|
•
مدينهي فاضله از ديدگاه دولت محمد آزادي •
فصلنامه ياپراق / سال
اول /
شماره ي 1 / بهار 1377
صفحه ي :
50-46
ملاعاشور قاضي
دولت محمد آزادي ( (1700-1760 از عرفا و علماي
مشهور عصر خود بود.
آزادي، پدر عارف و شاعر تركمن مختومقلي بوده
و در رشد و پرورش او نقش بسزايي داشته است.
يكي از آثار منظومي كه از دولت محمد آزادي
به يادگار مانده، كتاب «وعظ آزاد» است. اين
اثر جاودانه و بينظير از يك مدخل يا
مقدمه(گيريش) و چهار باب تشكيل شده است.
شاعر در اولين سطور مدخل اين كتاب، بعد از حمد
و ثناي پروردگار، به بيان خلقت جهان هستي از
عدم و نيستي و نظام آفرينش و خلقت انسان از
ذكر و انثي و بخشيدن قوهي نطق و سخنگويي
به انسانها تشكيل ميدهد:
حمدي ، شكري ، او حقه
تربيت قيلدي بير اوويچ توپراغه
خوش عجايب گوركلي صورت اتدي گور
بردي جان و آتلارين اوگرتدي گور...
در ادامه، ميخوانيم كه خداوند جهان را آفريد
تا انسان از طريق آن به علت اصلي و خالق
آن كه ذات پاك الهي باشد، پي ببرد و شكر
نعمات او و بندگي او را كه عامل قرب به خدا
ميباشد، به جاي آورد.
اشكار اتدي «مني بيلسين» دييدي
امر ادن «قوللوقلاريم قيلسون» دييدي
بيزدن اوتري بولدي پيدا كلي شي
بيزني حق اوزيندن اوچين قيلدي حي...
دولت محمد آزادي در ادامه، به صفات ثبوتي
خداوند ميپردازد كه از مباحث مهم خداشناسي
ميباشد.
اولين صفت ثبوتي كه شاعر شهير ميكند صفت
رزاقيت خداوند است كه از زمرهي صفات فعل
ميباشد:
هر بيرينه قسمت اتگن قاسم اول
نه بريرسه، بندسيگه حاكم اول
قسمت اتميش هر كيمه روزي ازل
آرتيق آلماز ايلايرسه يوز عمل...
شاعر در ادامه، ميآورد كه قناعت از صفات
بنده لايق است. حضرت رسول(ص) بنده خاص و
برگزيده حق تعالي ميباشد، و بايد به ايشان
صلوات بفرستيم:
بندگه لايق بودور قانع اولا
نفس ايتين قوپيرمايه مانع اولا
خاص قوليدير حق رسول آللاهينا
حق بيليب ايبر صلوات خانينا...
دولت محمد آزادي پس از آن، ميگويد كه
محبان حضرت رسول(ص) را دوست خود و دشمنانش
را دشمن شماريم كه در روز محشر شفاعت كننده
ميباشد. پس كلمه شهادت را با زبان، به دقت
و با حضور قلب ذكر بگوي:
دوستلارينا دور دوست، دشمانينا دشمان
اول تورار محشر گوني شفقت بولان
بس شهادت ذكرين آيتغاي تيل بيله
هم داخي قلبي بيلن باور قيلا...
باب اول كتاب «وعظ آزاد»، طرح نظري مدينه
فاضله (جامعه ايدهآل و آرماني) را در
برميگيرد.
علت پرداختن «دولتمحمد آزادي» به مدينهي
فاضله در باب اول از اثر منظومش، ظلم و ستم
شاهان افشار، بينظمي و هرج و مرج و پراكندگي
طوايف جامعه عصر خود بوده است.
«خصوصيات حاكم» و
«عدالت» نكته مركزي مدينه فاضله «آزادي» را
تشكيل ميدهد كه نمايانگر روح اجتماعي، سياسي
و اخلاقي اسلام ميباشد.
بايد اشاره شود كه «دولت محمد آزادي» بعضي
از مسائل و ويژگيهاي اخلاقي را با استفاده از
برخي حكايات مطرح ميكند. براي او نيز همانند
مولوي قالب «حكايت» نوعي ابزار است و از هر
«حكايت» مفاهيمي استنتاج ميكند كه بسيار
عميقتر از خود مفهوم حكايت ميباشد.
مساله «عدالت» و «خصوصيات حاكم» در مكتب
اسلام جايگاه ويژهاي دارد و آيات و احاديث
متعدد به اين امور اختصاص يافته، كه خود
موضوع، مقالهها و يا كتابهاي متعددي در اين
زمينه ميباشد. عدم جدايي ديانت از سياست،
حمايت از مستضعفان و مسلمين و اينكه حكومت از
آن حاكمان حكيم و فيلسوف ميباشد، از
ويژگيهاي مدينهي فاضلهي دولت محمد آزادي
است.
