|
•
گفتگو با استاد عبدالرحمن آخوند تنگلي (نويسنده و محقق) •
فصلنامه ياپراق / سال
اول /
شماره ي 1 / بهار 1377
صفحه ي : 6
گفتگو كننده : منصور آق
|
فصلنامهي «ياپراق» بر آن است تا در
هر شماره به شرح احوال و آثار عالمان
و انديشمندان و هنرمنداني كه در قيد
حياتند، بپردازد.
با توجه به اهميت موضوع، انتخاب
نخستين شخصيت براي مصاحبه، امر
سادهاي نبود. وجود افراد مختلفي كه در
امور فرهنگي، علمي و اجتماعيبه
عناوين شاخصي دست يافته بودند، گزينش
را بيش از پيش مشكل ميساخت. پس از
همفكريهاي بسيار
استاد حاج عبدالرحمن آخوند تنگلي طانا
را برگزيديم. شخصيت روحاني، علمي و
فرهنگي برجستهاي كه بدون ترديد در
بين همقطاران خود شاخص بوده و داراي
امتيازات فراوانياست. چهل سال تحصيل
و تدريس در حوزه علميه عرفاني،
پايهگذاري حوزه علميه عرفاني عرفان
آباد، تحقيقات و پژوهشهاي متعدد، تأليف
بيشاز 50 عنوان كتاب ديني و عرفاني،
شركت مستمر در مجامع و مراسم
دينيفرهنگي، تربيت دهها طلبه و... از
جمله خدمات ارزندهي ايشان بهايران
اسلامي است كه بيشك نام وي را
ماندگار خواهد ساخت.
براي زيارت ايشان و گفتگو با وي،
عازم روستاي عرفانآباد (قراقچي) واقع
در غرب گنبدكاووس شديم. مسجد بزرگ و
بسيار زيبا و ساختمانهايطويل كه
حجرههاي محل سكونت طلاب حوزه به
شمار ميروند، از دور به هر تازه واردي
خوشامد ميگويد.
سادگي محيط، حجرهها، دفتر كار استاد،
درسخانه و استفاده از كامپيوتر به
عنوان آخرين دستاورد صنعتي قرن بيستم
از امتيازات اين حوزهي علميهعرفاني
است.
با استاد گفتگو و نشستي داشتهايم كه
اميدواريم همين اندك، فايدتي در
شناخت اين عالم معاصر تركمن باشد: |
* ضمن تشكر از اينكه
درخواست نشريهي «ياپراق» را قبول كرديد و ما
را به حضورتان پذيرفتيد، به عنوان اولين
سوال ابتدا خواهش ميكنم خودتان را براي
خوانندگان عزيز معرفي كنيد؟
* من عبدالرحمن تنگلي طانا موسس و مدرس حوزه
علميه عرفاني عرفانآباد، متولد سال 1320 در
روستاي قيزلر از روستاهاي بخش نوارمرزي
داشليبرون هستم. محل سكونتم روستاي
عرفانآباد و تحصيلات حوزويام را در حوزه
علميه عرفاني قرهبولاغ نزد استاد «حاج
يارمحمد آخوند نظري» به پايان رسانيدهام. از
سال 1349 نيز حوزه علميه عرفانآباد را تأسيس
كرده و در آن مشغول تدريس هستم.
* در حال حاضر چند طلبه
در حوزه مشغول تحصيل هستند و تاكنون چند نفر
از طلاب شما به كسوت مقدس روحانيت
درآمدهاند؟
* هم اكنون صد و سي طلبه جوان در حوزه
تحصيل ميكنند و تعداد فارغالتحصيلان حوزه نيز
شصت و سه نفر هستند.
* انگيزهي اوليهي شما
در گرايش به تحقيق و تأليف چه بود؟
* در ايام جواني و طلبگي علاقه شديدي به
تحقيق و نوشتن در خود احساس كردم. بروز برخي
اختلاف نظرها، بين روحانيون وقت ـ از جمله در
زمينهي خفيه يا جهر بودن ذكر ـ مرا برآن
داشت تا با رجوع به قرآن و احاديث، حقيقت
موضوع را براي خود و ديگران آشكار سازم. برخي
علما با آوردن استدلالهايي ميگفتند، ذكر بايد
خفيه باشد و بعضي ديگر نيز بر جهري بودن آن
پافشاري ميكردند. پس از تحقيق و تفحص
دربارهي اين موضوع به اين نتيجه رسيدم كه
موضوع آن چنان مهم نيست كه اختلافاتي را
درپي داشته باشد.
