|
•
مقاله •
فصلنامه ياپراق / سال
اول /
شماره ي 1 / بهار 1377
صفحه ي :
81-80
مختصري
دربارهي شعر تركمني
عبدالقهار صوفيراد
با
توجه به شعرهاي رسيده، بهتر است بعضي از
موارد و قواعدي كه دانستن آن براي هر صاحب
ذوقي لازم به نظر ميرسد، توضيح داده شود.
چرا كه برخي از اشعار رسيده، از نظر وزن و
قافيه (سواي از عدم برخورداري از آرايهها و
صنايع ادبي)، داراي ضعف و اشكال بودند. لذا
در اين مورد توضيحات مختصري ارائه ميگردد:
1ـ
وزن: وزن در شعر تركمني هجايي است. براي به
دست آوردن وزن يك شعر، هجاهاي اولين مصراع
شعر را ميشماريم. سپس اوزان مصراعهاي بعدي
را با آن ميسنجيم. البته اشعاري كه با
اوزان عروضي سروده شدهاند نيز در شعر شاعران
تركمن ديده ميشوند. براي تقطيع اين شعرها
بايستي با بحور مختلف شعر آشنا بود كه پرداختن
بدان مجالي ديگر ميخواهد.
وزن هجايي انواع متعدد دارد (از نظر تعداد
هجاهاي مصراع). در شعر تركمني سه وزن پايه و
اصلي وجود دارد كه عبارتند از اوزان هفت
هجايي، هشت هجايي و يازده هجايي. همچنين از
مجموع اين اوزان، دو وزن چهارده هجايي(هفت
و هفت) و پانزده هجايي(هفت و هشت) ساخته
ميشوند. اما سه وزن هفت، هشت و يازده هجايي
در شعر شاعران تركمن نمود بيشتري دارد.
اكنون براي هر كدام از اين سه وزن
نمونههايي از اشعار شعراي كلاسيك تركمن
آورده ميشود:
الف- هفت هجايي:
من / ديي / ديم / كي / جان / ت /
لاش
من دييديم كي جان تلاش
ديدام دوكر قانلي ياش
باقمادينگ-لا باغري داش
حال
پريشانيما
(ملانفس)
ب- هشت هجايي:
ياغ / شي / بي / لن / بول/ سانگ / او
/ با
ياغشي بيلن بولسانگ اوبا
ايشينگ ذوقي صفا بولار
ييگيتليكده قيلسانگ توبا
دردينگه كوپ دوا بولار
(مختومقلي)
ج- يازده هجايي:
بي / رو / ني / شا / د / در / ب / رر /
كوپ / ر / واج
بيروني شاد ادر برر كوپ رواج
ناچهلرني قويار بير پولا محتاج
كيملر چاره تاپماز اوتر ناعلاج
هر كيمه يوز الم قويار بو دنيا
(مختومقلي)
ملاحظه ميگردد كه وزن تمامي مصراعها، در هر
يك از انواع وزن هجايي، از نظر تعداد هجاها با
هم مطابقت دارند. يعني تعداد هجاهاي تمامي
مصراعهاي يك شعر، با هم برابر است.
2ـ
رديف: به كلماتي كه بعد از قافيه در تمام
ابيات شعر عيناً تكرار ميشود «رديف» گفته
ميشود:
خوب آچيلميش گللرينگ، گللردن
اوزگه بولسون
سوزلي شيرين ديللرينگ، ديللردن
اوزگه بولسون
قوچام نازيك بيللرينگ، بيللردن
اوزگه بولسون
بيزينگ توتان ايشيميز، ايللردن
اوزگه بولسون
(كمينه)
كه در مصراعهاي فوق، تركيب «اوزگه
بولسون» رديف ميباشد و در هر مصراع پس
از كلمات قافيه (گللردن / ديللردن / بيللردن
/ ايللردن) تكرار شده است.
3ـ
قافيه: به كلمات متفاوتي كه از نظر آهنگ
يكسان و آخرين حرف (يا آخرين واك اصلي) آنها
مشابه و در پايان سطرهاي شعر، پيش از «رديف»
آورده شود، «قافيه» گفته ميشود. براي شناخت
بيشتر قافيه بايد با موارد زير آشنا شد:
الف: حرف روي يا حرف قافيه: آخرين واك
اصلي كلمهي قافيه، «حرف روي» نام دارد.