وي دربارهي عدم
جدايي دين از سياست در همان باب از اثرش،
چنين ميآورد:
پادشاغه اهل شرع حكم ايلاگاي
اوزگه خلقا پادشالار سويلاگاي
پادشالار پادشاسي شرع ارر
اصل شرع دير پادشا بير فرع ارر
همچنين دربارهي حكومت حاكمان حكيم و
فيلسوف، بيتي با اين مضمون دارد:
حكمت اهلين رهبر ات بيز قوللاره
باي و فقير هم مسلمان ايللره
«ويژگيهاي حاكم»
و «عدالت» موضوع فلسفهي سياسي بسياري از
فلاسفه و حكما (چه اسلامي و چه غير اسلامي)
در ادوار مختلف را تشكيل ميدهد. يكي از اين
فلاسفه و اولين فيلسوفي كه به تفصيل به
مدينه فاضله پرداخته و در فلسفه سياسياش از
ويژگيهاي حاكم و عدالت بحث كرده، فيلسوف
نامدار يوناني «افلاطون» ميباشد.
نكته قابل توجه اينست كه اوضاع و احوال
يونانزمان افلاطون، مشابهت زيادي با اوضاع
و احوال زمان «آزادي» دارد. نارضايتي از اين
اوضاع و احوال براي آنها انگيزهاي براي طرح
«مدينه فاضله» (جامعه يا دولت فرضي و
آرماني) ايجاد كرد كه عاري از نقايص
جوامعزمان خود باشد. وجوه مشتركي نيز در
فلسفه سياسي «آزادي» و «افلاطون» در جواب به
اين سئوال كه چه كسي بايد حكومت كند، به
چشم ميخورد. هر دو به عدل و حكمت حاكم،
ارزش خاصي قايل هستند. به نظر «آزادي» و
«افلاطون» حاكم بايد «عادل» و اهل «حكمت و
فلسفه» (يعني فيلسوف) باشد.
بحث از عدالت، قسمت اول مدينه فاضله
افلاطون (قسمت اول كتاب جمهوري) را تشكيل
ميدهد. به نظر او نظامها بر پايهي عدالت
استوارند و دولتمحمد آزادي و نيز بر اين
انديشه است. دولتمحمد آزادي دربارهي
پايداري نظام متكي به عدل چنين بيتي دارد:
هم داخي نصرت تورور پروردگار
دولتي باقي توتار آندا قرار
در مدينهي فاضلهي دولتمحمد آزادي همچنين
به نوع ديگري از حكومت اشاره ميشود كه بر
خلافمدينهي فاضله، بر پايهي ظلم و جهالت و
بندگي نفس بنا شده است. طبيعي است كه چنين
حكومتي ناپايدار و بيدوام است:
قاضي هم عادل گرهك ايكينجيسي
پادشانينگ ظلميدير كوكين قازان
شرع ايله بولغاي خلايق يولچيسي
جوريدير هم ملكي اسبابين بوزان
يا:
پادشالر قاضيلر جاهل بولسه
حكم ادرده نفسينه مايل بولسه
يوزونه قره چاليب محشر گوني
كور ادرلر آلارينگ گوزلريني
«افلاطون» در
قسمتهاي دوم و سوم كتابش از اركان دولت و
ويژگيهاي طبقه حاكم بحث ميكند. «افلاطون»
از حكومت صاحبان زر و زور مينالد و به حكومت
و فضيلت و رعايت عدالت اهميت خاصي قائل
است. در كتاب «وعظ آزاد» نيز به چنين مواردي
برميخوريم. ابيات زير، نمايانگر به ستوه
آمدن و نالش «دولتمحمد آزادي» از حكومت
صاحبان زر و زور ميباشد:
اوشبو جابر ظلميدان اي بير و بار
قوروديق بيز بارچالارغا خاكسار
ابياتي از «دولتمحمد آزادي» در صفات حكام
ظالم:
پادشالارنينگ ياماني اول بولار
ياغشيلار آندان همه قورقي قيلار
هم يامان آندان سياست گورماگاي
هم اديب ياغشي ياماني سورماغاي
به نظر افلاطون ويژگيهاي حكمت، فضيلت و
عدالت ميتواند فقط در «حاكم حكيم و فيلسوف»
جمع شود. ابياتي از «دولتمحمد آزادي»
دربارهي «حاكم حكيم و عادل و وارسته»:
حكم اياسي عاقل و دانا بولا
عدل و راييندان جهان احيا بولا
عمريني غفلت بيله اوتگيرماگاي
نفس ظالم كويي ايچره يورماگاي