پس از مدتي در خصوص مراسم مولودخواني
اختلاف نظرهايي پيش آمد، سپس بدعت وهابيت
مطرح شد و وهابيون تمسك به غير خدا يعني به
ائمه و اولياءا را خرافات و شرك قلمداد كرده،
سعي در تبليغ اين بدعت نمودند.
مسأله «اشاره»(1) در نماز مطرح شد و مسائلي
از اين قبيل باعث شد تا به تحقيق و بررسي
كتب و گردآوري ايدهها و نظرها و آيات و
احاديث بپردازم. در كتب موجود برخي مسائل از
روي تعصب بيان شده و در برخي ديگر نيز مسائل
بطور اجمال مطرح شده و چندان باز نشده است.
ميل دروني روشن شدن حقايق به دور از هرگونه
تعصب، انگيزهي اصلي كشيده شدن بنده به
طرف تحقيق و تأليف بوده است.
* در چه زمينههايي
تحقيق و نوشتههايي داريد؟
* ابتدا در خصوص عرفان و صوفيگري مطالبي
نوشتم. زيرا در منطقه، برخي بر اين باور بودند
كه بايد مريد راه و طريقت مشايخ و عارفان
گذشته بود. بعضي ديگر ميگفتند كه مرشد بايد
زنده و حاضر باشد. با توجه به اين موضوع در
خصوص شرايط لازم براي مرشد شدن تحقيقاتي
كردم.
در زمينهي مسائل فقهي مثل جهر و خفيه بودن
ذكر و مولودخواني، در خصوص ادبيات و در زمينه
صرف صيغهها، تجزيه و تركيب و اشعار ديني و در
زمينه احكام ديني به زبان تركمني نيز كتبي
را نوشتهام.
* به نظر شما چرا
روحانيون ديگر اهل تسنن منطقه به تحقيق و
تأليف نميپردازند؟
* برخي از علماء عليرغم اينكه بسيار متقي و
عابد هستند، افكار قديمي دارند; عقيده دارند كه
همهي مسائل، قبلا توسط علماي پيشين نوشته
شده و كتابهاي جامعي در دسترس است كه ما را
از هرگونه نوشتن كتاب جديد بينياز كرده است.
دست به قلم بردن من هم به اين دليل نيست
كه كتب قبلي كفايت نميكند، بلكه به اين
دليل است كه كتابهاي قبلي همه به زبان
عربي بوده و قابل استفاده براي عموم مردم
نيست و من سعي كردهام آنها را به زبان
تركمني جهت استفاده عموم مردم به چاپ
برسانم.
* آيا تاكنون در مراسم و
كنفرانسهاي ديني و فرهنگي داخلي يا خارجي
شركت داشتهايد؟
* در كنفرانس «مجمع التقريب مذاهب»، «كنفرانس
وحدت اسلامي» با ارائه مقالاتي در زمينهي
اصول حديث، همچنين در مراسم بزرگداشت عارف
شهير تركمن «مختومقلي فراغي» شركت داشتهام.
* در بارهي ارتباط
محققان و نويسندگان منطقه و ضرورت آن توضيح
دهيد؟
* وجود چنين ارتباطي بسيار لازم و ضروري است.
ولي متأسفانه من به علت ضيق وقت و تدريس و
اداره كردن حوزه و تحقيق و نگارش كتابهايم
تاكنون موفق به برقراري ارتباط مستمر با
اينگونه افراد نشدهام. دلم ميخواهد با ديگر
نويسندگان اهل تسنن از جمله عبدالرحمن
سربازي از علماي منطقهي «چابهار» مراوده
داشته باشم، ولي تاكنون فرصتي پيش نيامده
است.
* در بارهي برگزاري
مراسم بزرگداشت شخصيتهاي ديني، فرهنگي و
علمي منطقه چه نظري داريد؟
* تجليل و قدرداني از علماء و شخصيتهايي كه
به دين، فرهنگ و جامعه خدمت كردهاند و ما
هم اكنون از فكر، ايده و قلم آنها سود
ميبريم، انصافاً لازم و ضروري است.
* در حال حاضر مشغول
نگارش چه اثري هستيد؟
* در حال نوشتن كتابي در رد وهابيت هستم تحت
عنوان «ميزان الاعتدلال في بيان الحق و
الضلال» هستم و تاكنون حدود 600 صفحهي آن را
نگاشتهام و فكر ميكنم بالغ بر 2000 صفحه
شود. اين كتاب به زبان تركمني است و فكر
ميكنم تا يك سال ديگر تحقيقات و نگارش آن
به پايان برسد.