واك، كوچكترين واحد آوايي زبان است و بدين
ترتيب هر صامت و يا هر مصوتي يك واك به
حساب ميآيد. مانند «ل» در كلمههاي «گل»،
«ديل»، «بيل»، «ايل». «ل» در اين كلمات واك
اصلي كلمه است و در تمامي كلمات قافيه،
تكرار ميشود.
ب: قافيه و هجاي قافيه: كلماتي مانند
«جوشوپ» و «قوشوپ» و «اودغاشيپ» هم قافيهاند.
در دو كلمهي اول، هجاي قافيه، «جوش» و
«قوش» است. اما در كلمهي سوم «اودغاش»
قسمت اصلي كلمهي قافيه است و «غاش» هجاي
قافيه ميباشد. زيرا حرف روي يا واك اصلي
كلمهي قافيه در اين قسمت كلمه قرار گرفته
است (حرف «ش») و پسوند «يپ» كه بعد از حرف
روي آمده، در تمامي قافيهها عيناً تكرار
ميشود و زائد بر هجاي قافيه است و آن قسمت
را هنگام مشخص كردن هجاي قافيه حذف
ميكنيم. اكنون آخرين صداي هجاي قافيه، حرف
«ش»، حرف روي خواهد بود.
و همين طور است قافيههاي ابياتي كه به
عنوان مثال براي توضيح مبحث «رديف» بيان
داشتيم. يعني در كلمههاي «گللردن»،
«ديللردن»، «بيللردن» و «ايللردن»، «گل،
ديل، بيل و ايل» هجاي قافيه ميباشند و واك
اصلي كلمه يعني «ل» حرف روي است. پسوند
«لردن» كه در تمامي كلمات عيناً تكرار شده،
زائد بر هجاي قافيه است.
در كلماتي مانند «كپلهمك»، «اپلهمك» و
«چوپلهمك» كه هم قافيهاند، كلمهي قافيه و
هجاي قافيه «كپ»، «اپ» و «چوپ» ميباشد و
پسوند «لهمك» زائد بر هجاي قافيه است و حرف
«پ» روي است (آخرين واك اصلي كلمهي
قافيه). اما شاعر ميتواند حرف «ك» را روي و
هجاي قافيه را «مك» بگيرد و با كلماتي چون
«يك مه يك» و «كتك» و ... هم قافيه بياورد.
و نيز كلمههاي «پيمان» و «حيران» هم
قافيهاند. در اين كلمات هجاي قافيه، «مان» و
«ران» ميباشد، زيرا حرف روي يا حرف قافيه
«ن» در اين قسمت كلمه قرار گرفته است و
هجاي قبل از آنها در ايجاد آهنگ و آواي
يكسان، يعني قافيه نقش ندارند.
در شعر فارسي، مصوت هجاي قافيه بايد عيناً
مثل هم باشد. مثل «زار»، «خار»، «نار»، «بار» و
«دار». اما در شعر تركمني به علت كثرت
مصوتهاي اين زبان، مصوت هجاي قافيه
ميتواند تغيير كند. مانند «زار»، «زور».
براي مثال نمونهاي از ديوان مختومقلي
آورده ميشود:
تازه عمرينگ سولار آجال باديندان
آخر نقصان گلر دنيا سوديندان
بويني آزاد بولار تاموغ اوديندان
حقي ياد ايلهسه ديلي بندانينگ
در سه مصراع اول
اين بند، «باد»، «سود» و «اود» به ترتيب هجاي
قافيه هستند و مصوت در آنها تغيير كرده است.
البته در قافيههايي كه هجاي قافيهي آنها
مانند كلمات «صحرا»، «كالا»، «رسوا» و «ترسا» به
ترتيب «را»، «لا»، «وا» و «سا» هستند، مصوت
هجاي قافيهها، حرفروي قافيه نيز ميباشند.
بنابر اين تغيير مصوت جايز نيست.
در
پايان، اميدواريم دوستان عزيزي كه شعرهاي
خود را برايمان ارسال داشتهاند با مطالعهي
موارد ياد شده، پي به اشكالات اشعار خود ببرند
و در اصلاح آنها بكوشند.

|