«دولتمحمد آزادي»
همانند «افلاطون» به عدالت ارزشي خاص قائل
است، منتهي بر خلاف افلاطون، او عدالت را در
جهت رضاي خدا و عبادت بزرگي شمرده و به
حكماي عادل مقام و منزلت خاصي قائل شده
است:
حق اوچين حاكم عدالت ايلاگاي
بارچه مخلوقه شفاعت ايلاگاي
بير ساعت عدل ايله اولسه دادگر
يعني مظلوم حاليندان توتسه خبر
داخي يتميش ييل عبادت اتسه اول
حق يولينده طاعت اتسه اول
بلكه بير ساعت ثوابي عدل و داد
بولغاي يتميش ييل ثوابيندان زياد
«دولتمحمد آزادي»
در اين خصوص بر اين عقيده است كه حضرت
رسول اكرم(ص) مظهر عدالت است و ايشان
حاكمان را به عدالت دعوت كرده است. تنها
پيروي از راه اوست كه دولت و نصرت را به
دنبال دارد:
سرور عالم محمد مصطفي
دين اوچين جانينه بردي چوخ جفا
عادل ايدي سويدي عادلليقني اوزي
عدل ادينگ دييپ بار چوغه بولدي سوزي
حق تعاليدان عدالت رحمت اول
فتح باب و دولت و هم نصرت اول
مقام و منزلت حاكم عادل از نظرگاه
«دولتمحمد آزادي» بقدري بالاست كه از او به
عنوان سايهي پروردگار در روي زمين ياد كرده
است:
پادشاه كيم بولسه كه عدلي آنينگ
ير يوزينده سايهسيدير تانگرينينگ
حق تعالينينگ سوور بندهسي بيل
اول رسول امتلارينينگ خاصي بيل
از نظرگاه «دولتمحمد آزادي»، حكماي عادل،
روي زمين را با عدل خود ميآرايند:
حاكم اولغانلار جهانده عدل اولا
بزهگاي ير يوزيني عدل بيله
«دولتمحمد آزادي»
به علت بينظمي، اختلافات و پراكندگي طوايف
عصر خود و به علت فقدان دولتي متحد و مستقل،
به ضرورت و جايگاه حاكمي عادل در تشكيل
دولت و برقراري نظم و هدايت درست سرزمينش
اشاره ميكند:
ير يوزينينگ زينتيدير پادشاه
خلق و دولت نصرتيدير پادشاه
پادشاسي بولماسا هر اولكانينگ
بيلمز ايميش خير و احساني آنينگ
يا:
ظلم و جبر بولسه خلقنينگ پيشهسي
آخرتدان بولماغاي انديشهسي
بير-بيره جبر ايلاگان دك قورت-قوش
خلق ادرلر بير-بيري بيرله اوروش
حق و ناحق بيلمايان بارچه عوام
قصد ادر بير-بيرينه امر حرام
اتسه تنبيه مونلارا گر پادشاه
كه بولسه الينده آلار عذرخواه
«دولتمحمد آزادي»
سرزمين مسلمان و بدون حاكم را به گلهاي
بدون چوپان تشبيه كرده است:
مومن ايللر كيم آنينگ سلطاني يوق
ايله سانغين كيم قويون چوپاني يوق
ظالمي، درندهلر بيل اي كيشي
بولماسا چوپان نيچيك بولغاي ايشي
«دولتمحمد آزادي»
به غير از عدالت و حكمت، از فضايل و خصوصيات
تربيتي و اخلاقي ديگري نام ميبرد، كه حاكم
و بندگان مومن بايد متصف به آن باشند كه
عبارتند از: توبه، انس با خدا، اكرام و احترام
به علماء و دراويش، خوشرفتاري با والدين،
سفارش به صلهي رحم، كرم و بخشش، شور و
مصلحت، رحمت، محبت، بدست آوردن دل، فروتني،
نيت و انديشهي خير، لطف و رحمت به عاجز و
مسكين و فقير، تلاش در جهت رفاه مردم به
وسيلهي زراعت و آباداني، بندگي و نيكي كردن
به ديگران.
وي همچنين به پرهيز از تكبر، پرهيز از دل
شكستن، وارستگي از ظواهر دنياي فاني و گداختن
در عشق حق دعوت ميكند. در اينجا به برخي از
فضايل و خصوصياتي كه نمايانگر فرهنگ اسلامي
ميباشد، ميپردازيم:
تلاش در جهت رفاه مردم بوسيلهي تشويق به
زراعت و آباداني:
اكين اكمك خلقا امر اتگاي امير
|