* انگيزه نگارش اين
كتاب چه بود؟
* تحقيقاً برخي از كشورهاي عربي در جمهوريهاي
تازه استقلال يافتهي آسياي ميانه تبليغات
وسيعي در خصوص وهابيت براه انداختهاند تا
اعتقادات مردم آن كشورها را سست كرده،
ايدههاي خود را القاء كنند. طلاب جمهوريهاي
ازبكستان، تركمنستان، تاجيكستان، چچن و ديگر
مليتهاي آسياي ميانه كه در مركز آموزشي
«جامعهالرسول» گرگان مشغول تحصيل هستند نقل
ميكنند كه سرمايهگذاريهاي كلاني براي ترويج
وهابيت در آن كشورها صورت گرفته است و مردم
را از زيارتگاهها، اولياء، خرجي دادن (صدقه)
براي مردگان خود و... برحذر داشتهاند. آنها
شيوهاي را كه از علماي حنفي مذهب بخاراي
شريف به ما رسيده، به عنوان خرافات محكوم
ميكنند و ميگويند كه مذهب و طريقت لازم
نيست و فقط وجود آيات و احاديث كفايت ميكند.
حتي تسبيحات پس از نماز پنجگانه را بدعت
دانسته و سعي در طرد آنها توسط مردم دارند.
آنها حتي براي ترغيب مردم جهت شركت در
جلسات تبليغي به هر نفر 10 تا 20 دلار پول
دادهاند و نامههايي از مردم اين كشورها به
دست من رسيده و استفتاء كردهاند كه گرفتن
پولهايي كه وهابيون براي شركت در جلسات خود
ميپردازند، صحيح است يا خير؟
جمهوريهاي آسياي ميانه، سرزمينهاي فتح شده
جديدي را ميمانند كه هر گروهي سعي ميكند
سريعتر و گستردهتر در بين آنها تبليغ كند و
بدون شك، بسياري از مردم به سوي آنها گرايش
پيدا خواهند كرد، زيرا علماي بزرگ آنها، همگي
از دنيا رفتهاند و مردم فعلي نيز هفتاد سال
تحت ستم شرك و كفر بودهاند و از نظر ديني
خام هستند و با توجه به اين مهم، وهابيون
سرمايهگذاري كلاني در آن جمهوريها نمودهاند.
طلابي كه از آن كشورها در «جامعهالرسول»
گرگان مشغول تحصيل هستند نيز پي در پي اين
مسائل را مطرح ميكنند. هدف من از نگارش اين
كتاب كه بسيار وقتگير هم هست، روشن شدن
اذهان مردم و طلاب به ويژه در كشورهاي
آسياي ميانه در مورد پيدايش، تاريخچه و
اعتقادات انحرافي وهابيت است.
* آخرين كتابي كه
خواندهايد كدام است؟
* كتابهاي «بنعلوي» از علماي حرمين شريفين و
«محمدعلي صابوني» محقق و نويسنده معاصر
عربستاني، «ذهيلي» عالم و محقق سوري آخرين
كتبي هستند كه مطالعه كردهام.
* چند ساعت در روز به امر تحقيق و مطالعه
ميپردازيد؟
* هر روز از نماز صبح تا ساعت
ده و نيم تدريس
ميكنم و بقيه اوقات را به غير از وقت نماز و
غذا تا دير وقت به مطالعه و نگارش مشغولم و
اين مدت بالغ بر هشت ساعت در روز ميشود.
* با توجه به نشر اشعاري به زبان عربي و
تركمني آيا قصد نداريد ديوان اشعارتان را چاپ
كنيد؟
* به شعر بسيار علاقه دارم و دلم ميخواهد
اشعارم را جمعآوري كنم، ولي فعلا وقت اين
كار را ندارم. در حوزههاي علميه منطقهي
تركمن صحرا مبحث علم عروض تدريس نميشود و
من آموزش كلاسيك نديدهام، ولي با تهيه و
مطالعهي كتب بسياري در اين زمينه، اطلاعات
نسبي پيدا كرده و حتي در حوزه نيز آن را
تدريس كردهام. قانون عروض در ادبيات عرب 19
بحر دارد. ايرانيان نيز 11 بحر بدان افزودهاند.
در حال حاضر بحور شعر بالغ بر 30 بحر است كه
هر يك از آنها لذت و حسن خاصي دارند.
