باره ي فصلنامه

در باره ي هيأت تحريريه

 

آرشيو


جديدترين شماره

شماره هاي پيشين

 

ارتباطات


دفتر يادداشت

 تماس با ما

وبسايت ها

 

 

روزي يك ضرب المثل



 
 

 

آشنايی با آتامراد آتابايف/ شاعر ترکمنستانی


فصلنامه ياپراق / سال سوم / شماره ی 10 / تابستان 1379

آشنايی با آتامراد آتابايف

شاعر و معاون‌ انجمن‌ شاعران‌ ونويسندگان‌ تركمنستان‌

‌ص 21

 

موسي‌ جرجاني‌

 

آتابايف‌ در شانزدهم‌ نوامبر سال‌ 1948 ميلادي‌ در روستاي‌ برنجي‌ گوگجه‌ در استان‌ ماري‌ متولد شد و درهمان‌ روستا مدرك‌ ديپلم‌ متوسطه‌ خود را گرفت‌. او سپس‌در عشق‌آباد وارد دانشگاه‌ بزرگ‌ مختومقلي‌ مي‌شود و درسال‌ 1972 تحصيلات‌ دانشگاهي‌ خود را در رشته‌ زبان‌ وادبيات‌ تركمن‌ به‌ پايان‌ مي‌رساند. او از زمان‌ دانشجويي‌ بانشريه‌ «تركمنستان‌» همكاري‌ مي‌كند و كار مطبوعاًتي‌ رانيز از آن‌ زمان‌ آغاز مي‌كند. شاعر در سال‌ 1983 به‌ عنوان‌مشاور، به‌ انجمن‌ شاعران‌ و نويسندگان‌ تركمنستان‌مي‌پيوندد. در سال‌ 1986 مسئوليت‌ بخش‌ اشعاًر ماهنامه‌«جوانان‌» و در سال‌ 1987 به‌ عنوان‌ معاًون‌ دوم‌ انجمن‌شاعران‌ و نويسندگان‌ و سپس‌ در سال‌ 1991 به‌ عنوان‌معاًون‌ اول‌ آن‌ فعاًليت‌ مي‌كند. كتابهاي‌ شعر او كه‌ به‌ زبان‌تركمني‌ در تركمنستان‌ چاپ‌ شده‌ است‌، عبارتند از: ديارم‌،كاش‌ ترا دوست‌ نداشته‌ بودم‌، باخشي‌ بلبل‌، در اعماق‌، ازعشق‌ به‌ عشق‌، در استمرار، ترازوي‌ زبان‌دار.

كتابهايي‌ كه‌ از او در مسكو و به‌ زبان‌ روسي‌ چاپ‌شده‌ است‌، عبارتند از: طلوع‌ آفتاب‌، در عمق‌ آسمان‌، شانه‌قدي‌ قد مي‌خواهد، همه‌اش‌ يك‌ عمر، ساعت‌ شني‌.

او علاوه‌ بر اين‌ هفت‌ كتاب‌ روسي‌اش‌، اشعاًر شاعران‌سرشناس‌ روسي‌، فلسطيني‌ و چند شعر از ديوان‌ مولاناجلال‌ الدين‌ رومي‌ را به‌ تركمني‌ ترجمه‌ كرده‌ است‌.كتابهاي‌ شعر آتامراد آتابايف‌ به‌ زبان‌هاي‌ روسي‌،انگليسي‌، قزاقي‌، بلغاري‌، آذربايجاني‌، بيلوروسي‌،اوكرائيني‌ ترجمه‌ شده‌اند. آتامراد آتابايف‌ بعد از استقلال‌تركمنستان‌ چندين‌ بار در هيأت‌هاي‌ فرهنگي‌ به‌ ايران‌ سفركرده‌ و خاطرات‌ خوبي‌ از آن‌ سفرها دارد. او از آثارتاريخي‌ ايران‌ مخصوصاً اصفهان‌ ديدن‌ كرده‌ است‌. تأثيراين‌ سفر به‌ اندازه‌اي‌ بوده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بازگشت‌ به‌ ديار خود 14 شعر در وصف‌ اصفهان‌ مي‌سرايد و آن‌ را درروزنامه‌ ادبيات‌ و هنر به‌ چاپ‌ مي‌رساند.

در اينجا ترجمه‌ يكي‌ از آن‌ اشعاًر او را ترجمه‌مي‌كنيم‌:

 

با نگاه‌ حيرت‌ زده‌ به‌ بناهاي‌ قديمي‌

گشت‌ زدم‌ در آثار اصفهان‌

چهار اثر بجا مانده‌ از شاه‌ عباس‌

نشسته‌ در ميان‌  شهرت‌ و شأن‌

حوض‌ها، مناره‌ها و ميدان‌ها

بنا شده‌ با دستان‌ مردان‌ هنرمند

فكر و هوش‌ در كارش‌ حيران‌

در اولين‌ بناهاي‌ ايجاد شده‌ در ميان‌ فهم‌

عقل‌ و هوش‌ از هيبت‌ آن‌ عاًجز

چهارصد سال‌ تاريخ‌ در برابرمان‌ نمايان‌

مي‌شكند سكوت‌ را زمزمه‌ها

مي‌رساند صدا را از آن‌ مكان‌، به‌ گوش‌ 50 هزار آدم‌ مشتاق‌

صداي‌ اذان‌ بجا مانده‌ در مسجدها

بگوش‌ مي‌رسد با صداي‌ مؤذن‌ از محراب‌

سكه‌هاي‌ بجا مانده‌ از شاهان‌

خفته‌ در جام‌ سنگي‌ بزرگ‌

در حيرت‌ شدم‌ از ديدن‌ چنار هزار ساله‌

در حيرت‌ از ديدن‌ جلوه‌ زيبايي‌ خداوند

مناره‌ چه‌ خوب‌ مي‌جنبد از بالا

اوستا به‌ راحت‌ خفته‌ در درون‌ آن‌

گر گذرت‌ به‌ چهل‌ ستون‌ افتد

زيبائيش‌ مايه‌ چشم‌ را مي‌ستاند

مي‌جنگد نادر شاه‌ در ديواره‌هاي‌ آن‌

در ميان‌ تير و كمان‌ كه‌ نشانه‌ رفته‌ از چهار سو

كنون‌ حركت‌ ماه‌ در آسمان‌

نور نقره‌اي‌اش‌ را بر زمين‌ ارزاني‌ داشته‌

نمايان‌ شد چهره‌ زيبايي‌ اثر اصفهان‌

در ميان‌ آن‌ قرص‌ ماه‌ آسمان‌

چه‌ زيباست‌ اصفهان‌

چه‌ بي‌همتاست‌ اصفهان‌

 

بازگشت به فهرست مطالب اين شماره

 

فصلنامه ي ياپراق يك نشريه ي غيردولتي است و به هيچ گروه ، تشكيلات ، سازمان ، حزب و انجمني وابسته نيست

و افتخارش اين است كه به شكل مستقل ، در حيطه ي فرهنگ ، هنر و ادبيات تركمنها فعاليت مي نمايد.

 

© Ýaprak