* آيا اشعار تركمني نيز بر پايهي عروض سروده
شده يا نه؟ تحقيقي در اين خصوص داريد؟
* اشعار «صوفي الله يار» عارف بزرگ ازبك در
بحر هزج (مفاعيلن مفاعيلن فعولن) سروده شده
است. كتاب رونقالاسلام نيز در بحر رمل مسدس
مكفوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعلات) نوشته شده
است. حسن سرودن شعر در يكي از بحور اين است
كه كسي نميتواند آنها را تغيير دهد، زيرا ممكن
است از بحر خارج شود. متأسفانه مختومقلي
عليرغم برخورداري از فصاحت و شيوايي كلام در
موارد اندكي از بحور شعر استفاده كرده است و
اين امر باعث شده تا اشعار بسياري را به او
نسبت بدهند كه متعلق به او نيست. بحر شعر
لازم و ضروري است.
* استاد آيا با زبان فعلي و رايج تركمني
ميشود شعر عروضي سرود؟
* بله. من اصول عقايد را بر اساس بحر هزج با
زبان و شيوه گفتار امروزي نوشتهام.
* در كتاب «فضائل التركمان» بسياري را به
عنوان علما و مشايخ تركمن ذكر كردهايد. ما با
نام آنان در كمتر جايي روبرو شدهايم، مثل
«حسن قاراويل آتا» ملقب به «گوزلي آتا» يا
«ملاعلي دانشمند».
* البته مقصود من از تركمن در اين كتاب،
تركستان است و ازبكها را نيز شامل ميشود. نام
اين عرفا در كتب عربي از جمله كتاب «الحقايق
الورديه في اجلاء النقشبنديه» آمده است. در
اين كتاب اسامي اولياء و صوفيان تركمن مثل
«گوزلي آتا» يا «اوزين حسن»، «حكيم آتا»
همراه با كرامات آنها بيان شده است.
* آيا براي ترغيب طلاب حوزه به تحقيق و
نگارش واحدهاي درسي در نظر گرفتهايد؟
* در حوزه، شبهاي چهارشنبه، جلسهاي بنام
«جلسهي رضوان» برگزار ميشود كه در آن
شيوههاي وعظ، خطابه، نگارش و تأليف آموزش
داده ميشود و همچنين به خاطر آشنايي بيشتر
طلاب با تصنيفها، مطالبي به زبانهاي عربي،
فارسي و تركمني بيان ميشود.
* تاكنون شاگردان شما آثاري نيز داشتهاند؟
* بله; سعيد محمود درخشنده توماج و ابوبكر
آنايي طلابي هستند كه رسالههايي نگاشته و در
حال ترجمهي كتاب هستند.
* چرا روحانيون ما به مسائل و مشكلات روز
جامعه و مردم نميپردازند و يا حداكثر در حد وعظ
و نصيحت بدان اكتفا ميكنند؟
* مهمترين علت آن كمبود معلومات آنها از
مسائل روز است و در مسائل اجتماعي و روز
مطالعه ندارند. بخصوص روحانيون بالاي پنجاه
سال فقط به عبادت مشغولند و هر هفت روز يك
بار قرآن ختم ميكنند و بسيار متقي و زاهد
هستند و هيچ مطالعهاي در زمينههاي تاريخ،
سياست و مسائل روز ندارند.
* برخي مسائل جاري بين تركمنها مثل ازدواج
جوانان و غيره، نياز به مطالعه هم ندارد و
بطور حتم همهي روحانيون ما در جريان مشكلات
آن قرار دارند. چرا در اين موارد هم اقدامي
صورت نميگيرد؟
* علماي ما به هيچ وجه نميتوانند از چهارچوب
فقه حنفي خارج شوند و چون مقلد كامل هستند،
ادعاي اجتهاد نميكنند; نه اجتهاد جزئي و نه
اجتهاد كلي و اصولا معتقدند كه باب اجتهاد از
قرن چهارم هجري قمري به بعد بسته شده است.
بدين ترتيب جايي براي اجتهاد باقي نميماند و
درستي يا نادرستي هر مسألهاي مثل معاملات و
غيره را بر اساس احكام وضع شده ميسنجند.
ولي برخي از علماي جديد بخصوص در مصر جسارت
به خرج داده و با اين باور كه مجتهدين قبلي
نيز مانند ما انسان بودهاند، بر اساس نياز
جامعه اقدام به صدور فتوا ميكنند. ولي
روحانيون بلندپايهي ما جرأت چنين كاري را
ندارند.
* بايد تغييرات زمانه را باور داشت و آيا بر
اساس اين تغييرات لازم نيست فتواها و احكام
جديدتري جايگزين گردد؟
* اگر بهدقت بررسي كنيم در احكام علماي
پيشين نيز چيزي بنام «ما تغير الازمان، يتغير
الاحكام» وجود دارد. يعني با تغيير ز |